۱۸

زلفِ‌ خود را شانه‌ کردی،‌ شانه بوی گل گرفت

Print Friendly, PDF & Email

خيال ايرج بسطامی آسوده‌ام نمی‌گذارد. خاطره‌ها را که مرور می‌کنم می‌بينم با هر نفسِ او خاطره‌ دارم. ديشب که با مشکاتيان سخن می‌گفتم،‌ پريشانی و درد در صدای‌اش بود. شايد هيچ کس به قدر مشکاتيان ايرج را نمی‌شناخت. دقايقی پيش تصادفاً يکی از نوارهای ايرج را از کشوی ميزم بيرون آوردم. تا جلد نوار را ديدم،‌ چشمم به عکس ايرج افتاد و ناگهان دلم فرو ريخت. نمی‌دانستم اين قدر دلبستگی به او داشتم. هنوز هر وقت به ياد می‌آورم که آن شبی که در خانه‌ی پرويز ديدمش شبِ آخر بوده است،‌ آه از نهادم بلند می‌شود. اکنون، ايرج مانده است تنهای تنها. اين جمله‌ای را که مشکاتيان ديشب گفت و در گزارش بی‌بی‌سی آمده است يک بار ديگر بخوانيد: «مشکاتيان او را خواننده ای می‌داند که در عين فقر خود را حفظ کرد و به سرودخوانی تن نداد». حتماً سرودخوان بلند آوازه صدا و سيمای لاريجانی را خوب می‌شناسيد! درنگ ايرج اما برای ما به قدرِ يک نفس بود و . . . يک نفس با ما نشستی،‌ خانه بوی گل گرفت؛ ساقی و ساغر،‌ می و ميخانه بوی گل گرفت!
پ.ن. اين را نمی‌خواستم بيفزايم به نوشته‌ام ولی تاب نياوردم. در گزارش بی‌بی‌سی، آقای علی‌نژاد مطلبی را نوشته است که تنها مايه شرم است. بخوانيد اين را: «آن نوارها که بسطامی بعد از «افشاری مرکب» بيرون داد نشان از افت صدايش داشت. اعتياد از او جلو افتاده بود و کارش را در زايل کردن صدا بهتر از خود او در پرورش صدايش پيش می برد». درد آور است که در اين هنگامه‌ی فقدان بسطامی اين کوته‌نظری‌ها چنين خود را بروز می‌دهد. نخست اينکه بسطامی اگر معتاد بوده است يا نه،‌ که حکايت ترکِ اعتياد يا اعتيادِ او موضوعی است شخصی که تنها به او مربوط است و بس،‌ چنان در صدای او تأثير نگذاشته است که علی‌نژاد می‌گويد. در همين مجموعه‌ای که من در طربستان افزوده‌ام و اتفاقاً قطعات کار وطن من در آن نيست می‌توانيد توانايی صدای بسطامی را ببينيد. آقای علی‌نژاد با همين جمله ثابت کرده است که نه تنها موسيقی ايران، آواز و ايرج بسطامی را نمی‌شناسد بلکه بی‌پروا می‌خواهد نام بسطامی را هم لکه‌دار کند. آن هم آن ايرجی که ديگر امروز در ميان ما نيست. فرض را بر اين بگذاريد که بسطامی معتاد بوده است. امثال آقای علی‌نژاد آيا سخن مشابهی را درباره‌ی شاملو و نادرپور و بسيار کسان ديگر گفتند؟ اين جفا در حق بسطامی نيست آیا؟ آن هم ايرجی که در عين فقر و تهی‌دستی عزت و آبروی خود را حفظ کرد و قناعت ورزيد؟ باقر معين چگونه نشر اين سخنان را روا می‌داند؟ آیا طرح اعتياد ايرج آن قدر در کارنامه‌ی او مهم بود که بشود حيثيت هنر و آبروی بسطامی در گذشته را با آن به بازی گرفت؟ ما ايرانيان عادت کرده‌ایم که پهلوانان و بزرگان خود را مرده بخواهيم و وقتی هم که مردند به آنها لگد می‌زنيم. آقای علی‌نژاد! دست مريزاد! شرف و جوانمردیِ ايرانيان را رو سپيد کرديد!

