۴

ميهمان تازه‌ی طربستان ملکوت

Print Friendly, PDF & Email

تصنيفی تازه با نام «می‌دانم که می‌آيي» که آهنگساز آن امير حسين سام و خواننده‌ی آن علی بيات است، به مجموعه‌ی طربستان افزوده شده است. از امير حسين سام، قطعاتی ديگر را نيز به تدريج به مجموعه خواهم افزود.

تکمله: شعر اين تصنيف هم سروده‌ی آهنگساز است. تا به حال اگر با نام اين نوجوانِ (!) اهل طرب و دل آشنا نبوديد، اکنون باشيد!

پشت جلد «صبح، بهار، باران» امير علی سام

پ.ن. و اين هم تصنيف «به کجا می‌روی؟» در راست‌پنجگاه با شعری از دکتر سروش. سالی پيش اين مثنوی دکتر سروش را از نوشته‌ی کاتب کتابچه،‌ خود خوانده بودم و متن کامل شعر هم در کتابچه‌ی خلجی آمده بود. ابياتی که در اين تصنيف آمده است برگرفته از همين مثنوی «همسايه‌ی دريای طهور» دکتر سروش است. اکنون که اين تکمله را می‌نگارم، با خود می‌انديشيدم که دريغ است از حس و شعور و ذوق و استعداد موسيقايی و درک سام بی‌نصيب بمانيد. قطعات ديگر آلبوم فوق را امير حسين برای‌ام فرستاده است که به تدريج به طربستان افزوده خواهد شد و می‌توانيد در فهرست طربستان بعد از تکنوازی سه‌تار استاد عبادی بيابيدش.

پ.پ.ن. ديگر اين‌که در بخش نغمه‌ی روز، به اقتضای حال و ايام چند قطعه آمده است که آواز افشاری مثنوی است که شجريان به مناسبت ماه رمضان خوانده است و مناجات ربنای اوست. همچنين تواشيح اسماء الله نيز در همان رديف آمده است. شمس‌الضحای سراج را از اين رو نهاده‌ام که غزل مولاناست و با آن الفتی غريب دارم. آن آخری، ترانه‌ای عربی است که با اين دو بيت آغاز می‌شود:
انا فی سکرين من خمر و عين / واحتراق فی لهيب الشفتين
اين ترانه را از سعيد حنايی کاشانی به يادگار دارم. ترانه‌ی عيد ام کلثوم را هم برای عيد فطر منتظر باشيد.

  1. reza says:

    سلام.حدود يك سالي است كه كامپيوترم را براي ملكوتي ها روشن مي‘كنم.
    هميشه مي خواستم چند كلمه برايتان بنويسم چون با شبستري موافقم كه گفته بود: نشان ناشناسي ناسپاسي است/شناسايي حق در حق شناسي است.اما انچه باعث شد الان اين چند كلمه را بنويسن شنيدن تصنيف ” مي ايي” بود. چيزي به افطار نمانده است و يادم نميايد كه در چند سال پيش اينقدر گريه كرده باشم.همه اين لحظات خوش را مديون لطف قلم و ذوق اصيل شما هستم.خدا نگه دارتان

  2. koochi says:

    از بختياري من بود كه با ساز اين طبيب دردآشنا و ملك ملكوت شما همزمان آشنا شوم. تصنيف مي آيي اشك را به چشمان من هم آورد ، و در پي نوشته هاي شما را كه خواندم فهميدم باز كه حلقه ملكوت را پاياني نيست ، حتي در غربت . راست گفته ايد ، من هم به كرات ناليده ام از آلودگي زيباترين حسها به تزويري كه رسم سرزمين اهورايي ما شده . اما چه باك ، هميشه فرصتي هست براي خلوتي بي ريا . تا يادم نرفته اين را هم گفته باشم كه ممنونم از ملكوت كه ( ربنا ) را به سكوت آكسفورد آورد … پايدار باشيد .

  3. سلام بلاگ جالب و كاملي داريد با اجازه لينك شما را بر روي لينكهاي بلاگم مي گذارم سبز باشيد.

  4. Ali says:

    آقای مدير ملکوت برسد به دست آقای رويايی:
    آقاي رويايی جان من نمی خواهم تعارفات معموله بکنم چون به آن نياز نداريد. بنابرين راست و حسينی خدمت شما معروض می شوم که خوب است وبلاگ را با روزنامه اشتباه نگيريد و از خودتان بنويسيد. ما شعرهای شما را زياد خوانده اييم و البته ناشيانه تقليد هم کرده می باشيم/می باشند. فلذا خوب است که اينجا سخنان تازه تری از شما بشنويم. مثلا اينکه اين شعرها را چه جور بايد “خواند”؟ می پسنديد؟ ممکن است جای ديگر گفته باشيد می دانم چون ۴۰ سالی است شعر می گوييد. ولی اگر به ما نسل بيسوات هم کمک کنيد سر از اين اشعار درآوريم که راه دور نمی رود. می رود؟ ما منتظر می مانده همين جا نشسته می باشيم. -علی اکبر منتظری (شعردوست)
    لطفا پاک نکنيد وگرنه عين متن را در صد تا وبلاگ ديگر خواهيد ديد!

|