۵

تروريزم، يازده سپتامبر و حسن نيت

Print Friendly, PDF & Email

اين يادداشت شايد چندان فاصله‌ای با مفهوم اساسی سخن من در نوشتار پيشين نداشته باشد. آيا تروريزم از دل اسلام بر می‌آيد؟ اين پرسش هولناکی است که شايد بسياری به سرعت و صراحت بدان پاسخ دهند. اما می‌توان موضعی داشت که بدون تخطئه‌ی آدميان و ارباب عقايد مختلف، راهی به سوی صلح و آرامش جست. تروريزم چنان‌که تاريخ گواه آن است، مطلقاً پديده‌ای نبوده است که مختص جوامع دينی باشد. به طريق اولی، اين پديده اختصاص به جهان اسلام ندارد. آيا امروزه کسی خراب‌کاری‌ها و قتل‌های جنبش آزادی‌خواه ايرلند را به پای کليسای کاتوليک می‌نويسد؟ آيا جنايات شارون را به پای يهوديان جهان می‌نويسند؟ از اين قبيل مثال‌ها زياد است. اتفاقاً موارد فراوانی هم وجود دارد که بسيار شباهت دارد به مدعيات گروه‌های افراطی مسلمان و حزب‌اللهی‌های وطنی که در بعضی جاها به حق بر تجاوز، نقض حقوق بشر و تروريزم از سوی ابرقدرت‌ها انگشت می‌گذارند. نمی‌توان ادعا کرد که رفتارهای خشونت‌آميز جورج بوش در کشوری که بر جدايی دين از سياست تأکيد دارد، رنگ و بوی دين ندارد. افراطی‌گری‌های صليبی‌وار بوش به روشنی نشان از عقايد جزمی مسيحی دارد. باری، با وجود اين هيچ منصف خردمندی خطاهای عظيم يک سياست‌مدار غربی را به پای مسيحيت نمی‌نويسد. البته افراطيون ايرانی بسيار تمايل دارند خطاهای شارون را به پای قوم يهود بنويسند و روزی ريشه‌ی نژاد يهود را بخشکانند!
بگذاريد اندکی از مقدمه‌ی سخن فاصله بگيريم و به ماجرای روز بپردازم. به اعتقاد من در جهان هنوز آن مايه‌ی خرد و صفای نيت هست که آدميان فارغ از مذهب و رنگ و نژاد بتوانند در کنار هم با صلح زندگی کنند. خاطرمان هست که در ايران گروهی از هم‌وطنان‌مان، به جان‌باختگان فاجعه‌ی يازده سپتامبر ادای احترام کردند که البته مطلوب افراطيون نبود. اين روش نيکو آن چيزی است که بايد مورد تأکيد قرار گيرد و آن را ترويج داد. خاتمی تنها مسلمانی نبوده است که سعی کرده بود چهره‌ای صلح‌دوست از اسلام ارايه‌ دهد. تلاش‌های او البته به هر دليل ناکام ماند. اما به جز ساکنان ايران باز هم در ايران مسلمان هست و همه مهر تصويب بر رفتار طالبان، مقتدا صدر و شورشيان مسلمان چچن نمی‌نهند. اهل انصاف حساب مشتی نادان را به پای عقلای قوم نمی‌نويسند. اما می‌توان گريبان عقلای قوم را گرفت که چرا اين اتفاقات رخ می‌دهد. و بسيار فرق است ميان گريبان گرفتن و توضيح خواستن تا تخريب کردن و ابراز نفرت کردن. اما اين را نيز نبايد از ياد برد که جبهه‌ی مقابل نيز مجمع قديسان و محفل پاکان نيست. حتی وجود دموکراسی، جامعه‌ی مدنی و حقوق بشر هيچ‌گاه گواهی استوار به سلامت اين جوامع نبوده است. در اين ماجرا آدميان همگی به يک اندازه سهم دارند. از ميان رفتن جان يک نفر در چنين فاجعه‌ای به همان اندازه بايد باعث تفکر در يک مسلمان شود که در يک مسيحی يا يهودی می‌شود. انسان‌ها، به اعتقاد من در وضعيت بسيار دشواری قرار دارند و يکايک ما مسئول پايان دادن به خشونت بيشتر هستيم. اما «خون به خون شستن محال آمد محال»، چه اين خون خون مسلمانان باشد چه غير مسلمانان. بهترين راه ترويج اين آرمان، گسترش حسن نيت است نه نشر نفرت و بی‌اعتمادی. اعتقاد راسخ من اين است که تفاوت چندانی ميان افراطيون متدين و افراطيون غير متدين وجود ندارد:
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن / که در شريعت ما غير از اين گناهی نيست

