۱۰

ناهنجاری‌های فقهی و فتاوی اينترنتی

Print Friendly, PDF & Email

 خيلی‌ پيش‌تر از اين‌که سردبير کيهان آن يادداشت کذايي و مضحک را بنويسد، در کيهان فتوايی چاپ شده بود از آيات عظام درباره‌ی استفاده از اينترنت. طرفه‌تر آن‌که گويا جمعی از اساتيد و دانشجويان دانشگاه شريف اين خبط را مرتکب شده بودند! نکته‌ی جالب ماجرا در اين است که عده‌ای دانشگاهی (نه عده‌ای سياست‌مدار با مقاصد و انگيزه‌های سياسی) درباره‌ی ماجرايی که هر بقالی می‌تواند درباره‌ی آن اظهار نظر کند، به فقيهانی مراجعه می‌کنند که در اينترنت، فرق رَب و رُب را نمی‌دانند. از کيهان‌نويسان بعيد نبود در پی چنين فتوايی برای لت و پار کردن مخالفان‌شان به هر بهانه و با هر توجيهی باشند. اما، اگر صحت داشته باشد، برای جامعه‌ی دانشگاهی ننگ دارد که اين قدر درکی سطحی و مقلدانه از جهان اطراف داشته باشند و بديهيات دين را ندانند. آيت‌الله صافی گلپايگانی می‌گويد: «واضح است که مراجعه به پايگاه هاي مذكور با محتوياتشان، خلاف شرع و حرام بيّن است»! ملاحظه فرموديد؟ فقيه دانشمند همين جوری حکم وضوح می‌دهد! پرسش‌گران محترم هم از بيخ مسأله را مخدوش و محرف عرضه می‌کنند. از همه طرفه‌تر فتوای حضرت مکارم است که بيشتر به طنز شبيه است تا فتوا: «با توجه به آنچه مرقوم داشته‌ايد كه بسياري از پايگاه‌هاي موجود مشتمل بر اهانت به مقدسات و نشر اكاذيب و برنامه‌هاي مستهجن و نامشروع جنسي و ترويج فرقه‌هاي ضاله و مانند آن است، بي شك استفاده از چنين پايگاه‌هايي حرام و حتي دور از شأن انسان‌هاي غيرمتعهد به اسلام است و بي شك لازم است مراكز خدمات اينترنتي زمينه انتشار پايگاه هاي مذكور را فراهم نسازند. . .». شما فهميديد «انسان‌های غير متعهد به اسلام» که طبعاً شامل کافران و مشرکان نيز می‌شود، با چه منطقی بايد مثلاً به اينترنت مراجعه نکنند؟

در يادداشت پيشين از سقوط اخلاق و انحطاط هولناک اصول انسانی سخن گفته بودم. اما اين را هم بايد افزود که فقيهان هم در جوار قدرت در حال سقوط هستند. در بهترين حالت می‌توان تصور کرد که همه‌ی اين فقيهان با اطلاعات نادرستی برخورد کرده‌اند و بر حسب آن‌ها فتوا صادر کرده‌اند. اما اين هم توجيه مناسبی نيست. فقيهی که اهل تفحص و اجتهاد نباشد، فقيهی منجمد و خشک است. چنين فقيهی از درجه‌ی فقاهت ساقط می‌شود. چنين اگر بود، فقيهان هزار سال پيش درباره‌ی مسايل صد هزار سال آينده از همان زمان می‌توانستند اظهار نظر کنند. در بهترين حالت که بخواهيم شبهه‌ی بندگی قدرت و سياست‌زدگی را از اين فقيهان عالی‌قدر بزداييم، نمی‌توان از بار گران بی‌دانشی و بی‌مسئوليتی که بر دوش آن‌ها سنگينی می‌کند گذشت! حالت بدتر را هم که البته نيک می‌دانيد. امروزه معرفت و دانش، فقه و دين را به بهای سياست هر روز سودا می‌کنند و چوب حراج به آن‌ها می‌زنند. سردبير کيهان، طعمه‌های‌اش را خوب انتخاب می‌کند. اين سمند جهالت و نادانی ماست که می‌تازد، نه بدذاتی و بی‌اخلاقی سردبير کيهان:
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز / وز ابر مرو را به سوی خاک فرو خواست
زی تیر نگه کرد پر خویش برو دید / گفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»

قربانی‌های بعدی جهالت و نيرنگ سردبير کيهان همين آيات عظام هستند،‌ اگر تا آن زمان اندک مايه‌ای از خداترسی و تقوا و پارسايی بر جا مانده باشد.

