۳

ببری رونق مسلمانی

مطلبی را که درباره‌ی واکنش کديور به انتشار مصاحبه‌اش از راديو فردا نوشته بودم، واکنش‌های جالبی دريافت کرده است. خودم هم جايی پای مطلب قبلی نوشتم که شايد درباره‌ی کديور تند رفته باشم ولی به اعتقاد من هنوز اصلِ مدعا درست و ماهيت دامن‌گستر اطلاع‌رسانی اقتضای اين عواقب را هم دارد. باری حضراتی که ديوانه‌وار دل به مهرِ حضرتِ کديور سپرده‌اند گويی از همه می‌خواهند بت بسازند. عجيب نيست. يکی از آفات بزرگ جامعه‌ی ايرانی ما اين است که حساسيت‌مان را نسبت به نقد از دست داده‌ايم و ذهن‌مان مشروط است.
زمانی برای من که شديداً شيفته‌ی سخنانِ دکتر سروش بودم، شنيدن نقدی درباره‌ی او دشوار بود. انصاف می‌دهم که کار ساده‌ای نيست آدم بخواهد کسانی را که دوست دارد زير تيغِ نقد ببيند. می‌توانيد اصلِ سخن من را درباره‌ی کديور و «اصلاح‌طلبانِ ترسو» يک‌بار ديگر بخوانيد و واکنش‌های دوستان را هم ببينيد. من هيچ وقت مدعی نيستم حرفم تا روز محشر درست است و همواره حرفم را می‌توانم اصلاح کنم ولی آن درشتی‌ها را آيا می‌توانند خودشان برای خودشان هضم کنند؟ اگر دوستان کديور چنين‌اند، صد رحمت به دشمنانش:
گر تو قرآن بر اين نمط خوانی
ببری رونقِ مسلمانی!

  1. rouhi says:

    دوست عزيز
    اولا نقد با استهزا تفاوت بنيادين دارد
    از اينكه با دوا نتقاد كوچك اينگونه برآشفته ايد بايد تاسف خورد
    اميدوارم همه مدياها دست شما اين دنيايي ها باشد تا بنويسيد و از موضع غرور به همه نگاه كنيد

  2. A says:

    جناب داريوش!
    حتي اگر نقد شما به محسن کديور از اين قرار است: “می‌خواستم بگويم اين فرايند جهانی شدن، خواهی نخواهی اختيار خيلی چيزها را از آدمی سلب می‌کند. آن برآشفتگی کديور از همين روست که برای من عجيب است.” اما در شرايط کنوني ايران اصلاً صلاح نيست نوشتن چنين نقدي با چنين جملاتي: “حکايت اصلاح‌طلبانِ ترسو خيلی جالب است”.
    قبلاً هم از شما چنين نقدهايي خوانده بوديم: “روزگارِ افولِ مولانا؟” و…

  3. alireza says:

    كه گناه دگري بر تو نخواهند نوشت

|