۳

فتوحاتِ لندنيه

امروز عزم کردم مطالعه‌ی ابن عربی را پيگير آغاز کنم. به سراغ آقای جوزی رفتم که در اين وادی اشاراتی شنيدنی داشت. جلدِ نخست فتوحاتِ مکيه را آغاز کرده‌ام و رساله‌ی اسفار را از مجموعه‌ی رسايل، امروز در قطار می‌خواندم. تقارن واقعه‌های شگرفی که پی در پی رخ می‌دهند، مرا به دامان ابن عربی کشانيد. می‌خواستم از آن فريده‌ی عصر و يگانه‌ی دهرم بنويسم که عمری از اين در به آن در جويای او بودم و اينک . . . بماند. همين دو بيت ابن عربی کفايت که:
طالِ شوقی لطفلة ذات نثر / و نظام و منبر و بيان
من بناتِ الملوک من دار فُرس / من اجلّ البلادِ من . . . ؟
تا مغناطيس ابن عربی مرا به کجاها کشاند. غرقه‌ی دريای شوق بوده­ام. اکنون صيقلِ دستِ خرد را می‌خواهم که در شمشيرِ عشق آويزد. امشب که از وارن استريت تا خانه قدم‌زنان می‌آمدم، در راه به اين ابيات ناصر خسرو می‌انديشيدم و شگفتیِ کهنم افزون‌تر می‌شد:
نکوهش مکن چرخِ نيلوفری را / برون کن ز سر بادِ خيره‌سری را
بری دان از افعال چرخ برین را / نشاید ز دانا نکوهش بری را
همی تا کند پیشه، عادت همی کن / جهان مر جفا را، تو مر صابری را
هم امروز از پشت بارت بیفگن / میفگن به فردا مر این داوری را
چو تو خود کنی اختر خویش را بد / مدار از فلک چشم نیک اختری را
به چهره شدن چون پری کی توانی؟ / به افعال ماننده شو مر پری را
اگر تو از آموختن‌سر بتابی / نجوید سر تو همی سروری را
بسوزند چوب درختان بی‌بر / سزا خود همین است مر بی‌بری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری چرخ نیلوفری را
چه اندازه در اين ابيات، شأن اختيارِ آدمی موج می‌زند. وقتی که آدميان به انتخاب‌های خطا اخترِ خويش تيره می‌کنند، تکليف تيره‌بختیِ خود را به گردنِ تقدير می‌افکنند و عنانِ سرنوشت را رها می‌کنند! در عجبم از قومی که به قدرِ پر کاهی جهان مولوی را در نيافته و سوزِ عشق استخوان‌گداز حافظ را درنيافته، مدعیِ بی‌خويشی‌اند و حکمِ قدر بر خود جاری می‌کنند. الحق و الانصاف که نيکو گفته‌اند که القدر سرّ الله فلا تفشوه! دانش، اختيار و عشق هم‌عنانِ هم‌اند:
اين محبت هم نتيجه‌ی دانش است / کی گزافه بر چنين تختی نشست
کشفِ اين نکته و در کار کردنِ آن عمری از آدميان می‌برد، عمر! خوش اقبالا آن کس که بصيرتِ دريافت آن پيش‌تر از فوتِ فرصت نصيب شود . . . بيش از اين همان به که اسرار بر صحرا نيفتد!

  1. Youness says:

    داريوش جان قالب را عوض كرده ام و مشتاق نظر توام!
    سري به وبلاگم بزن!!!

  2. سلام… یا مَن هُوَ للقُلُوبِ مِغناطیس!

  3. hadi says:

    دریوش جان
    الان کجای فتوحاتی
    راستی ترجمه انرا می خونی یا زبان اصلی انرا
    یا علی

|