۲

گر چه ماه رمضان است… (۲)

Print Friendly, PDF & Email
معمول اين است که در ماه رمضان، توجه مردم به عبادت بيشتر می‌شود. اين‌که ميزان بهره‌ی عموم خلايق و حظ آن‌ها از عبادت چه ميزان است، همان است که محل توجه ماست.
عين‌القضات همدانی در بخشی از نامه‌ها می‌گويد: «أبعد الناس عن الله اکثرهم ذکراً لله. لعمری در بدايت، همه نام او برند و «اذْكُرُوا اللَّـهَ ذِكْرًا كَثِيرًا» اذکروا الله حتي يقال لکم انکم مراؤون. اما در نهايت اين همه برخيزد. جوانمردا! «وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ» ديگر است، و «اذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً» ديگر. يا موسی قل للظلمة من بني اسراييل لا تذکروني فأن من ذکرني منهم ذکرتُهُ باللعنة» (نامه‌ها؛ ج ۱، ص ۱۰۶).
ذکر گفتن برای بعضی اسباب فتوح و گشايش است و همين ذکر می‌تواند بلای جان عده‌ای ديگر باشد. ذکر گفتن به ظاهر آسان است. اهل ذکر و عبادت بودن، در ظاهر تمسک است به همين مناسک و آداب. بلای عظيم آن‌جا پديدار می‌شود که بدانی همه‌ی آن‌چه کرده‌ای يا می‌کنی به جای آن‌که سودی برای‌ات داشته باشد، يکسره مايه‌ی عقوبت شد است و تو شادان که چه عبادت‌ها که نورزيده‌ای و چه نمازها که نخوانده‌ای و چه روزه‌ها که نگرفته‌ای! اين واقعه‌ها به ويژه جايی رخ می‌نمايد که باد استغنا می‌وزد و «ان الله لغني عن العالمين» چهره می‌گشايد. ميان آن‌چه فقها برای مؤمنين توصیه می‌کنند و آن‌چه اهل معنا به آن اشارت می‌کنند تفاوت بسيار است:
«و فقهای ظاهر به صحت، چيزی ديگر خواهند، اما سالکان به نيت قبول خواهند و آن‌که روز قيامت به سعادت رساند. و هر عملی که شمشير پادشاه از تو باز دارد فقها آن را صحيح خوانند؛ چه نزديک ايشان چون ارکان نماز و شروط ظاهر به جای آورند آن نماز را صحيح خوانند الا که رکنی به جای بگذارند چون طهارت، چون رکوع يا سجود، پس آن را فاسد خوانند. و اگر شرطی به جای بگذارند چون طهارت، حدث هم صحيح نخوانند. اما چون ارکان و شروط تمام به جای آورند، گويند: نماز صحيح است». (نامه‌ها؛ ج ۱، ص ۶۷). اين تقرير عين‌القضات از تلقی «فقهای ظاهر» از آداب و مناسک شريعت است. او در ادامه می‌گويد: «و به نزديک فقهای ظاهر حضور از ارکان نيست چون رکوع و سجود، چه اگر کسی نماز بی حضور بکند هم صحيح خوانند. و هر کتاب که در فقه ظاهر ساخته‌اند در آن‌جا بود که قرائت فاتحة الکتاب رکن است در صحت نماز. اما در هيچ کتاب نبود که حضور دل رکنی است، که حضور از باب تقوی است نه از فتوی» (همان، ص. ۶۸).
و جایی که به روزه می‌رسد، باز هم به همان سرگشتگی يا فروماندگی فقه ظاهر در سطح می‌رسيم: «و هم‌‌چنين در فقه ظاهر، چون نيت روزه بکند و از خوردن و مباشرت دست بدارد از صبح تا شام، اين روزه را صحيح خوانند. و ندانم که فقيه ظاهر اين حديث را چه معنی نهد که رب صائم ليس له من صيامه الا الجوع و العطش.» (همان، ص. ۶۸).
قاضی همدانی اين‌جا دو رخنه در مسلمانی کرده است: نخست اين‌که بر فقيهان خرده می‌گيرد که شما يکسره در ظاهر توقف کرده‌ايد – پرداختن به نيت و دل کار فقيه نيست از اساس – و تمام همّ شما در صحيح بودن و مرتب بودن همين ظاهر است و بس. قاضی اين اندازه را بدون پرداختن به باطن، نه تنها مايه‌ی نعمت نمی‌داند بلکه اسباب نقمت می‌شمارد. دیگر این‌که در مقام باطن و در جايگاه حضور هم کار را آسان نمی‌نماياند: هر اهل ذکری، اهل باطن نيست. بسا ذکرگويانی که ذکر گفتن‌شان حاصلی ندارد جز لعنت.
حال بايد پرسيد که روزه‌ی اکثر روزه‌دارانی که پيرامون ما هستند – و روزه‌ی خودِ ما – از کدام جنس است؟ آی در شمار آن‌ها می‌افتند و می‌افتيم که در وصف‌شان گفته‌اند: «وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ» يا در رديف آن‌ها که «الانبياء في قبورهم يصلون»؟ يا از آن‌ها که ابراهيم‌وار پس از عمری عبادت، باز هم می‌گويند: «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۚ رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ»؟!
  1. Anonymous says:

    سلامم ممنون از افاضات عالی شما ادرس ایات وروایات را بنوبسبد با تشکر
    ——————–
    چشم. در اسرع وقت این‌ها را هم می‌افزايم.
    د.

  2. رویا says:

    با سلام و تشکر . آیا میتوانم مطالبتان را در فیس بوک با ذکز نام ویا سایتتان بیاورم ؟ من کتاب نامه ها را با استادی خوانده ام ولی تفسیر شما هم جالب است اگر اجازه دهید درفیس بوک استفاده کنم
    ————-
    بله البته. اين مطالب عمومی است. منعی ندارد نقل قول از آن‌ها با ذکر منبع.
    د. م.

|