پ.ن. توضيحات «ملای درس نخوانده‌» در ذيل اين مطلب بسيار روشنگر است: «من از فقه چيزی نمی دانم ولی اين را می دانم که فقيه نمی تواند در باره مصداق حکم دهد. کار فقيه تعيين موضوع است. تشخيص مصداق با مقلد اوست. ضمنا اگر هم به فقيهی تقليد نمی کنيد حکمش هر چه باشد باشد. نمی دانم فلسفه اعلام اين احکام برای آگاهی عموم است يا آگاهی مقلدان اين آقايان». به نظر شما چه اتفاقی افتاده است که کار فقيهان به تشخيص مصداق کشيده شده است؟ معنای صريح و آشکار اين کار اين نيست که فقيهان ديگر کار خود را انجام نمی‌دهند؟ با اين اوصاف باز هم چنين فقيهانی صلاحيت اين را دارند که فقيه خوانده شوند؟

  1. سجاد says:

    سلام. واقعا جوابش همین آیه ایست که در حاشیه وبلاگ گذاشته ای که این برای همه ی ماست به خصوص هر کس که به عمل خود مغرور تر است…

  2. ملای درس نخوانده says:

    من از فقه چيزی نمی دانم ولی اين را می دانم که فقيه نمی تواند در باره مصداق حکم دهد. کار فقيه تعيين موضوع است. تشخيص مصداق با مقلد اوست. ضمنا اگر هم به فقيهی تقليد نمی کنيد حکمش هر چه باشد باشد. نمی دانم فلسفه اعلام اين احکام برای آگاهی عموم است يا آگاهی مقلدان اين آقايان.

  3. شادمان says:

    اين را هم از ميان خبرها بخوانيد تا ميزان دقت و شناخت بعضی مرجع ها روشن شود: آيت الله نوری همدانی گفت در سال گذشته غرب برنامه ‌ای برای جمع ‌آوری كتاب‌های تروريستی طرح كرد و قرآن را اولين كتاب تروريستي اعلام كرد. اين در حالی است كه قرآن بيش از همه‌ كتاب‌ ها در غرب و خود آمريكا به فروش می رسد. -بی بی سی
    راستی قرآن پرفروش ترين کتاب در آن جاست؟ به ما هم خبر دهيد!

  4. سلام.وبلاگ من تازه راه افتاده خوشحال ميشم به منم سر بزني و اگه مايل باشي باهم تبادل لينک کنيم.با تشکر .

  5. من says:

    گمان مي كني اساتيد اينجا فقط تدريس دارند؟ استادي كه سياسي نباشد كنار گذاشته مي شود.

  6. جواد خراسانی says:

