۱

اقتدار و استقلالِ وبلاگ

Print Friendly, PDF & Email

در اين چند ماهه‌ی گذشته و به خصوص از وقتی که حلقه‌ی ملکوت رو به بسط و گسترش نهاده است و دوستان فراوانی به جمعِ ما پيوسته‌اند، بحث‌ها و گفت‌وگوهای فراوانی در بابِ ماهيت و حدود و معيارهای وبلاگ و وبلاگ‌نويسی در گرفته است که هنوز هم ادامه خواهد اشت. نخستين بحث‌ها با يادداشت حسين درخشان آغاز شد با عنوان «حلقه‌ی ملکوتی» و سپس ساکنانِ حلقه نظرات خود را مطرح کردند.به دنبال اين نظرات، حسين درخشان يادداشتی را نوشت با عنوان «وبلاگ فيلی در تاريکی» که اشاره‌ای به مجموعه‌ی سخنان ما کرده بود. باری در گير و دار اين مناظرات، البته سؤالات مهم‌تری هم به ذهن می‌آيند و آن موضوع مسئوليت‌پذيری در وبلاگ و حدِ يقفِ پاره‌ای از سخنان است. آيا آزادی در وبلاگ بی‌حد و حصر است؟ شايد نظراً چنين باشد، اما عملاً چنين نيست. با تمام اينها اين سخن به اين معنا نيست که من هم ضرورتاً چنين‌ام. در روزگاری که حتی نماينده‌ی پارلمان انگليس وبلاگ می‌نويسد و پارلمان نمی‌تواند برای وبلاگ نوشتنِ او تعيين تکليف کند و به او بگويد چه کار بکند و چه کار نکند، تا حدودی نشان دهنده‌ی پديده‌ای است که از تکاليف و الزاماتی حقوقی استقلال دارد.


همين استقلال حقوقی که بعيد است به اين سادگی کسی بتواند آن را مخدوش کند، به وبلاگ‌ها اقتداری می‌دهند که می‌توانند تأثير شگرف و عميقی در شکل دادن به لايه‌های درونی جوامع ايفا کنند. رهايی وبلاگ از موانع متعدد چاپ و نشر و اينکه عملاً روزنامه‌ای است که مشکلات و دردسرهای چاپ و نشر را ندارد و نويسنده و «سردبير»ش هر چه بخواهد در هر زمانی که اراده کند، بدون بيم و هراس از مميزی و نظارت می‌تواند بنويسد، به نامِ مستعار يا واقعی. به اعتقادِ من، بروز پديده‌ی وبلاگ آزمونِ بزرگی است برای محک زدن اعتبار ادعاهای آزادی بيان. نفسِ اينکه در انگليس نماينده‌ی پارلمان وبلاگ می‌نويسند و کسی هم متعرض او نمی‌شود و نمی‌تواند بشود، نشان دهنده‌ی ميزان تسامح و مدارای بريتانيايی‌ها و درجه‌ی احترام گذاشتنِ آنهاست به حقوق فردیِ آدميان. وبلاگ، تجلی‌گاهِ بی‌پرده و صريحِ انديشه است. آدمی هم اگر انديشه‌اش در سکوت نفس بزند، گويی مرده است. آدمی به نطق زنده است و گويايیِ آدمی، مستمع می‌خواهد. سخن مولوی است اين که: جذبِ سمع است ار کسی را خوش لبی است گرمی و جدّ معلم از صبی است گر نبودی گوش‌های غيب‌گير وحی ناوردی ز گردون يک بشير ور نبودی ديده‌های صنع‌بين نه فلک گشتی نه خنديدی زمين . . . باری، هر سخنی و نوشته‌ای مخاطبِ خود را می‌جويد. اين مخاطب نيست که برای سخنور تکليف معين می‌کند. سخن‌گو به مقتضای توان و ظرفيت‌اش برای مخاطبِ خود سخن می‌گويد. در نتيجه، موضوع ظريف انسجام و استحکامِ زبان در اينجا مطرح می‌شود. يعنی درست نوشتن و بلاغت و فصاحت در نوشتار و فخامتِ لفظ و معنا چيزی است که شايد برای گروهی دشوار باشد، اما قطعاً برای کسانی که جويای زبانی شيوا و گفتاری متين و سنجيده هستند، فرصتی مغتنم و ارزشمند است.

  1. Toranj says:

    اين فضا انقدر گسترده است كه هر مخاطبي نويسنده خودش راپيدا ميكند و هر نويسندهاي قلم ميزند هر انچه بخواهد بي هراس.

|