  1. زخمه‌ی ملکوت says:

    تنهای تنها را که می‌شنيدم گريه امانم را بريد. اما اين بار او هم نماند. ما حتا بر مرده‌ی او هم رحم نکرديم و نواختيمش؛ دوستی این است… حق داشت بنالد که نامهربانی و بی همزبانیو آزرده جانی آتش‌اش زد… اما کو نفسی که بخواند. وقت سحر شد و رفت اما اين بار تنها نبود؛ آوازه‌خوان ارکستر غم در بم با ناله‌ی مردم شهرش رفت…
    اما ما چه بی‌رحميم؛ فکر خودمان هم نيستيم…اين‌گونه که می‌زنيم چه کسی مقيم حريم حرم می‌ماند؟

  2. صاحب زخمه says:

    داريوش جان
    من جای تو بودم اين يادداشت را اضافه نمی‌کردم تا باطلی به ترک ذکرش بميرد. جايش از بی بی سی می‌خواستم تا آن مطلب را تصحيح کند. با حرف‌هايت موافقم اما نبايد مطلبی را که ديگری گفته و نبايد ما دامن بزنيم.
    البته خود دانی
    مهمان

  3. aziz says:

    بازم احساسات گل و بلبلي شما زد بالا! درخواست سانسور مي فرماييد! عزيز اعتياد يك خواننده كه سازش حنجره ي اوست نمي تواند مسئله صرفا شخصي باشد! ماشاالله شايد بشه تخميني زد ۷۰ + % موزيسين هاي ايراني رابطه شديدي با منقل داشته اند و دارند اخريرا هم كه جنبه هاي عرفاني موسيقي گل كرد حشيش او اينها هم اضافه شد! نواري دارم از يك مجلس خصوصي كه حسين تهراني سعيد هرمزي شهريار (كه البته معلومه حسابي كشيدن و نوشيدن) تهراني از خاطرات ترك كردن خود و صبا مي گويد!
    متاسفانه اگر اين جنبه خيلي خصوصي بود شايد من چيزي نمي گفتم ولي حتي تاثير حالت نشئه گي ترياك را هم مي شود در بعضي حالات موسيقي ايراني دنبال كرد كه جاي بحث علمي و درست و حسابي است (البته اگر شما به علم و كار آكادميمك اعتقادي داريد)!
    اتفاقا برعكس چيزي كه شما مي گويد (از روي احساسات) ايراني ها تا كسي مي ميرد، خدايش مي كنند و يا الله… مرده پرستي ايراني ها معروف است!
    و اما بسطامي تا آنجا كه من مي دانم كارهاي درجه ۱ -۲ در موسيقي ايراني انجام داده و هيچ وقت هم كار بازاري نكرده بود روحش شاد.

  4. …..متاسفم…اما تاسف مرا چه سود …جایش سخت خالیست…خواهر کوچیکه!

  5. saeid says:

    سلام. جالب بود. به من هم سر بزنيد.

  6. colonel says:

    سلام.ضمن تسليت به شماو همه دوستداران وطن ، خاطرنشان می کنم که همیشه هستند کسانی که به مرده لگد می زنند ولی ازمعایب خود بی خبر .
    همین آقای علی نژاد اصلا از سلامت نفس برخوردارنیست که چنین بی پروا به یکی ازافتخارات هنر می تازد وایکاش شما سکوت می کردید که جواب اینان خاموشی است .
    علی نژادهاوگفته هایشان فراموش می شود ولی بسطامی ها زنده خواهند بود همانگونه که داریوش رفیعی هنوز زنده است .

