۱۰

سيستان و بلوچستان: استان حزب‌اللهی

Print Friendly, PDF & Email

داشتم آمار ميزان مشارکت مردم در انتخاب را از سايت وزارت کشور می‌ديدم که ميزان مشارکت اين دوره را با دوره‌ی پيش مقايسه کرده بود. به جز استان سيستان بلوچستان که افزايش مشارکت داشته است، در همه‌ی استان‌های کشور بين ۱۰ تا ۳۰ درصد کاهش مشارکت ديده می‌شود. بالاترين ميزان کاهش مشارکت هم در تهران بوده است که از ۵۷.۱۵ به ۳۳.۴۷ درصد رسيده است. با اين اوصاف بايد گفت که تنها استانی که صد در صد در خط رهبری حرکت کرده است و حقيقتاً دل دلسوزان انقلاب را شاد کرده است،‌ استان سيستان و بلوچستان بوده است! چشم آقای کامبوزيا نماينده‌ی زاهدان روشن! البته عجيب است چون همين آقای کامبوزيا مستند رد صلاحيت‌اش عدم تابعيت ايران بود! به هر تقدير، پيروزی قاطع محافظه‌کاران را از همين آمار وزارت کشور می‌توان استنباط کرد و البته جای هيچ ترديد نيست که وزارت کشور دروغ می‌گويد و همه‌ی آمار به جز در مورد سيستان بلوچستان کذب محض است. بقيه ايرادات همه نتيجه‌ی القائات و تبليغات سوء دشمنان اسلام و مسلمين است. شما را به خدا يکی به من بگويد که اين آمار سايت وزارت کشور دروغ اندر دروغ است.
ما که از تحليل سياسی سر در نمی‌آوريم. لابد آقای حداد عادل و آقايان ناطق نوری و احمد توکلی می‌توانند اين آمار محيرالعقول را برای ما رمز‌گشايی کنند. اخباری هم که می‌رسد ضد و نقيض است. يکی می‌گويد محافظه‌کارن پيروزی قاطع داشتند و مردم بالاترين رأی را به آنها دادند. يکی هم مثل همين سايت وزارت کشور با آمارش دقيقاً جهت مقابل را نشان می‌دهد. کسی می‌داند واقعاً چه خبر شده است؟!!

  1. سهراب شهسواری says:

    هه هه هه! می دونم تو مثل همه ایرنی هایی که ادعای شناخت ایران و مردم ایران را دارند از شنیدن نتیجه انتخابات شوکه شدی. راستش برای ما که ادعای تحصیل در رشته های علوم انسانی را داریم و تسلط خودمان رو به دانش روز جهانی هم چاشنی می کنیم کون سوزیش بیشتر است.نمی دونم ایا شهامت پس گرفتن ادعا های این چند هفته گذشته را داریم یا نه. بقول بهنود باید اعتراف کنیم که تا حالا ارزوهایمان را به جای تحلیل به خورد مردم داده ایم.

  2. N. Fazeli says:

    جناب محمدپور عزیز خسته نباشید. مدت طولانی است که آدرس وبلاگ من عوض شده است. ممنون می شوم لینک را به آدرس جدید عوض کنید.
    راستش من هم از اينكه آقاي دكتر سروش اين طور مستقيم و رك وارد گود سياست مي شوند موثر براي جامعه فكري ايران نمي دانم. قدرت ساختار هاي اجتماعي ديگر بر ساختارهاي سياسي ايران مي چربد. دانشگاهيان و روشنفكران بهترين اقدامي كه مي توانند بكنند حفظ استقلال فكري و در عين روشنگري است. روشنفكران و دانشگاهياني كه به فعال سياسي شناسنامه دار تبديل شوند ديگر منشا’ تاثيرگذاري گسترده در ايران نخواهند بود. در جهان غرب هم دانشگاهيان و بخصوص فيلسوفان غالباَ از مشاركت مستقيم در سياست ابا دارند. هنوز ملت آلمان هيدگر را به خاطر پذيرش رياست دانشگاه هايدلبرگ و حمايت از رايش سوم ناراحت است. سروش از روزي كه به سياست روي آورد توليد فكري اش كمتر و نفوذش هم كاهش چشمگيري داشت. اينها براي نسل جوان تر كه ما باشيم درس عبرتي است.

