۱

انبساط خاطر را

امروز که از حوالی بنایِ بنگاهِ خبرپراکنیِ عليه‌ی مخدره اليزابت دوم عبور کرديم، صاحب هيچستان از بابِ مزاح و ايضاً تعظيم رو به قبله‌ی عالم کرده، فرمودند که حضرت سلطان اين نثر ملوکانه را از ناصرالدين شاه قاجار فراگرفته‌اند؟ حاشا و کلا که مرقومه‌ی شريفه‌ی شاهِ سرزمين ملکوت محصول دريوزگی از شاهانِ سرای سپنجی باشد. مزيد اطلاع مقيمانِ درگاه، ذات مقدس قبله‌ی عالم متذکر می‌گردند که آنچه از ضميرِ منير سلطان تراوش می‌کند، همگی فرزندِ طبعِ گوهرافشان همايونی است.
صاحب سيبستان هم از بابِ استفسار جويا شدند که آيا آدابِ بلاغت و زبان سلطنت را از متون تبارِ قجر به ممارست و کوشش فراگرفته‌ايم؟ از همين کنجِ ارگ مقدسه ديگر بار اين سخن را موشح می‌داريم که سلطان، سال‌ها بندگی صاحبِ ديوان کرده است تا سلطان شده است! در زبان و بيان سلطان به طنز و طعنه منگريد! خاطر قبله‌ی عالم آزرده می‌گردد.

  1. گربه ايرانی says:

    قربانت گردم
    هيچستان ديگر کجاست؟ ما را نبرده ای! خودت هم هزار ماشاءاله کم پيدايی، کجايی؟

|