۱

باز هم احساس وطن

این بار هم که پایم به لندن رسید احساس توطن در اینِ خاکِ بی‌آفتاب کردم! هوای لندن حسابی خنک‌تر از پراگ است. آسمان هوای باریدن دارد و من هم که دیری است حسرت باران به دلم مانده است. حال و هوای خودم هم طوفانی است و به اندک تلنگری باریدنم می‌گیرد. از قضا بهانه برای گریستن زیاد دارم . . . بماند. گویی در لندن آب از آب تکان نخورده است. بروم ببینم چه بلایی سر تونی بلر آمده است!

  1. kayvan گفت:

    داریوش ! من مانده ام و یک احساس شرمندگی عمیق … به دادم برس …

|