  3. روزبه says:

    سلام عزيزم تبريك مي گم..روزبه

  4. فرنشين شهر طوس says:

    آقا! مبار كا باشد.
    اتفاقات فر خنده هميشه ملكوتت را شاداب كناد.
    يه سوال هم داشتم اين ماجراي برداشت هفتم رضا علامه زاده و نحوه همراهي با آن را و وقت راه افتادنش رو توضيح بده اينجا چندتا از بچه ها طلبه شده اند !!
    نگران انتخابات هم خيلي نباش! هنوز هزار باده ناخورده در رگ تاك است.

  5. علی says:

    دوست خوبمان آقای داریوش محمد پور عزیز
    سلام
    واقعیت – و نه حقیقت- همان است که نوشته ای .جناح تمامیت خواه در انتخابات مجلس گوی سبقت را در میدان بدون رقیب و بلا منازع انتخابات ربود و بر اریکه قدرت قانونگذاری و بر بیشتر کرسی های مجلس چنگ انداخت اما به چه قیمتی و با چه هزینه ای؟ شاید هنوز زود باشد که بتوان در مورد آنرای و حکم قطعی صادر کرد . در این میان چند نکته را که در میان نوشته هایت مغفول بود و یا با اغماض بدانها نگریسته بودی را شاید لازم باشد که در اینجا یادآور شوم:
    ۱- نوشته بودی که در سیستان و بلوچستان میزان مشارکت از دیگر استانها بالاتر بوده است و این روند درقیاس با دوره قبل افزایش یافته است . از یک منظر اگر بدین مسئله بنگریم همان است که نوشته ای اما اگر از نگاه نقادانه و همراه با کالبد شکافی الگوی رفتاری رای دهندگان به مسئله بنگری گمانم باید خلاف این را بنویسی. می دانم که با توجه به اینکه خراسانی هستی شناخت نسبی از سیستان و بلوچستان و ساختار قومی و مذهبی آن داری . آنچه در انتخابات اخیر در سیستان و بلوچستان رخ داد را نباید به حساب حمایت از محافظه کاران و نیروهای افراطی دانست بلکه آن را باید نوعی تقابل با روند طی شده در فرآیند رسیدگی به صلاحیت نمایندگان فعلی و کاندیداهای این استان برای نمایندگی مجلس هفتم دانست. بگذار مثالی بزنم تا مسئله بهتر روشن شود . دو نماینده فعلی یکی از شهر های این استان یعنی آقایان کامبوزیا و کرد هر دو برای انتخابات دوره هفتم رد صلاحیت شدند. از این دو نماینده یکی سنی( آقای کرد ) و دیگری مورد وثوق و تایید سکنه سنی مذهب شهر زاهدان بودندو به عبارتی در انتخابات دوره ششم این اکثریت سنی مذهب شهر زاهدان و نیز طرفداران اصلاحات در میان شیعیان شهربودند که این دو نماینده را راهی مجلس کردند و نه اقلیت -اقلیت حدود ۳۰ تا ۴۰ درصدی- شیعه شهر و خصوصا گروههایی که در این میان طرفدار حاکمیت مذهبی ونیروهای طرفدار ساخت و قدرت مذهبی بودند.
    در این مرحله چالش ایجاد شده به واسطه رد صلاحیت نمایندگان از یکسو و خلایی که بدین واسطه در میان نیروهای اصلاح طلب که سکنه بلوچ شهر هم درمیان آنها هستند و نیز تلاش غیر قابل وصف نیروهای محافظه کار باعث شد که از یکسو نیروهای محافظه کار چه دراین شهر و چه در شهر های دیگر تمامی هم و غم و تلاش خود را به کار بندند تا بتوانند کاندیداهای مورد نظر خود را راهی مجلس کنند – همانگونه که چنین نیز کردند- واز سوی دیگرنیروهای اصلاح طلب محلی – بلوچها – که هم تمایلات قومی دارند و هم گرایشات مذهبی نیز بدون توجه به تحریم انتخابات از سوی نیروهای اصلاح طلب در سطوح بالای حاکمیت؛ در صحنه انتخابات حضور یافتند تا از میان اندک کاندیداهای باقیمانده از میان خیل کاندیداهایی که تایید صلاحیت نشده بودند؛ افرادی را راهی مجلس نمایند.