۲

دبیره: دبیرخانه‌ی ملکوت!

به پیشنهادِ صاحبِ سیبستان صفحه‌ای نو در ملکوت ایجاد کردیم به نام «دبیره». این صفحه البته شاید صفحه‌ای دینامیک نباشد به قسمی که در آن مرتب مطلب نوشته شود. هدف تنها این است که نویسندگان حلقه به قلمِ خودشان توضیحی درباره‌ی خود بنویسند تا شاید ابهامی که برای بعضی وجود دارد مرتفع شود. البته هیچ ضرورتی نیست و کسی هم التزامی ندارد که حتماً شرح و توضیحی مفصل بدهد یا با نام حقیقی بیوگرافی بنویسد. صاحبِ ارض ملکوت که قبله‌ی عالم باشد، البته نخستین مطلب را خواهد نوشت. سایرین مختارند که چگونه خویش را معرفی کنند. باری آنها که می‌خواهند می‌توانند تصویری از خویش در این صفحه ترسیم کنند. این نکته‌ی نخست.
دومین نکته این است که با در آمدن سارا با صفحه‌ی «در آستانه» و حضورِ ناشناخته‌ی نویسنده‌ی «آفتاب» که ورودش را اکنون اعلام می‌کنم، بسطِ حلقه‌ی ملکوت رو به قبض می‌رود و بعید می‌دانم دیگر افزایشی در این مجموعه رخ دهد. هم به دلایل فنی که مدتی است به محدودیتِ آن برخورد کرده‌ایم و هم به دلیل مشغولیت‌های فزاینده‌ی قبله‌ی عالم. البته همان‌گونه که پیشتر از این نوشته‌ام هنوز چند نفری در پس پرده هستند که در وقتِ مقتضی حضورشان را آشکار خواهیم کرد. این نویسندگان بالقوه البته به دلایلی دست به قلم نبرده‌اند که بخشی از آنها مشغولیت‌های آکادمیک و تعدادی دلایل دیگر دارند. این غیبت شاید ماه‌ها طول بکشد اما حضورشان عجالتاً در پشتِ پرده‌ی ملکوت رسمی است. القصه، ساکنان حلقه اگر می‌نویسند، ترجیحاً رواست که نام و لینک صفحه‌ی وبلاگشان را در متن بگذارند تا در فرصتی دیگر تدبیر برای جزییاتِ آن بیندیشیم.
پی‌نوشت: از یادداشت مهدی سیبستانی اشارت خوبی در خاطر آمد: دبیره صفحه‌ی سوانح ملکوت است. وقتی می‌گویم سوانح یاد «سوانح‌ العشاق» احمد غزالی بیفتید. یاد این بیت حضرت حافظ بودم که:
به روز واقعه تابوتِ ما ز سرو کنید / که می‌رویم به داغِ بلندبالایی

  1. مهدی گفت:

    داریوش عزیز، نیکو کردی که در کار خیر باز هم پیشقدم شدی و صفحه ای جهت شناسایی دبیران این حلقه مبارکه گشودی. من فکر می کنم که هم برای ما و هم برای خوانندگان و مراجعان این آشنایی ضرور است. من خود کسانی از این حلقه را می شناسم که همان السابقون آن اند و بیشتر دوستان تازه را نمی شناسم. ولی مشتاقم که بدانم همسایگانم کیانند و فکر می کنم برای آنکه دبیران حلقه با هم تعامل پویاتری داشته باشند این شناسایی ناگزیر است.
    توصیه من به دوستانم از دیده و نادیده این است که بیشتر به سوانح احوال فکری خود و آثار قلمی شان بپردازند و کارهای در دست شان که ما بیشتر به همان محتاج ایم. ولی احوال شخصیه نیز ارزش های خود را دارد گرچه می دانم که شماری از ما بنا به محدودیت های اجتماعی نخواهند توانست نام و نشان خود را آشکار بگویند اما هر آن چیز دیگر که گفتنی است شایسته است که گفته شود. این سنگ بنای نوع تازه ای از شرح حال نویسی تواند بود. می ارزد که با حوصله برای آن وقت گذاشته شود.
    من خود بزودی خواهم نوشت و بی گمانم که نوشته هر یک از ما رنگ خاص خود را خواهد داشت. کنجکاوانه منتظر نوشته های دوستانم در دبیره می مانم.
    مهدی سیبستانی

  2. دی داد گفت:

    اجازه می خواست لینگ شما را در بلاگ خود، باز نمایم.

|