۱

آب بستن به معنا – پوزیتیویسم تنبل‌ها

جملات تکان‌دهنده‌ای است:
«…هیچ کاری آسان‌تر از این نیست که این‌گونه نقاب از مشکلی برداری که آن را «بی‌معنا» یا «شبه‌مشکل» معرفی کنی. تنها کاری که باید انجام داد این است که به معنای سهولت‌طلبانه و تنگ‌نظرانه‌ای از «معنا» بچسبی و دیری نخواهد گذاشت که در قبال هر مسأله و مشکلی که تو را به زحمت می‌اندازد،‌ بگویی که نمی‌توانی هیچ معنایی برای آن بیابی. علاوه بر این، اگر هیچ مشکل و مسأله‌ای را جز مشکلات علوم طبیعی معنادار ندانی، هر بحثی درباره‌ی مفهوم «معنا» پاک بی‌معنا خواهد بود. اعتقاد جزم‌اندیشانه به معنا، اگر به کرسی بنشیند، دیگر تا ابد از صحنه‌ی نبرد دور خواهد شد. دیگر هرگز نمی‌توان به آن حمله برد. در این صورت (چنان‌که خود ویتنگشتاین گفته است)،‌ این اعتقاد جزمی «هجوم‌ناپذیر و قطعی» خواهد شد.»
(کارل پوپر، منطق اکتشاف علمی، صص ۲۹-۳۰)

پ. ن. ترجمه‌ی خودم از متن انگلیسی کتاب است؛ فکر می‌کنم این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است.

  1. مهرناز گفت:

    خیلی جالب بود. مخصوصا که من در همین نوشته های اخیرم “جزم اندیشانه” علمی را که نتواند انسان را به خود نزدیک کند “بی معنا” خوانده بودم. جالبتر اینکه فهمیده بودم که اینجوری و به این کلی حرف زدن اشتباه هست. فکر کنم هم تنبلی و هم اینکه انتظار داشتم خواننده هایی مثل شما(که مطمئنم بعد از خواندن نوشته من تصمیم به این نوشته گرفته اید)؛ محبت کنند و برایم نظر بگذارند و من را به چالش بکشند.
    مطمثن باشید که من از به چالش کشیده شدن ناراحت که هیچ بلکه لذت می برم. اگر امکان دارد دفعه بعد در همان وبلاگم جواب من را بدهید!
    حالا یه وقت نتیجه نگیرین که من چقدر از خود متشکرم ها. اما برام خیلی جالب بود که حالا یا تصادفی و یا حقیقتا جواب نوشته ام را اینجا دیدم.

|