۴

نخستين کتاب جان کين به فارسی

Print Friendly, PDF & Email

امروز در کنفرانسی که دانشگاه درباره‌ی اتحاديه اروپا تشکيل داده بود، دکتر علی پايا را ديدم که تازه از ايران بازگشته بود. شايد برای کسانی که اين مباحث را پی‌گيری می‌کنند جالب باشد که بدانند انتشارات طرح نو، ترجمه‌ی کتاب «رسانه‌ها و دموکراسی» از جان کين را با ترجمه‌ی نازنين شاه‌رکنی منتشر کرده است.

  1. مجید says:

    سلام وبلاگ من هم سر بزنين ممنون

  2. Dastangooo says:

    خوبه/ امبدوارم ترجمه ش هم خوب در اومده باشه/ بايد كتاب را خواند/.

  3. وليعهد says:

    قبله ی عالم به سلامت،
    مدت مديدی است که کسی ديوان حافظ تصحيح نکرده، و حال که با رفتن ظهيرالملکوت به توران زمين، اندرونی خلوت شده، بنده با همراهی ملک الشعرا قصد داشتيم که يک بار به طور اساسی بنشينيم و ديوان خواجه حافظ شيرازی را تصحيح و تنقيح کنيم. بيت:
    ای که حال ما به توفان درنورديده ای
    کی تو سرزمين توران ديده ای؟
    بس کن ظهير! دست بردار… والخ
    الغرض، حال که اندرونی خالی از اغيار است و فرصتی بهين پيش آمده، قصد داريم کتاب مرحوم جان کين رضوان الله عليه را تصحيح و تنقيح کنيم. ما خود البته در کتابخانه ی شخصی، در بخش کتب خطی بسياری از کتاب های ايشان را داشتيم. کتاب های نجوم و ستاره شناسی حضرت شان را به ظهيرالملکوت بخشيديم، نمی دانيم چيزی از آن ها سر در می آورد يا نه، اشعار و دواوين جان کين را نيز سال ها پيش به ملک الشعرا بخشيده بوديم که طبعش حضرت عباسی لطيف است.
    مانده ايم حيران، که ديوان حافظ تصحيح کنيم، يا آثار مرحوم جان کين را. عصری می خواهيم برويم برایمان سرکتاب باز کنند تا ببينيم طالع مان در کدام است. در کار ظهير هم حيرانيم، احتمالا با نوادگان افراسياب سر و سری دارد، خدا عالم است، البته قبله ی عالم هم از همه چيز آگاه است و بروز نمی دهد. باقی بقای سلطان بانو
    وليعهد دبير

  4. Seyyed-ul-Malakut says:

    عهد هم همان عهد خاقان هاي مغفور قديم . مملكت داري هم همان مملكت داري ملوك پيشين كه تا عهد خويش وفا نمي كردند بر بستر نمي خسبيدند.
    حاليا كه قرن بيست و چندمين است از بركات و صدقات سر مقامات معظم و معظمه ديگر پشمي در كلاه اهل سادات نمانده كه خبر … ما هم يكي از آنان (و شايد حاليه يكي از مقبول ترين هايشان) هستيم.
    مگر كه التجا به دامان سلطان بانو بريم تا مگر از چشمه حكمت ارسطويي و علم بوسينايي خويش گره از كار فرو بسته ما بگشايند كه پيش از اين هم (در عهدي كه هنوز لازم نگشته بود كه به هجرت صغير بياييم و ايضا هم ايشان نيز هنوز از شربت الوطنيه الكرمانيه به جاي سموم غربيه حظ وافي مي بردند) الطافي از ايشان نصيب اين حقير شده بود گيرم كه نه به تمام.
    يا كه شايد وساطت مقام پسين خاقان و ولايت عهدي بتواند كاري كند كارستان. (الله بصير و العليم.)
    سيد الملكوت مانده در كار آب و گل…

|