۲

هیچستان، جایی که نیست!

گربه ایرانی پرسیده است که هیچستان کجاست؟ هیچستان اصلاً وجود ندارد! وزیری، از زمره‌ی احبابِ نازنینی که به سرزمین ملکوت تردد می‌کند، چون خودش وبلاگ نداشت و ما نمی‌دانستیم در خلالِ این گفتمانِ ملکوتی او را چه بنامیم، بر آن شدیم که او را «صاحب هیچستان» بنامیم. همین. به گمانم او را به این سادگی‌های هوس لاگیدن در ضمیر نمی‌آید. ارضِ ملکوت را، هیچی و عدمی هم باید. تصاحب یا مصاحبت عدم و هیچ هم، حالیا، از وزیری بر می‌آید. عجالتاً او صاحب هیچستان است. در نتیجه چیزی هم برای از دست دادن ندارد!
مطرب عشق این زند وقتِ سماع / بندگی بند و خداوندی صداع
بندگی و سلطنت معلوم شد / زین دو پرده عاشقی مکتوم شد
پس چه باشد عشق دریای عدم / در شکسته عقل را آنجا قدم

  1. وليعهد گفت:

    قبله ی عالم!
    با خبر شدم که به گربه ی ایرانی بی اعتنایی کرده و علیه گربه سانان در جمعی سخن هزل بر زبان رانده اید، گرچه در کره شمالی گربه را از گاو بیشتر دوست دارند و نپخته می خورند، ولی من خود صاحب یکی از زیباترین گربه های موجود در جهان هستم که به نازش صد تحفه می بخشم.
    حضرت عشق به سلامت، اگر ملاحظه ی خود را ندارد، با گربه جماعت چرا بی التفات است. آیا لازم است دستور دهیم برای گربه فعل جمع به کار بندند؟
    با احترام _ مقام ولایتعهدی

  2. zahra گفت:

    قبله عالم:)
    ای کاش هیچستانی وجود داشت، چون من دلم برای اونجا تنگ شده:):):)

|