  7. حميد says:

    سلام … غم از دست دادن نزديك به ۴۰ هزار تن از هموطنان عزيزمون بر دل همه سنگيني مي كنه … اما اون چيزي كه حداقل مرا آزرد اين بود كه بعد از فوت مرحوم بسطامي به يكبار او اينهمه خواهان و طرفدار پيدا كرده … عزيزان در اين سالها كه او به بهم مهاجرت كرده بود شما كجا بوديد؟؟ اصلا آيا آن زمان شما او را مي شناختيد؟ يا اينكه مثل بسياري از عزيزان خارج نشين به مدد اين فاجعه دهشتناك با او آشنا شذدي و حالا داعيه دوستي و رفاقت داريد؟؟؟ از همه بدتر هم پيش كشيدن موضوعي ست كه به اصل ماجرا كه همان فاجعه رخ داده در بم است هيچ ربطي ندارد… انگار كسي كه ترياكمي كشد ؛ انسان نيست كه حال در مرگش اين مسايل مطرح مي شود… ما ايراني ها موجودات غريبي هستيم … هيچ ذفتارمان رو حساب و كتاب نيست…هيچ…

  8. ناهید says:

    خدا بیامرزدش….

  9. Dr Najaf says:

    man bar khodam vajeb danestam in matlab ra benewisam sal 67 ya 69 bod ke zende yad aghay iraj bastami dar bimarestan bastari bodand va ostademan aghay Dr elahi ishan ra engame visit bimaran be ma be ma marefi kardand besya fard moadab va mahjobi bodand ke dar barkhord aval be cheshm miamad
    va bad ke ma sar kelas bodim ishan dar salon konferanse bimarestan ghetei ra baray parastaran va digar bimaran mikandand va ma ke sare kelas bodim anchenan jazb seda in aziz safar karde shodim de aghay Dr elahi khodeshan kelas ra tatil kardand va hamegi raftim ta ai seda ishan lezat bebarim lazem bezekr ast ke ishan bedon bolango bodand va salon konferans tah bakhsh bod va kelas dars aval bakhsh
    afsos ke aghay bastami mesl yk gol zoz az dast raft
    Dr F. najaf Alman i

  10. ایاز رزمجویی says:

    اعاده حيثيت از ايرج بسطامي
    خيلي از اين حرفها دلم به درد آمده است حتي بيش از مرگ بم و ايرج . سالها شايعه بود كه بسطامي معتاد است اصلا كاري نداريم كه خود اعتياد بد است يا تبعات اجتماعي آن ؟كه اگر خود اعتياد بد است ما بايد با اين همه مفاخر ادبي و هنري خود چه كنيم ؟ و اگر تبعات اجتماعي آن بد است همه خوب مي دانيم كه بسطامي كاملا پاك و بي آلايش بود موسيقيش سبك و روحوضي و خالطور نبود و…
    اما جريان اعتياد بسطامي : دوستي مي گفت وقني در حدود ۱۲ سال پيش استاد شجريان به شيراز آمد از او فيلمي تهيه شده كه در آن استاد در مورد موارد زيادي اظهار نظر مي كند از جمله وقتي در مورد بسطامي از او مي پرسند با عصبانيت پاسخ مي دهد كه بسطامي لياقت شاگردي نداشت و من او را از كلاس اخراج كردم (قريب به مضمون) اما در سالهاي اخير همه جا صحبت از ترك اعتياد بسطامي بود حتي عده اي معتقد بودند كه شجريان كمك فراواني به بسطامي كرد تا او اعتياد را ترك كند . هر انساني كه ذره اي فهم داشته باشد با مقايسه وضع ظاهري بسطامي در سالهاي اخير با ۱۲ سال پيش متوجه ترك اعتياد بسطامي مي شود . اما خود استاد شجريان تلويحا همه اين صحبتها را تاييد مي كند وقتي كه در روز سه شنبه مي گويد :
    “بسطامي از موسيقيداناني بود كه سالها با علاقمندي كار كرد . او دوره عالي را نيمه تمام گذاشت و چندين سال به دليل مشكلاتي كه داشت از هدفش عقب افتاد اما تا مشكلات او حل شد دوباره به موسيقي برگشت . شادروان بسطامي در سالهاي اخير پيشرفت خوبي در موسيقي كرده بود تا اينكه آن حادثه تلخ رخ داد.”(۱)
    اميدوارم همه دوستان از زنده ياد ايرج بسطامي اعاده حيثيت كنند.
    ۱ – http://www.yas-e-no.com/Archive/1382/10/10/P14.pdf

