۱۲

از فتنه‌های دربار

الساعه که مقام منیع شهریاری فراغتی از امور متفرقه‌ی اندرونی حاصل فرمودند در خاطر مبارک‌شان خطور نمود که شبِ دوشین را در معیت ملازمان درگاه اعنی سه نفر از ساکنان ارض مقدسه که همانا ملک‌الشعرای دربار، نازک‌الملکوت و قند‌الملکوت باشد همگی در رکاب سلطان‌بانو در رستوران حافظ بودیم و میهمان ملک‌الشعراء برای بزرگداشت سالروز ولادت سلطان‌بانو. باری قبله‌ی عالم تنها می‌خواستند خاطر نشان کنند که ملک‌الشعراء در محفل دوشینه اشارات متعددی به فتنه‌ها و دسیسه‌های واقعه‌ی اخیر در ممالک محروسه ما اشارت فرمودند و البته به کرات از توطئه‌های شنیعه‌ای یاد کردند که به زعم ایشان از سوی ظهیر‌الملکوت صادر می‌شود. عجالتاً دستور تشکیل کمیته مخصوص برای پی‌گیری جوانب امر را صادر فرمودیم. هر چه باشد اراضی مقدسه‌ نیز خطوط قرمزی دارد. بارها متذکر شده‌ایم که اینجا مقولاتی از قسم دموکراسی نداریم. هر چه هست الطاف بیکران همایونی ماست. ساکنان درگاه هم البته یکایک از رقت قلب نازک شهریار آگاه‌اند! ولیعهد بارگاه نیز نیک می‌داند که ما چه می‌کشیم. سلطان‌بانو هم که جای گفتن ندارد.
قصه را مختصر می‌کنیم عجالتاً تا نتایج استفسارات به سمع مبارک همایونی برسد. شاید در روزهای آتی سلطان‌بانو روایت ماجرا را مرقوم دارند.
قبله‌ی گوش به زنگ فتنه‌ها!

  1. amin گفت:

    آفتاب وجودت بر عالم ملکوت, مدام بادا. الهه همیشه ناز
    تولدت مبارک

  2. وليعهد گفت:

    فرموده بودید “ولیعهد بارگاه نیز نیک می‌داند که ما چه می‌کشیم.” مسلم است که می دانیم. مارلبورو قبله ی عالم.

  3. فرین گفت:

    پس بگو ما هی زنگ می زنیم شما جواب نمی دین سرتون حسابی شلوغه !!!به هر حال چشمت روشن داریوش جان. امیدوارم خوشبخت شوید در کنار هم . زود بیایین پراگ . ما منتظر دیدن الهه خانم هستیم.

  4. porang گفت:

    قضیه غلیظ شدن مجددنثرشما دراین چندروزوخصوصابعدازایرادی که به”سروش”گرفته بودیدکمی برایم عجیب بود ولی ظاهراً “منبع فیض” الهه خانوم هستندکه رسیدنشان بخیر وقدمشان مبارک!

  5. سلام قبله عالم
    این جانب از رعایای کمترین آن حضرتم.لطفی فرموده در درگاه کبریایی خودتان به ما هم غرفه ای بدهید.
    گرچه می دانم آنجا خانقاه بزرگان است و عوام را جایی نباشد. به هر حال از سر کرامت و رفع بلا از جان همایونی ما ر ا هم ملکوتی کند.مطمئن باشید گردی بر قبای حضرتتان نخواهد نشست.
    بی اندازه منتظرم الطاف عالیجاه هستم.
    قربان خاک پایت

  6. رعيت گفت:

    اول از هر گفته اعتذار به مقام همایونی که در جای رعیت پا نهاده این ره‌گذر!
    ثانی در گفتار که تبریکات فائقه از برای روشنی چشم‌تان به قدوم مبارکهء سلطان بانوی بارگاه ملکوتی‌تان و نیز آرزوی خندانی همیشهء چهره‌تان از برای سال گردهایی چنین نیکو! 🙂

  7. alireza گفت:

    salam darioushe aziz
    chera neminevisi
    omidvaram dalile on elahe khanoom nabashe choon dar in soorat bayad baz naneveshtane shoma ra bishtar tahamool konim va na omid malakuto close konim.
    hamin alireza.
    rasti chi pakhsh mikoni too in malakut ke hame majzoobesh shodeh and
    bye bye.

  8. ali kermani گفت:

    سلام دوست من . امکان داره یک سری به کلاس قصه نویسان بزنی و راهنماییم کنی. ممنون این هم آدرسش kafka1.persianblog.com

  9. زهرا گفت:

    تقصیر خودتونه باید زودتر میگفتین،
    تولدش مبارک :دی

  10. مهدي گفت:

    سلام عزیزم………خوبی.؟……….خوش میگذره؟………….خیلی وب لاگ زیبایی داری با مطالب خواندنی …………..موفق باشی…….خوشحال میشم به دفـــــــــــــــــــتر کوچک عشق هم سر بزنی…………قربانت مهدی/ در پناه حق…….یا حسین شهید…………

  11. DayDaD گفت:

    بسى با حال بود! کلى بخندیدیم…

  12. akram mohammadi گفت:

    با ارزوی خوشبختی برای شما وساغر

|