۱

روزهای آخر

امروز آخرين روزی است که در پراگ می‌گذرانم. فردا بر می‌گردم لندن. دارم يواش يواش دلتنگ لندن می‌شوم و کلی کار که روی دستم مانده است. تدبيرِ‌ کلاس‌های دانشگاه و رتق و فتقِ‌ امور منزل معضلی ديگر شده است بالای اين همه کار. از کاتب کتابچه و صاحب مختصر هم بی‌خبر مانده‌ام. عجيب است که اين اتفاق حتی در لندن هم نمی‌افتاد! به هر تقدير، اين واپسين روز پراگ هم رو به اتمام است:
و ما هم­چنان
دوره می‌کنيم شب را و روز را
هنوز را . . .

  1. سلام دوست عزيز ولي تو پراگ خيلي خوش گذشت . هميشه شاد باشين . خرس مهربان

|