۱

دموکراسی‌های خشن

Print Friendly, PDF & Email

هنوز يک ساعت نشده است که اولين جلسه کلاس با جان کين را تمام کرديم. بحث مفصل و پرمغزی داشت درباره‌ی خشونت، دموکراسی و خاستگاه‌های نظری اينها. اين جان کين آدم نابغه‌ای است با دانش فوق‌العاده وسيع و جامع. يد طولايی هم در سخنوری دارد و کلمات مانند موم در دستان او غلت می‌خورند. امشب دوباره سه ساعت با او کلاس دارم و هنوز بايد پی ساير کارهای دانشگاه بدوم. هنوز ناهار هم نخورده‌ام. هميشه اين يک کار را دير انجام داده‌ام.
بيرون دارد باد می‌آيد. هوای من هم عجيب طوفانی است. ناخدای اين کشتی هم مست است! اين همه دلشوره؟ اين همه پريشانی؟ آن هم الآن؟ حسابش را بکنيد ميان يک طوفان سهمگين دستخوش هجومِ خيالات و دستبرد غصه بشوی. آن وقتی بايد اين کشتی طوفان زده را هم به ساحل برسانی. تازه درس هم بايد بخوانی! زنده بودن خيلی سخت است. مردن آسان‌تر است، اما انگار من محکومم به تمامی اعمال شاقه! خيلی سخت‌تر اين است که زنده باشی، عاشق باشی و عاشق هم بمانی. حکايت وفا و حديث راستی هم که قصه‌ای تازه نيست:
صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت / عشقش به روی دل درِ معنی فراز کرد
اين باد هم دارد مدام تندتر می‌شود. ابرها ابرو گره کرده‌اند و عبوسانه چهره‌ی خورشيد را لکه دار می‌کنند. آخر تو کجايی؟

  1. yasseman says:

    Dariush aziz, doroud bar shom va sepas az in hame kherad va zibai ke shoma bonyan gozarash hastid. Shenideh id ke migouyand ” namirad hargesz an ke delash zedeh shod be eshgh” khosh behaletan ke ashegh id va bad be hale afradi ke hargez nemitavanad ya nemikhahan ke askegh bashand! Zendeghi ba hame sakhti ha yash, mahshar ast, chon ta vaghti hastim ,mitavanim kheyli chiz ha ra taghir dahim ,mitavanim baraye rahai khodeman va residan be demokrassi kari konim, mitavanim az eshgh harf bezanim, mitavanim ba tamame vojoud lezat bebarim az khoubi ha va dar moghabelash ghosse ham bekhorim. Esgh besyar zibast, hata agar yek khiyale vahi bashad…
    Omidvaram ke abr ha az rouye khoshid zendeghiyetan kenar beravad va an kassi, ya an chissi ra ke mikhahid peydayash konid! Shad bashid va movafagh.

|