اما به دلیل فقدان سازماندهی مناسب و نیز افراد شاخص و اتفاق نظر نتوانستند خواسته های خود را در قالب انتخاب نمایندگان مورد نظر شان تحقق بخشند و تنها نتیجه حاصل در چارچوب شکلی آن؛ همان شد که شما هم اشاره کرده بودی یعنی تعداد و درصد قابل توجه رای دهندگان در قیاس با دوره قبل که استفاده را دراین میان جناح تمامیت خواه از این نتیجه کسب کرد و عنوان نمود که میزان مشارکت در این استان … درصد بوده است.
    به عنوان جمع بندی بایدنوشت که این رفتار سیاسی به واقع مشارکت نبود ونوعی تقابل بود اما نتیجه ناخواسته و تفسیری – تفسیر به رای حاکمیت- مشارکت مردم این خطه در انتخابات بود.
    ۲- تفسیر دیگری که می خواهم از این نتایجی که وزارت کشور منتشر نموده داشته باشم در خصوصو انتخابات کردستان است و به صدا در آوردن این زنگ در همین جا برای دولتیان و حکومت مردان این کشور که کاهش میزان مشارکت در این خطه به حدود ۳۰ درصد در قیاس با دوره قبل را با توجه به شرایط ژئوپلتیکی و ژئو استراتژیکی این منطقه باید کاملا معنی دار و جدی تلقی کرد و آن را با جدیت و حساسیت دنبال نمود . شرایط حاکم بر منطقه و کاسته شدن از میزان مشارکت مردم این استان می تواند رفتار سیاسی دیگری را در پی داشته باشد وآن روی گرداندن مردم این منطقه از حاکمیت و کاسته شدن از میزان احساس تعلق و هویت ملی آنها به درون و نگاه آنها برای حل مسئله به بیرون باشد و این می تواند در میان مدت اثرات بسیار مخرب و جبران ناپذیری را بر بدنه کشور و یکپارچگی فضایی آن وارد سازد . شاید این گریز از داخل و تمایل به تحقق خواسته ها و انتظارات از بیرون متاسفانه مهمترین پیامد سیاسی باشد که در شکل کالبدی در اینده باید انتظار آن را در این منطقه کشید.
    ۳- اما درمورد کل آرا هم به اختصار بگذار تا چند کلمه ای را یادآور شوم.نماینده اول تهران که احتمالا آقای حداد عادل خواهد بود با حدود ۷۰۰ هزار رای از مجموع حدود ۱۷۰۰۰۰۰ هزار رای ماخوذه از مجموع حدود ۶۰۰۰۰۰۰ واجد شرایط بر این کرسی تکیه خواهد زد یعنی با حدود کمی بیشتر از ۱۰ درصد آرای بالقوه و نمایندگان بعدی تهران را بگذار تا نگویم با چه درصدی وباید حدیث مفصل خواند از این مجمل .
    این را نمی توان به حساب پیروزی قاطع محافظه کاران و یا … گذاشت و از آن چنین استنباط کرد بلکه باید آن را به عنوان در انزوا و بن بست قرار گرفتن حاکمیت و رخت بربستن مشروعیت سیاسی از جناحی که مجلس را قبضه کرده است دانست و این هم خود در میان مدت پیامدهای ناخوشایندی را بر این ملت و دولت و … تحمیل خواهد کرد .
    پس خوب است این دوستان به جای جشن پیروزی؛ کمی معقولانه تر به این واقعه شکل گرفته بر پهنه سرزمین و آنچه که می تواند پیامد تبعی این رویداد در خلای ناشی از مشارکت واقعی مردم و مشروعیت نظام باشد؛ بیندیشند و قبل از آنکه کار از کار گذشته باشد ؛ به جای کندن فرمان در سراشیبی و پیچ های مخوف و دهشتناک پیشرو ؛ فرمان را به اهلش و خرد جمعی سپرند و منافع جمعی را بر منافع گروهی خاص رجحان بخشند.
    بسیار طولانی شد . از این بابت پوزش می طلبم
    برقرا باشی و پویا

