۹

توضيحات کاتب سابق کتابچه

Print Friendly, PDF & Email

نامه‌ای از مهدی خلجی، نويسنده‌ی سابق کتابچه اکنون به دستم رسيد که بنا به خواسته‌ی خود او آن را عيناً در اينجا می‌آورم.

«داريوشِ عزيزم
از آن‌جا که باب کتابچه مسدود است، خواهش می‌کنم اين چند کلمه را خطاب به خوانندگان و نويسندگان حلقه‌ی ملکوت، در وب‌لاگ خودت منتشر کن.

مناقشه‌ای که بر سر قتلِ تئو ون‌گوگ ميان من و نويسندگانِ وب‌لاگ‌های سيبستان و ملکوت رفت، گفت‌وگويی سراسر دوستانه بود. سال‌هاست که با مهدی جامی دوست هستم. او را در شهر زيبای سنندج شناختم؛ وقتی که استاد ادبيات فارسی دانشگاهِ کردستان بود و محبوب دانشجويان و جوانان. مهدی، جدا از آن‌که اهل تأمل و انديشه است، جوان‌مردی عيار است که در دوستی صفت‌های کم‌ياب دارد. به ميانجی او، داريوش را شناختم که دانشجويی است با ذهن پرسش‌گر و جانی بی‌تاب. اهل دل است و نازک‌خيالی‌های او هميشه به رفاقت، طعم مهربانی داده است.
بسيار متأسف‌ام که – در دنباله‌ی بحث‌ها بر سر اسلام و خشونت – شماری از دوستانِ ديده و ناديده‌ی ديگرم، که شناختی نزديک از مهدی و داريوش ندارند، درشتی کردند و آن دو را آزردند. نه مهدی و نه داريوش، هيچ کدام نه مدافعِ خشونت‌اند و نه بی‌اعتنا به اخلاق. ممکن است ديدگاه‌هايی داشته باشند که از نظر من يا ديگران، پيامدهای فکری گوارايی نداشته باشد؛ اما يقين دارم اگر مهدی و داريوش، پيامدهای فکر خود را خشونت‌آور بدانند، از آن روی می‌پيچند. مهدی و داريوش نه اهل خشونت‌اند و نه مروجِ آن.
به هر روی، نوشتن، در حلقه‌ی ملکوت، برای من افتخار بوده است. نويسندگانِ ملکوت هم به سابقه‌ی الفت و سائقه‌ی صحبت، هم‌نشينِ شده‌اند. از کسانی که در مبادی فکری، چون من می‌انديشند، برادرانه تقاضا می‌کنم تيغ تهمت را بهلند و درِ درشت‌گويی را قفل زنند و اگر به انديشه‌ای انتقاد دارند، تنها آن انديشه را آماج بگيرند و فضای گفت‌وگو را به بيش و کم نيالايند. اگر به انديشه‌ی مبارزه با خشونت باور داريم، نبايد خشونتِ زبانی را نيزه سازيم و در تاريکی، به چشم هر شناخته و ناشناخته پرتاب کنيم.
دغدغه‌ی شماری از دوستان را درباب نفی خشونت درک می‌کنم و به آن احترام می‌گذارم و از آنان درخواست می‌کنم به دامن زدن فکر خشونت‌ستيزی ياری کنند و از پرداختن به نام‌ها پرهيز.»

  1. با مسيحا، کاتب کتابچه، مهدي خلجي، موافقم.

  2. يکی از پسران فريدون says:

    اگر “پيامد” فکری اينها ممکن است خشونت آفرين باشد در عوض اين دوستان ديده و ناديده شما که زبان خشونت به بهانه مبارزه با خشونت بازکرده اند در همين حال حاضر در خشونت به سر می برند و مسلح به ايدئولوژی خشونت اند! جالب است نه؟!

