۴

تلويزيون الجزيره و سقوط مبارک

Print Friendly, PDF & Email
هنوز نیم ساعت نشده است که خبر استعفای مبارک اعلام شده است. نزدیک به سه هفته است که تلويزيون الجزيره پوشش مستقيم و کاملی از قاهره داشته است و دست‌کم یک دوربین را فقط روی میدان تحرير نصب کرده بود. الآن با خود فکر کردم که: ايمان بياوریم به قدرت رسانه در قرن بیست و يکم! و پند بگیریم که چگونه حاکمان مستبد در برابر رسانه به زانو در می‌آيند.

اگر مبارک درست به شيوه‌ی حکومت جمهوری اسلامی درست از شب قبل از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ که تمام رسانه‌ها را ناگهان منجمد کرد و هجوم همه‌‌جانبه‌ای به رسانه‌های مستقل و آزاد را آغاز کرد، به همان شيوه الجزیره را از مصر اخراج می‌کرد، وضع امروز مصر آیا همین بود که دقایقی پيش رخ داده است؟

نمی‌خواهم ساده‌نگر باشم و پيچیدگی‌های متعدد وضعيت مصر را نادیده بگيرم، اما بی‌شک مهم‌ترين و قوی‌ترین عامل سقوط مبارک را نقش رسانه و نقش همين تلويزیون الجزیره می‌دانم. ملت مصر علاوه بر اعتماد به نفس‌اش و ايستادگی‌اش، حتماً سپاسگزار و منت‌پذیر الجزيره نيز هست.

يک نکته‌ی ديگر را بيفزايم. الجزيره در اين روزها تمام قد در قامت جبهه‌ی غرور و تعصب عربی ظاهر شد. مصر، تنها مسأله‌ی مصر نیست. مسأله‌ی جهان عرب است. عرب‌ها هم‌زبان‌اند و هم‌فرهنگ.  سقوط مبارک تصويری از همبستگی جهان عرب هم می‌تواند باشد. اگر الجزيره نمی‌بود، مصر اکنون کجا بود؟

این‌ها را جمع بزنيد و خوب بینديشيد که چرا ايران هم‌چنان محبوس چنگال بیداد و استبداد است. به باور من، کليد این معما رسانه است. ايرانی‌ها، از ديروز باید به فکر تأسيس عاجل و فوری يک رسانه‌ی تلويزیونی مستقل، حرفه‌ای و قوی بيفتند  – امروز دير است – و خيال تلويزيون‌های چريکی و شخلته و ضعیف را هم از سر بیرون کنند. رسانه‌ی حرفه‌ای آزاد کليد – يا يکی از کليدهای – آزادی ماست. رسانه همه چيز را حل نمی‌‌کند اما چيزی است که رخنه در سد سکندر ستم می‌اندازد. خبر و آگاهی این بساط بيداد را برخواهد چيد. 

پ. ن. بدیهی است که رسانه بدون مردم و مقاومت، ايستادگی و خيزش آن‌ها هيچ کاری نمی‌تواند بکند. فراموش نکنيم که قدرت سياسی، پول و رسانه وقتی که در انحصار قدرت باشد، عجوزی را هم می‌تواند يوسف بنمايد و اتفاقی را که چه بسا در يک ماه ممکن است رخ‌دادنی باشد، سال‌ها به تعويق بيندازد. اما رسانه را هم‌چنان کلیدی می‌دانم (با حفظ توجه به همه‌ی مؤلفه‌های ريز و درشت ديگر برای تغيير و دگرگونی سياسی).

پ. ن. ۲. خوب بگذاریم غرم را هم بزنم ديگر: به نظر من بی‌بی‌سی فارسی به جز مدتی کوتاه که خيلی حرفه‌ای و کمابيش مستقل عمل کرد، هم‌چنان موجودی است محافظه‌کار که عمدتاً به فرموده و در حبس دستورالعمل‌های بوروکراتيک عمل می‌کند. شايد اين قضاوت من شتاب‌زده و حتی درشت باشد ولی پس ذهن‌ام هميشه با خود فکر می‌کنم که حکومت فعلی جمهوری اسلامی ايران گاهی سخت وامدار همين تلويزیون فارسی بی‌بی‌سی می‌شود. اگر به قدر سر مويی حس و حميت و شهامت الجزيره در بی‌بی‌سی فارسی می‌بود، شايد وضع ايران امروز بهتر می‌بود. اين را به حساب غر بعد از تحلیل‌ام بگذاريد ولی فکر می‌کنم این مضمون خیلی هم خالی از حقیقت نباشد.

  1. علی says:

    من هم موافقم.داشتن یک رسانه تصویری حرفه ای یا نیمه حرفه ای یک ضرورت انکار ناپذیر است من امیدوارم رهبران جنبش به این موضوع اهمیت دهند.

  2. Anonymous says:

    شما بهتر از من می دانید که بودجه بخش بین الملل بی بی سی تا همین چند هفته پیش از کجا تامین می شد. بنگاه خیریه که نیست باید منافع سرمایه گذار را حفظ کند , تعهدش به ملت ایران هم در همان حداقل اخلاق حرفه ای و رسانه ای است.
    نکته دیگر اینکه ما هنوز یک وب سایت مستقل و حرفه ای نداریم(با عرض احترام به دوستان جرس) شاید بهتر باشد قبل از شبکه تلویزیونی فکری به حال این موضوع بشود.

  3. هوالحق
    سلام
    دو نکته:
    اوّل اینکه اراده ی مردم و ثابت قدمی بود که موجب پیروزی آنها شد نه رسانه، عشق به آزادگی و رها شدن از قید و بندهای غربی و پناه بردن به دامان اسلام و شهادت.
    دوّم اینکه شما هنوز رسانه آزاد را از رسانه وابسته تشخیص نمی دهید.
    یاجق

  4. علی ایرانی says:

    داریوش سلام
    من واقعا از این نوع قضاوت های بشدت هیجانی شما دلگیرم. شما دیگر چرا؟ شما که بسیاری از ماها رو می شناسید و می دانید/خوب هم می دانید که تک تک ماها در بی بی سی فارسی که خیلی هامون رو از نزدیک هم می شناسید به هیج وجه مستحق این توهین های بی پروای شما نیستیم. آخر چرا شما که در میان سبزها لابد باید با منطق تر باشید این قدر بی مهابا می رانید. یک بار پاشید بیایید اگتون هاوس، ببینید ما اصلا چه جوری خبری را انتخاب می کنیم یا نمی کنیم بعد فخش مان بدهید. نباید موج فیس بوک و بالاترین گرفتارتان کند. شما اصلا خبر دارید از محدودیتهای ما در کار؟ به گمانم نه. ولی تعجبم از این است که نمی دانید و نمی پرسید و تحقیق نمی کنید این جور به نوعی حرف می زنید که حس درونی خودتان هم نهیب تان می زند که این حرفها از سر عصبیت و شتاب است.
    اگر خواستید به این گفت و گو ادامه بدهیم یک ایمیل به این نشانی بفرستید:
    freesuggestion@yahoo.com
    با احترام
    ببخشید که با اسم مستعار نوشته ام در این مرحله.
    ———————-
    بگذارید فردا بگذرد. مفصل‌تر چيزی خواهم نوشت. هر چند امروز بچه‌ها خیلی خوب کار کردند. دست مریزاد به همه‌شان ولی مشکل هم‌چنان به قوت خود باقی است. درباره‌اش خواهم نوشت.
    د. م.

|