  6. ehsaaaan says:

    من هم مانند تو ..در اين غربت نمي دانم به حرف كه گوش كنم ……

  7. hadi says:

    سلام… بيچاره سيستان وبلوچستاني ها نمي دانند با چه زباني بگويند كه در انتخابات شركت نكرده اند واين آمار دروغ محض است / اين بيچاره ها آنقدر مظلوم اند كه هيچ كس حتي دوستانشان هم حرفشان را قبول نمي كنند حتي اگر از يك بخشي كه ۱۰۰۰۰ نفر جمعيت دارد يكي از كانديداها ۷۵۰۰۰ راي آورده باشد كسي از خود نمي پرسد گيريم كه در اين بخش از نوزادها گرفته تا كهن سالهاي از كار افتاده همه شركت كرده باشند اون ۶۵۰۰۰ راي اضافي از كجا اومده؟ آيا شما مي پذيريد كه ايرانشهر با ۱۴۰% واجدين شرايط وخاش با ۱۳۵% وزاهدان با ۱۱۰% واجدين شرايط در انتخابات شركت كرده باشند؟ البته شركت نكردن اين مردم هم به خاطر تحريم اصلاح طلبان نبوده چون اونها هم گلي بر سر اين مردم نزدند در حالي كه بيشترين درصد راي دهندگان به خاتمي همين مردم با ۹۹% ارا بودند در حاليكه همان يك درصد رايي كه محافظه كاران آوردند از كارمندان غير بومي ساكن در استان بود اما در هشت سال حكومت اصلاح طلبان عملا هيچ اتفاق خاصي نيافتاد وتبعيضها به همان شكل قبلي ادامه يافت / آقاي كامبوزيا هم اگر در دوره قبل راي آورد به اين خاطر بود كه مردم مي خواستند با انتخاب يك شيعه اصلاح طلب حسن نيتشان را نشان دهند اما بعد از انتخابات؛ ايشان حتي يك بار به ديدن مردم نيامد ودر تهران نيز هركس مراجعه مي كرد ايشان مخفي مي شدند ؛ آيا بازهم انتظار داريد اين مردم مثل برده هاي حلقه بگوش هرچه اينها گفتند گوش كنند ؟

  8. Komail says:

    سايت شخصي مصطفي لك زايي

  9. janychrishna says:

    با سلام,من خدمت شما میرسانم که غده سرطانی منطقه بلوچستان وجود مذهب متعصب و کور دین شیعه مباشد.خدا کند که اینها به سزای اعمال خودشان برسند.منطقه بلوچستان ایران به شدت تحت ستم حکومت ایران میباشد و آنها از هِچ ظلمی ابا ندارند.تمامی منصبها را به خودشان اختصاص داده اند و بلوچ بیچاره را در بدترین شرایط قرار داده اند.ای بلوچها دست اتحاد همدیگر را بفشارید و غارتگران را از منطقه بیرون کنید.مرگ بر خامنه ای خاین و مرگ بر همه مذهب شیعه کور دلان

  10. شريف says:

    من هم چند نكته بنويسم.
    اولاً آماري كه من ديدم تقريباً تا ده درصد كاهش مشاركت را در اين استان محروم نشان مي داد. در واقع در اين استان هم كاهش آمار شركت كنندگان را شاهد هستيم.
    ثانياً نمي دانم اين چه خاصيتي است كه بعضي از ما داريم كه تا هنگامي كه چيزي باب طبع ما باشد از آن تعريف مي كنيم و وقتي هم موافق ما نباشد از آن تبري مي جوييم و آن را انكار و رد مي كنيم. بايد واقعيت را پذيرفت. نبايد حتي اگر آمار درستي از افزايش مشاركت مردم نجيب اين استان ديديم آنها را شماتت كنيم.
    ثالثاً اين خلق و خوي استبدادي و ذهنيت استبدادزده ما به گونه اي است كه ما را در موافقت و مخالفت با چيزي همراه مي كند. بايد بپذيريم كه اگر مردم حضور بيابند و يا نيابند به خودشان و سرنوشت آنها ارتباط مي يابد و نه هيچ كس ديگر.
    رابعاً بايد خود را ملامت كنيم و نه مردم نجيب و پاك اين خطه را و نه هيچ مردمي را كه مردم دنباله رو حاكمان خود هستند. كه گفته اند الناس علي دين ملوكهم.
    و خامساً اينكه آن گونه كه من مطلع هستم رقابت جدي در غياب دو نماينده رد صلاحيت شده در اين استان وجود داشته است. و نبايد از ياد برد كه مردم پاك و نجيب اين استان با هيچ فرد و گروهي عقد اخوت نبسته اند. تحليل دلايل حضور آنان و نيز فقدان حضورشان در انتخابات و … در قالب چنين نوشته هايي ميسور نيست. موفق باشيد.
    يك نكته ديگر هم بنويسم و آن اينكه مردم اين استان چه شيعه و چه سني با همديگر هيچ مشكلي نداشته و ندارند. سالها در كنار يكديگر زيسته‌اند و الان هم بدون توجه به پاره‌اي موضوعات در كنار هم مي‌زيند.

|