  3. مرضیه says:

    به نام آنكه سبزترين است
    سلام
    به راستي كه در مقام حرف ما هميشه به تمام اصول انساني پايبنديم افسوس كه آنان كه مطابق است حرف با عملشان كميابند.
    خشونت در كلام نيز گونه اي است از هماني كه بر سر فيلمساز هلندي آمد شدت و ضععفش مهم نيست مهم اين است ما كه به آنان كه از اهالي خشونتند خورده مي گيريم خود در طريق خشونت گام ننهيم.

  4. rood says:

    گويا در اين ملكوت اينقدر همه گرفتارن كه حتي جواب يك از راه رسيده رو هم نميدن.
    به هر حال شاد باشيد و اميدوارم از اين همه گرفتاري رهايي يابيد شايد مجالي شد تا سلام هم رو پاسخ گفتيم.
    ((رود))

  5. rood says:

    گويا در اين ملكوت اينقدر همه گرفتارن كه حتي جواب سلام يك از راه رسيده رو هم نميدن.
    به هر حال شاد باشيد و اميدوارم از اين همه گرفتاري رهايي يابيد شايد مجالي شد تا سلام هم رو پاسخ گفتيم.
    ((رود))

  6. رضا says:

    با سلام خدمت مديريت محترم وبلاگ حلقه ي ملكوت …دوست گرامي نامه ي شما را خطاب به دوست بزرگوارم سركار خانم حميرا طاري خواندم و از طرف خودم و نه از طرف ايشان ميخواستم بدانم واقعا شما با ابداع وبلاگ يا مجموعه ي وبلاگ اين حلقه ي ملكوت به واقع در صدد چه بوده ايد ؟ در نوشتن وبلاگ فرهنگي عمومي يافته است كه باعث گرديده است همه ي اهل قلم چه آنان كه شهير و نامي بوده اند و چه آنان كه چون حقير تنها براي دل خويش مي خواند و مي نويسد به نوعي حس تبادل آرا و تحمل مخالف باورهايم دست يابم در حاليكه پيش از اين بر تحمل هر سخن ناخوشايندي نا شكيب بودم و اين خود دستيابي به بسياري از باورهاي نيك ديگران را از من ميگرفت و نيز همين حقوق بشري را كه شما از آن دم زده ايد و به آن تا جايي كه خودتان را آماج حمله قرار ندهد پاي بند هستيد ! دوست گرامي بسيار تاسف خوردم وقتي كه حلقه اي كه نيت ملكوت را داشته است و البته بسياري از اربابان قلم آن چنان خود را از عرضه مصون نگهداشته اند و خود را در برج عاج زنداني كرده اند به چنين حركتهايي نظير طرد يا حذف نويسندگاني زده است كه به زعم شما مخالف باور ها و خط مشي هاي شما هستند خود را بخاطر مالكيت و خلق اين سايت محق ميدانيد در برابر هر انتقاد و يا تغيير مشيي دست به طرد و بستن حق نوشتن مهمان خود بدانيد ! …. نميدانم شما به چه منطقي اين حذف و توصيه به بيرون رفتن از حلقه را با آزادي بيان يكي ميدانيد ؟ من به عنوان كسي كه روزگاري خدمت همه ي نويسندگان اين حلقه علي رغم بي مهري عمده ي نويسندگان آن كه هنوز مخاطبين خود را تنها خواننده مي بينند و نه منتقد ! از خداوند منان خواهان داشتن ذهني روشن و پويا براي شما هستم ! كه غرور و خود بيني آفت انديشه ي همه ي ماست ! والسلام !

  7. مسعود says:

    داريوش عزيز
    مطلب تو درباره فيلمساز هلندي اولين مطلبي بود كه از تو در وبلاگت خواندم. انصافا دستت درد نكنه. انشا’الله هميشه اين دغدغه را با خود داشته باشي. موفق باشي و پايدار

  8. سلام
    داريوش نوشته را خواندم. مقل همين صاحب كتابچه آدم كم پيدا مي شود كسي كه به راحتي تمام مطلب بنويسد و شمشير را از رو نبندد.
    البته در نوشته هاي كه با مهدي درباره مطالبي بحث مي كردند گاهي اوقات بر چسب مي زد ولي آنقدر جرات دارد كه خودش را نقد كند.
    موفق باشي

|