۵

چو شمع . . .

در وفای عشقِ تو مشهور خوبانم چو شمع / شب نشینِ کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم‌پرست / بس که در بیماریِ هجرِ تو گریانم چو شمع

این را باید به دقت و آهسته گوش بدهید. با تمامِ حضور قلب. با صفای باطن. بدون مثقال ذره‌ای حیله. فارغ از سود و زیان. بدون هیچ بیمی از ملامتِ خلق. یعنی اگر از ملامت می‌ترسی، اصلاً نام مرا هم بر لب مبر. یعنی سرِ خویش گیر و بگذر. یعنی با من میا! منِ تنها رفتن را آموخته‌ام که: جریده رو که گذرگاهِ عافیت تنگ است! باورت نمی‌شود؟ فقط تماشا کن تا معنای سکوت و پرهیز را با گوشت و خونت لمس کنی. تا دریابی که: «دل نیست کبوتر که چو برخاست، نشیند». یعنی اینکه هر دلی هم این دل نیست. اگر این دل از دست رفت، باید او را به چراغ‌ها بجویی. صبر کن تا ببینی و با ذره ذره‌ی وجودت بچشی که:
خلد گر با پا خاری آسان بر آرم / چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
می‌خواهی به گذشته برگردیم؟ گوش کن:
«از تکیده درختی، بی‌هیچ آرزوی برگ و باری
جگر سوخته‌ی بیداد زمستان
و پریشانِ تطاول‌های مکرر از خطای دلبردگی‌ها . . .
نقد بازارِ جهان و آزارش را از آن کرانِ پلیدی‌اش که دگران‌اند
تا این واپسین کران – که دیدن توانسته‌ام – این واپسین کرانِ پاکی که تویی
همه را آزموده‌ام . . .
و آزرده خاطر، سرِ دست افشاندم هست . . .»
سفر خوش مسافر! که من:
«هنوز در سفرم
خیال می‌کنم در آب‌های جهان قایقی است
و من مسافرِ قایق سرودِ زنده‌ی دریانوردهای کهن را
به گوشِ روزنه‌های فصول می‌خوانم
و پیش می‌رانم.
مرا سفر به کجا می‌برد؟
کجا نشانِ قدم ناتمام خواهد ماند؟
و بندِ کفش به انگشت‌های نرمِ فراغت گشوده خواهد شد
کجاست جای رسیدن و پهن کردنِ یک فرش
و بی‌خیال نشستن و گوش دادن به صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور؟»
مرا گویی رسیدن و نشستن و گشودن بندِ کفش به انگشت‌های نرم فراغت نزدیک است. به قولِ کیانوش همه چیز دارد درست می‌شود!

  1. Hamidreza گفت:

    مثل همیشه لذت بردم و حالم دگرگون شد.تشکر بسیار!

  2. blackmak گفت:

    خیلی متشکرم!
    ضمنا سلیقه خوبی در انتخاب موزیک داری! من همیشه لذت می برم!

  3. Mc'Be گفت:

    سلام داریوش خان. با اجازه ای که به من دادید از آهنگ های شما استفاده کردم. اما برای پیشنهادم یه دنبال آدرس ایمیل می گشتم که یافت نشد. اگر ممکن است به آدرس زیر رجوع کنید تا پیشنهادم را ببینید و بخوانید, امیدوارم جبران زحماتم شده باشه. ممنون و موفق باشید. یا حق!

  4. يونس گفت:

    راستی داریوش جان چرا دیگه شجریان و لطفی با هم فعالیت نمی کنند ؟
    مشکاتیان هم همینطور؟
    خیلی حیفه که بزرگان موسیقی اینگونه از هم دور افتاده اند!!!

|