  1. Hadi says:

    dooste aziz
    sokhan ziba bar zaban randi, hal soali dar dele ma sangini mikonad, va pasokh bar an nemiyabim, va an inke chera agr to dar ahvale roozegar bengari muslemin hamisheye roozegar morede tahajom boodeand, va har goone khoshoonat az janeb anan defa az marz o boom miboodeast
    hal to chegoone migooyi khoshoonat ma ba digaran fargi nadard?

  2. هادی says:

    تروريزم زاده مشترك چند چيز است. تعصب(ديني و غير ديني)-فقر-ظلم و احساس سر خوردگي ناشي از آن-سياست قدرتهاي كلان-ضعف منطق…

  3. فريبا says:

    جانا سخن از زبان ما مي گويي . ولي متاسفانه بحث تروريسم در دنيا و ضد تبليغاتي كه دراين زمينه ها نسبت به مسلمانان روا داشته مي شود آيا تنها با ” گسترش حسن نيت” و” نه نشر نفرت و بی‌اعتمادی” ميسر است . بعيد به نظر مي رسد كه شما اين چنين ساده انگارانه (البته با عرض معذرت ) با پديده اي با چنين وسعتي بنگريد . هم اكنون با استناد به آياتي ازقرآن و همچنين اقبال عمومي عمليات استشهادي در عالم اسلام افراد يا جرياناتي مانند هيات حاكمه آمريكا حق خود مي دانند كه اسلام را ديني طرفدار تروريسم بنامند و البته خامي و يا بلاهت بعضي از آقايان در داخل كشور كه تريبوني مي يابند و شور حسيني برشان مي دارد و از مقتدي صدر حمايت مي كنند مزيد بر علت است و من گمان نمي كنم كه پايان يافتن اين تبليغات منفي جز به عزمي همگاني در دنياي اسلام ميسر باشد . عزمي برخاسته از هم انديشي انديشمندان اين جوامع و نه سخنگويان مذهبي كه آنان در اين سالها ناكارآمدي خود و طبقه خود را آشكار ساخته اند. به اميد دنياي عاري از وحشت جنگ و خشونت .

  4. داريوش says:

    برای فريبا می‌نويسم: دوست عزيز! در سر تا سر نوشته‌ی من هيچ سخنی از منحصر به فرد بودن يک راه حل نگفتم. وانگهی، شرط تحقيق و انصاف اين است که آدمی حب و بغض‌های شخصی خود را در داوری کنار بگذارد. اگر من و شما بن لادن، مقتدی صدر و افراطيون را خوش نمی‌داريم، دليل نمی‌شود که بنياد اسلام را زير سئوال ببريم يا رفتار سياستمداران آمريکايی را توجيه کنيم. من هيچ‌گاه نگفتم برون‌رفت از اين معضل «تنها با ” گسترش حسن نيت” و” نه نشر نفرت و بی‌اعتمادی” ميسر است». اين قيد انحصار را شما آورده‌ايد. با اين‌حال من به اين دو روش عميقاً باور دارم. اما درست می‌گوييد که برای حل اين ماجراها به عزمی همگانی نياز است. درباره‌ی سخن‌گويان مذهبی هم نمی‌توان همه را در يک طبقه و گروه قرار داد. زمين تا آسمان ميان سخن‌گو تا سخن‌گو تفاوت است. اگر مراد شما از سخن‌گويان مذهبی تنها نوع خاص سياسی موجود در ايران است البته با شما موافقم.

  5. خيال تشنه says:

    با سلام به قبله عالم عزيز
    دوست گرامي خالق اصلي تروريسم آن ابر قدرتي است كه با بي شرمي تمام در بشت هر تريبوني ظاهر مي شود و دم از انسانيت و انسان دوستي مي زند. باقي همه رد گم كردن است و گمراه كردن مردمي كه خبر از سياست و حقه بازيهايش ندارند.
    شاد باشيد

|