۰

اين قوم سفرناک

Print Friendly, PDF & Email

دقايقى بيش نيست که به اسن رسيده ام. پيش از آنکه با هادى روانه‌ى خانه شويم براى ناهار، گفتيم بياييم و سرى به ارض مقدسه بزنيم و احوال ملک را دريابيم. امن و امان است گويى. فرصت اندک است و گرنه حکايت‌ها مى‌نوشتيم. فعلاً برويم که منتظر قبله‌ى عالم هستند!

|