۳

مربع‌‌های مدور و روشنفکران پرنخوت

داشتم گفت‌وگوی سروش را می‌خواندم با یاس نو. سروش بدون آن که نامی از کسی ببرد، سخن رامین جهانبگلو را نقل کرده بود و عین این سخنان را خودم همین جا از دهانش شنیده‌ام که می‌گفت: «روشنفکری دینی مثل مربع مدور است». با آن نگاهی که جهانبگلو به روشنفکری دارد، از همان ابتدا در تعریف روشنفکری ضدیت با دین مندرج است و اینکه از دین لاجرم سیاهی و تباهی و استبداد و ستم زاییده می‌شود. سروش مثال خوبی را آورده بود که اگر در تعریف انسان بودن سفید پوست بودن را درج کنیم، دیگر هیچ سیاه‌پوستی انسان نخواهد بود. با این حساب این احتجاج کماکان ادامه خواهد داشت. باری این ماجرا همواره از دغدغه‌های ذهنی من بوده است که نسبت میان خرد و دین و عقلانیت و وحی را چگونه می‌توان تبیین کرد. در این میان، البته با دیدگاه‌هایی که بوی عناد و کینه از آنها بر می‌خیزد میانه‌ی خوشی ندارم. طرفه این است که برخی از به اصطلاح روشنفکران ما تا از دانش مغرب زمین انباشته می‌شوند، مثل گاو نه من شیر، تبدیل می‌شوند به ماشین‌های طرد و نفی و تحقیر. تا جایی که عاقبت باید به جایی رسید که دیگر یکسره بیگانه بود و از خویشی ما تنها نامی بر جای ماند که:
باده می‌گیری ز جام دیگران / جام هم گیری به وام از دیگران!

  1. الهام گفت:

    توی همه این سالها همین نفی این به اصطلاح روشنفکران چه قدرماروازهم بیگانه کرده و چه قدرما رو دورکرده از اونی که می تونستیم باشیم ونیستیم .همین جوریه که هرکسی داره دست و پا می زنه تا خودش دینش و خودش و دوباره پیدا کنه . همین جوریه که همه جزیره ایم جزیره هایی توی یه اقیانوس بزرگ. همه گم و ناپیدا .

  2. نکته گفت:

    دوست من!
    وقتی از امتناع روشنفکری دینی سخن گفته می شود، مراد و منظور ضدیت با دین نیست و کسی هم گمان نمی برد که از دین لاجرم و تنها، “سیاهی و تباهی و استبداد و ستم” می تراود. در روشنفکری، گام نخست و پایه‌ی اول، اندیشیدن بر اساس خرد بشری و دوری گزیدن از داده های پیشینی و رها کردن پیش داوری هایی است که در اینجا فی المثل، ریشه و خاستگاه ربانی و الهی و… خلاصه غیر موضوعه دارند. این سخن، دلالتی بر نخوت روشنفکران ندارد. دو منظر گوناگون به جهان و دو شیوه‌ی کاملا متفاوت برای درک جهان و زیستن هستند. آلودن این مباحث به سنجه های اخلاقی یا بسط تجربه های محدود شخصی به یک روش و سیستم ، در این میان چندان جایی ندارد. ضمن آنکه نسبت دین و خرد، در معنایی، رابطه ای عام تر از مقوله “روشنفکری و روشنفکری دینی” دارد و باید بین این دو نیز تفاوت ها را دریافت.
    در باب نقد روشنفکری دینی و شکست تجربه این مقوله در ایران هم، تنها رامین جهانبگلو سخن نگفته است. و او هم قول مشهوری را بازگفته که البته ابدا، محدود به ایران و اسلام نیست. یادت باشد همین دو سه ماه پیش، لینک گفت و گوی جواد طباطبایی با روزنامه همشهری، در همین مورد، در بسیاری از وبلاگ های مقیم ملکوت داده شده بود.

  3. masoud گفت:

    سلام دوست عزیز.البته جسارت مرا به خاطر اینکه بزرگی چون شما را دوست خود خطاب میکنم نادیده بگیرید.شیفته ی حلقه ی ملکوتتان شده ام.زهی سعادت به همراهانتان.ما با توایم و با تو نه ایم اینت بوالعجب//در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم.امیدوارم مرا حلقه ای بر درگاه حلقه ی ملکوتیان بدانید.شاد باشید و خوش.

|