۴

بيماری‌های پليس

Print Friendly, PDF & Email

حرف‌های تازه‌ی فرمانده انتظامی تهران بزرگ را درباره‌ی سخت‌گيری‌های تازه درباره‌ی حجاب می‌خواندم که گفته بود «بد حجاب‌ها» چند دسته‌اند: «گروه اول بدنبال هويت گم شده خود می گردند … و اين عده از نوعی بيماری رنج می برند. گروه ديگر بيمار روانی و دارای اختلال شخصيتی هستند که می خواهند شخصيت نمايشگرانه داشته باشند که نمونه های آنها هم در پسران و هم در دختران ديده می شود. گروه ديگر دارای اختلال و انحراف اخلاقی هستند و آخرين گروه، گروهی هيجان مدار و مدگرا هستند که حس آنها اين است که می توانند هيجان خود را از اين طريق تخليه کنند». [مسألة: چه کسی تعريف «بد حجاب» را ارايه می‌کند؟ اصلاً «حجاب داشتن» و «بد حجاب» بودن تعريف روشن و مشخصی دارد؟]

يک بار ديگر عبارات بالا را بخوانيد. اين سخنانِ مشعشع «براساس تحقيقات علمی دانشگاه‌های ناجا (نيروی انتظامی) و تهران» به دست آمده‌اند. فکر می‌کنم تنها کسی که نياز به روان‌درمانی دارد خود همين آقای رادان است. از ديدِ اين‌ها هر کسی که با آن‌ها و شيوه‌ی تجويز شده‌ی لباس پوشيدن متفاوت باشد، بيمار تلقی می‌شود. واقعاً اين دست و پا زدن‌های بيهوده و توجيه‌های مضحک برای رفتار اقتدارگرايانه را من اصلاً نمی‌فهمم. من کاری ندارم که سياست حکومتی چی‌ست. اين‌ها لازم نيست به اين شيوه‌ی مضحک کار وقيحانه‌شان را توجيه کنند. خيلی صريح می‌شد بگويد قانون اين کشور اين است که شما اين‌جوری لباس بپوشيد و جور ديگر نپوشيد و قانون هم قانون است (يعنی زور است؛ بخواهی و نخواهی همين است). آن وقت تکليف همه با آن روشن است. آن که خوش‌اش بيايد از اين قانون و به آن احترام بگذارد، با همين قانون زندگی می‌کند. آن‌که آن را غير عادلانه و غير منطقی بداند با آن ستيز می‌کند. مگر مسئوليت پليس توجيه عقلی يا کشف علل روانی است؟ پليس وظيفه‌اش اجرای قانون است، نه تبيين و کشف علل و روابط منطقی. پليس می‌خواهد هم نقش قانون‌گزار را اجرا کند، هم مجری باشد، هم روان‌کاو و هم دانشمند علوم اجتماعی! اين معنای‌ روشن‌اش اين است که پليس ما بيمار است. به جای درمان کردن دردهای خودش و پرداختن به وظيفه‌اش، سعی می‌کند دردهايی را درمان کند (اگر واقعاً اين‌ها درد اصلی باشند يا حقيقتاً اين‌ها درد باشند)، که طبيب‌اش اصلاً پليس نيست.

پ. ن. اين را هم ببينيد: «بدحجابی: معضل سياسی دولت محافظه‌کاران»

  1. ساربان says:

    آهان! داره خوشم میاد که داری علمی فکر می کنی!؟ بد حجابی رو که پرسیدی کی تعریف می کنه! باریک الله! بد حجابی رو حالی به حالی شدن آقایون کاملا به طور مشخص تعریف می کنه! برای همین هم هست که باید این بد حجاب ها اگه خیلی بد حجابند به پایگاه برده شوند و درست و حسابی چی ارشاد بشوند! البته در مناطق محروم مثلا نکا همانطوری که برای اون دختر ۱۶ ساله اتفاق افتاد، این ارشاد بیرون پایگاه هم تکرار می شود!! البته طبیعتا این تعریف یک خورده بستگی به شخص ارشاد کننده داره! ولی معمولا این تفاوت های جزئی مهم نیستند. حالا روشن شدی!؟

  2. احمد says:

    معمولا موقع فشار های اقتصادی و سیاسی سر مردم را به همین داستان حجاب و سگ و آستین کوتاه و آستین بلند و غیره گرم می کنند تا ملت گرفتار بازی اره بده و تیشه بگیر و دفاع از حقوق جزئی شهروندی خود حواس شان به بدبختی ها و مشکلات اصل شان معطوف نشو. این هم شگردی است برای خودش .تا به حال که کار کرده.

  3. manaa says:

    jalebe ke hame ham az nazare aghayoon moshkele ravani daran !

  4. kayhan says:

    آقای عزیز ، به طور اتفاقی وارد بلاگت شدم ، و براستی توفیق اجباری … با شما در این مورد کاملا موافقم ، خواستم کسب اجازه ای کنم از شما جهت درج این مطالب در بلاگ شخصی خودم و البته با ذکر منبع ، اگر به ما هم سری بزنی خوشحال می شویم …

|