    جناب داریوش میم (از باب طنز عرض شود که میخ پسوند مناسبتری است چرا که میم آن ابتدای فامیلیتان , یخ آن اهمیت و ارزش مطالبتان و جمع آن میزان انعطاف شما در برابر حرف دیگران را نشان می داد)
    چرا اینقدر نسنجیده مطلب می نویسی و فکر می کنی که عقل کل هستی؟
    ایکاش کچل نباشی چون می خواهم بگویم فقهای بزرگواری که نافقیهانی مثل شماها دنبال تعیین روش تفقه به آنانند به اندازه موی سر شما و بلکه بسیار بیشتر کتابها و نشریات و تارنماها و … را خوانده و با آنها و اوضاع جدید و بطور کلی مقتضیات فعلی جهان آشنایی کامل دارند .اگر فقها حامل بار بی دانشی و بی مسئولیتی بودند یا بدتر سودا گر دین و معرفت با سیاست که این همه معارف نغز الهی در اختیار من و تو نبود . هیچ می دانی اگر فرد ساده لوح و کم خردی با حرفهای نسنجیده تو به نهاد روحانیت بدبین شود و در مقابل تندباد شبهه و کفر و پلشتی به این ارکان دین الهی تکیه نکند و مالاً دین و ایمانش را از دست بدهد گرفتار چه بار سنگینی شده ای ؟
    خیلی ساده و آسان برای تو توضیح می دهم که اگر جناب مکارم شیرازی گفته است :
    «با توجه به آنچه مرقوم داشته‌ايد كه بسياري از پايگاه‌هاي موجود مشتمل بر اهانت به مقدسات و نشر اكاذيب و برنامه‌هاي مستهجن و نامشروع جنسي و ترويج فرقه‌هاي ضاله و مانند آن است، بي شك استفاده از چنين ( به مفهوم چنین و کاربرد ان در زبان فارسی دقت شود ) پايگاه‌هايي حرام و حتي دور از شأن انسان‌هاي غيرمتعهد به اسلام است و …
    این یعنی اینکه چون طبق سوال متقاضیان سایتهای مورد اشاره آنها مشتمل بر مطالب و احیانا عکسهای مستهجن و سکس است بسیاری از انسانهای شریف حتی غیر مسلمان هم ابا دارند از مراجعه به این قبیل سایتها و مشاهده محتویات انها
    کجا ایشان گفته است که غیر مسلمان که هیچ حتی مسلمانان به اینترنت مراجعه نکنند .چرا برداشت شبیه به دروغگویی ؟ هان چرا ؟
    تامل بسیار بکن در ایه شریفه ای که برای حاشیه انتخاب کرده ای. نکند خودت یک مصداق ان باشی؟
    همچنین مرا بخاطر دو سه مورد طنزم ببخش

  7. فريبا says:

    وقتي حكومت ديني شد يعني همه چيز بايد با معيار دين سنجيده شود و در اين نوع حكومت روحانيان نماد دين و” ارکان دین الهی ” هستند و حافظ ايمان مردم ( با اشاره به ياداشت دوستمان جواد خراساني ) آنها به جاي مردم فكر مي كنند به جاي مردم تصميم مي گيرند و تنها دستورات خود را ابلاغ مي كنند و مردم ملزم به رعايتند . در غير اين صورت چماق تكفير در دست آقايان همه كارها را درست مي كند به همين راحتي . وقتي دين اسباب قدرت را در دست داشته باشد كجا ديگر درس و بحث حوزوي و علمي به كار مي آيد راه سهل الوصول تري هم موجود است ،حكم حكومتي .هر كه طالب ماندن است بايد به گونه اي به اين نهاد قدرت پنهان وابسته باشد و ادله اي براي وابستگي خود ارائه دهد . دانشگاهيان نيز چنين كرده اند.

  8. Sahand says:

    Mr. Javad Khorasani: Don’t worry about you being forgiven; worry about to be laugh at. I think you are the missing link which mayhem Darwin was talking about. I have smelt your rotten brain from Iranian feminist site. You are the best ignorant person, which I have seen to have an access to the Internet.

  9. Sahand says:

    Mr. Javad Khorasani: you are either blind or stupid not to see the prostitutes walking in the streets of your holist city Qum. Your worry about pornography in Internet reminds me the time when Japanese Samurai where opposed to arrival of firearms, because they would lose their business, which was build for centuries. Iranian does not need to surf the Internet for pornography there is enough of them in streets, which illegal Afghani men can kill four of them. Just check out the government statistic regarding the prostitution in Iran. Having some healthy shame is not that bad, try to have some. Morgheh pokhteh ham be harfat mi khande

  10. سلام دوست عزيز واقعيت اين هست كه اينها كه فقيه و مرجع نيستند اينها فوقش واعظ منبري و مرده خوار هستند كه يك شبه ايت اله شده اند مثل فاضل لنكراني و صافي و مكارم و غيره . در واقع مافياي حاكم يك شبه اينها را ارقا داد مثل سردار و تيمسار و دانشمند و انديشمند و استاد دانشگاه درجه بارانش كرد مرجعيت با وسواس هاي فقهي و اخلاقي با مرگ شريعتمداري و خوئي مرد حداكثر در وجود قمي طباطبايي و اندكي سوسو مي زند

|