۰

بهارانی بی‌نشاط جدای اينکه يه

بهارانی بی‌نشاط
جدای اينکه يه عده‌ی سودجو دوباره جنگ راه انداختن و مردم بی‌گناهو به کشتن می‌دن، بهار امسال باز هم مثِ سالای قبله واسه من که:
نه لب گشايدم از گل نه دل کشد به نبيد
چه بی‌نشاط بهاری که بی رخ تو رسيد
نشانِ داغِ دلِ ماست لاله‌ای که شکفت
به سوگواریِ زلفِ تو اين بنفشه دميد
چه جای من که در اين روزگارِ بی‌فرياد
ز دستِ جورِ تو ناهيد بر فلک ناليد
بيا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خونِ دل از چشمِ انتظار چکيد

|