  11. jamal says:

    salam doste nadide salha pish sedaye iraj ra shenidam dare bagh ra barayam baz kard baghhaye digari ra ghablan dideh bodam bagh shajaryan bagh sodif bagh hengameh akhavan baghe ostad banan booye golhaii jadid rayeheye digari mashamam ranavazesh dad keh dar baghhaye nabod va aknoon saheban baghe banan va bastami digar dar mian ma nistand amma booye golhayeshan hamisheh dar masham hameyeh doostdaran bagh moosigh irani baghi mimanad hamisheh baghi bashid

  12. 2regard says:

    سينه تنگ من وبار غم او هيهات مرد اين بار گران نيست دل مسكينم
    بارها وبارها در بودنش از سوز صدايش گريستم .حال در نبودنش غمم صد چبدان شده است

    دوره گرد

  13. namaki442 says:

    سلام
    اول از هر چیزی این ضایعه را به همه هنردوستان این مرز و بوم تسلیت میگویم و امیدوارم در آینده شاهد همچنین مصایبی تلخ نباشیم.
    همه هرچه که خواستن گفتند و بعضی ها از خود بیشتر دور شدن و خیلی روشنفکرانه ماب هنر را به توپ و تشر و همچنین هنرمند تازه گذشته مرحوم بسطامی را مورد نقد قرار دادند. آیا به این فکر کردید که روح هنرمند همیشه بدون آلایش و نیرنگ و ریاست. همیشه یک هنرمند خوب و مردمی از احساسات پاک وساده پنداری به اوج میرسد- هنر فیزیک نیست- هنر شیمی نیست- هنر جبر نیست و…. هنر روح میخواهد – هنر سادگی میخواهد- والا غیر از این باشد میشود ساز کامپیوتری بدون روح- حال از تمام این مقدمه چینی ها میخواهم به این نتیجه برسم که بسطامی پاک و بی آلایش بود و اگر خطشه ائی هم داشت از روح پاکش سرچشمه میگیرد- در جواب آن دوست عزیز که موسیقی سنتی را با افیون همبستر کرد باید به عرض مبارکشان برسان که هیچکسی از اول معتاد بدنیا نیامده – جامعه و دوستاران با بهبه و چه چه هنرمند را از مسیر خارج میکنند یا بی مهری هایشان- که در مورد استاد بزرگوار که روحشان قرین رحمت باشد .باید به عرض برسانم که ناملایمات و عدم توجه دوستارانش بیشتر باعث این مسائل گرفتارشان شده بود. باشد که ما اقلا سعی کنیم که بی جهت هر کسی را از اول استاد صدا نکنیم و بعد آن هم با بی مهری از آن فاصله نگیریم.
    امروز که در نزد توام مرحمتی کن—- فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
    در آخر این مطلب را هم اضافه کنم که لااقل مرگ استاد باعث شد که ما هنردوستان یه نیم نگاهی هم به هنر ایشان و هنر استان کرمان و بم در غم گرفته بکنیم. مرحوم ایرج بسطامی هم بمانند مرحوم داریوش رفیعی ناکام و در انزوا رخت از جهان بست-روحش قرین رحمت-

  14. shamekh says:

    آقاي ايرج بسطامي را بنده هيچ وقت از نزديك نديده بودم. اما صداي زيباي ايشان, و تاثير عميق صدا و اجراي ايشان هيچ گاه از دلم دور نشده و هنوز هم كه هنوز است آثار ايشان را دائم مي شنوم و دلم با شنيدنش چون گذشته و بلكه بيشتر مي لرزد. انسانيت و شخصيتي كه در اجراهاي سالهاي اخير ايشان مشهود است وراي توصيفات فني و عاميانه رايج است و زبان من هم الكن و قاصر. اينقدر هست كه گاهي كه در پيچ و خم هاي روزمرگي ها و به قول آن نويسنده در گذشته “حقارت زندگي هامان” خودم را گم و مسخ احساس مي كنم شنيدن برخي كارهاي اخير ايشان در يافتن دوباره آن “من پنهان” كمكم مي كند.
    شايد نقل اين خاطره بي جا نباشد كه مدتي پس از شنيدن خبر در گذشت ايشان شبي خواب ديدم كه ايشان كتابي نه چندان قطور در دست دارد وآن را به من نشان مي دهد و مي گويد “نمي خواستم حاصل زندگي ام همين قدر باشد” در صحنه ديگر خواب ايشان در جايي نشسته و من كه درست ايشان را نمي ديدم صدايش را مي شنيدم كه تصنيفي از بنان را با تحريرهايي بديع و ابتكاري مي خواند. دقيقا مي دانستم كدام تصنيف است اما در خواب اصلا متوجه شعرش نبودم. وقتي بيدار شدم متوجه شدم كه شعر اين تصنيف چه تناسبي با موضوع دارد. تصنيف دراي كاروان: “بي خبر آمدي همچو رهگذر بي خبر مي روي توشه اي ببر…”
    از نقل اين خاطره كه بگذريم شايد تصور خامي نباشد كه بيانگاريم كه از اين قبيل بي مهري هايي كه بعد از درگذشت آن مرحوم در مورد ايشان ديده شد در زمان زندگي ايشان و در كنار ديگر عوامل در تماس با سرشت پاك آن مرحوم باعث تعميق آن “آني” شده باشد كه حس و اثر غير قابل توصيفي در شنونده بر جاي مي گذارد.
    از اين موضوع بايد گذشت. قصد تو هين به آقاي علي نژاد را هم ندارم كه نه ايشان را مي شناسم ونه مي دانم چرا آن بخش از حرف هايش را درز نگرفته است. اما درس اخلاقي دادن به درگذشته اي آن هم به هنرمند وارسته اي با اين زندگي پربار خودش عالمي دارد.

  15. shahriar says:

    man esmam shariar hast. man dar sharestan bam bedonya amadam. va dar in zelzele harchi ke dashtam raft.tamam khanevadam hame raftand.tamame doostanam va tamame khateratam hame dar yek cheshm be ham zadan raftand.khooneye pedar bozorgam ke az bachegi oonja bozorg shodam hame chi nabood shod. bobole shahremoon ham iraj bastami ham raft.
    Man mandeam tanhaye tanha man mandeam tanha miyan seile ghamha azizam seile ghamha

  16. shahriar says:

    man esmam shariar hast. man dar sharestan bam bedonya amadam. va dar in zelzele harchi ke dashtam raft.tamam khanevadam hame raftand.tamame doostanam va tamame khateratam hame dar yek cheshm be ham zadan raftand.khooneye pedar bozorgam ke az bachegi oonja bozorg shodam hame chi nabood shod. bobole shahremoon ham iraj bastami ham raft.
    Man mandeam tanhaye tanha man mandeam tanha miyan seile ghamha azizam seile ghamha

  17. ehsan says:

    iraj mao shab haye man bood!

  18. vahid says:

    با سلام ياد و روح ايرج بسطامي هميشه باقي خواهد ماند.
    خدمت استاد بزرگ شجريان ستام عرض مي كنم.

|