۲

اصيل‌ترين «منبع موثق» خودِ شما هستيد!

PrintFriendly and PDF
به گمان‌ام هنوز تا پايان مهلت قانونی شورای نگهبان برای اعلام تصميم نهايی‌اش در احراز صلاحيت نامزدها زمان باقی است. اما دست‌کم فضای مجازی چنان ملتهب است از شايعات – درست يا نادرست – که گويا مجال فکر کردن را از همگان ربوده است. تا این‌جا، ماجرا را تماشا می‌کردم. هم‌چنان هم تماشا خواهم کرد. بنا نداشتم صريح چيزی بنویسم ولی دست‌کم چيزی می‌نويسم که برای خودم نشانه باشد. شما را نمی‌دانم.

انتخابات، پس از ۲۲ خرداد ۸۸، ديگر نه بالفعل و نه بالقوه آن چيزی نيست که جمهوری اسلامی هميشه به آن می‌باليد. بعضی چيزها می‌توانند وجدان و باطن کسی را چنان بی‌سيرت و آلوده کنند که «نه به هفت آب که رنگ‌اش به صد آتش نرود». آن‌چه پس از ۲۲ خرداد در ايران رخ داد، بی‌سيرت شدن نظام جمهوری اسلامی بود. اما اين‌ها به اين معنا نيست که خطای حاکمان سياسی نتيجه می‌دهد که ما مردم به دست خود، خويشتن را از عامليت ساقط کنيم. يک سوی قصه‌ی خرداد ۸۸، دستی خون‌چکان بود که از آستين آن‌که هنوز باوری به او داشتيم برون آمده بود. سوی ديگرش، آغاز شکفتن، ابتدای رويش و نقطه‌ی کشف بود.
در خرداد ۸۸ – به طور مشخص در ۲۵ خرداد ۸۸ – ما خويشتن را کشف کرديم. ما اين را دريافتيم که آن‌چه عمل سياسی را معنی‌دار می‌کند نه ساز و کار انتخابات است نه نتيجه‌ای که اعلام می‌شود و نه نهادهايی که در يک ساختار سخت قدرت برای پياده کردن آن مندرج می‌شوند. سياست را ما معنا می‌کنيم. چگونه؟  با يافتن خويش در آينه‌ی باور جمعی‌مان. باخت حاکميت سياسی پس از ۲۲ خرداد اين بود که ناگهان باور مردم را از دست داد: پلی – پل لرزان و در هم شکسته‌ای که ميان مردم و حاکميت بود – فروريخت اما هم‌زمان مردم کشف کردند که می‌توانند هر زمان که بخواهند بدون اين‌‌که کسی به آن‌ها اجازه و رخصت بدهد يا حتی منتظر بيانيه‌ی کسی – حتی کسی چون ميرحسين موسوی – بمانند، خودشان قطره‌قطره به هم بپيوندند و دريا شوند.
انتخابات پيش رو – چه نظام جمهوری اسلامی بخواهد چه نخواهد – امتداد حادثه‌ای است که پس از اين همه قشون‌کشی و ارعاب و تهديد و سرکوب، نبض‌اش هنوز گرم و استوار می‌تپد. مسأله‌ی ما اين نيست که هاشمی رفسنجانی صلاحيت‌اش تأييد شود یا رد شود. مسأله‌ی ما اين نيست که هاشمی رييس جمهور بشود يا نشود. مسأله‌ی ما نه فرد است نه ميل و سلیقه‌ی اين يا آن گروه سياسی. مسأله ساده‌تر از اين‌هاست: همه‌ی اين اتفاقات – ولو خلاف انتظار باشند – فرصتی است برای اين‌که ما دوباره خودمان را کشف کنيم. برای اين‌که ما دوباره ما شويم. اگر قرار باشد هاشمی صلاحيت‌اش تأييد شود و حتی با رأی خيره‌کننده و حماسی رييس جمهور شود ولی ما دوباره خودمان را گم کنيم، بی‌شک بازنده ماييم. اگر قرار باشد صلاحيت هاشمی به شيوه‌ای تحقيرآميز رد شود و اين هيجان و موجی که در جامعه ايجاد شود، با دلسردی روبرو شود اما ما خودمان را بيابيم، باکی نيست اگر صلاحيت هاشمی از نگاه شورای نگهبان احراز نشود. مهم اين است که صلاحيتِ‌ ما، خودی ما، عامليت ما، سربلندی و تن به ذلت ندادن ما، هم‌چنان محرز است ولو روی کاغذ مردود باشيم يا در تبلیغات پرزور رسانه‌های حکومتی ناديده به شمار آييم.
جلوی آب را می‌توان سد کرد. حتی آب را می‌توان غبارآلود و زهرآگين کرد. اما آب اگر رونده باشد زهر را هم از خود می‌تواند زدود. آب اگر رونده باشد، از دل خارا هم عبور خواهد کرد:
رودِ رونده سينه و سر می‌زند به سنگ
يعنی بیا که ره بگشاييم و بگذريم
انتخابات خرداد ۹۲، فرصتی است برای اين‌که ما دوباره خود را پيدا کنيم. انتخابات ۹۲ آينه است. پشت به آينه نکنيم. آينه تنها وقتی خاصيت دارد که پيش روی ما باشد. آينه وقتی آينه‌گی می‌کند که چشم در چشم او – چشم در چشم خويش – بدوزيم. تأييد يا رد صلاحيت هاشمی، رييس جمهور شدن او يا پيدا کردن سرنوشتی مثل ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، حاشيه است. اصل ماييم. متنِ ماجرا اين فرصت آينه‌گی است. هيچ منبعی موثق‌تر از من و شما نيست. فاخرترين و زلال‌ترين منبع موثق و شاهد عينی، «شما»‌ هستيد:
چو موج مستِ خودی باش و سر به توفان کش
تو را که گفت که بنشين و پا به دامان کش…
  1. پری says:

    یعنی اسپریِ سبز من هنوز نخشگیده؟
    آن دلی که می تپید
    برای آزادی
    هنوز گرم است؟
    آن رای ها امیدوار
    آیا هنوز زنده اند زیر خاک؟
    پس کی می رویند؟
    کی می روبند؟
    زمستان سه ماه است ؟
    سه سال است ؟
    سی و سه سال است ؟

|