۱۱

آن را که خانه نئين است، بازی نه اين است

Print Friendly, PDF & Email

اين فضای قوم‌گرا و نژادپرست سخت آزارم می‌دهد. يادداشتی که درباره‌ی تخت جمشيد نوشته بودم يک پیام روشن داشت: پرهيز از تعصب و زياده‌روی. اعراب، انسان‌هايی هستند مثل همه‌ی ماها، مثل ايرانی‌ها، مثل انگليسی‌ها، مثل فرانسوی‌ها: همه از بشريت‌شان سهمی يکسان و حظی واحد دارند. فرهنگ و تمدن هزاران ساله تنها زمانی به کار می‌آيد که در درجه‌ی نخست منزلتی کارآمد در فرهنگ و تمدن کهن و باستانی داشته باشد و به کار امروز ما بيايد (نه اين‌که تنها عتيقه‌هايی باشند برای موزه‌ها و فخرفروشی بيهوده) و بعد از آن ما هم به حقيقت بهره‌ای از آن انديشه‌های درخشان برده باشيم.

نکته‌ی ديگر اين است که هميشه بايد بشريت انسان‌ها را در نظر داشت. هيچ قومی در دوره‌های مختلف تاريخی‌اش نماد فضيلت و مظهر عدالت و پاکی نبوده است. همه‌ی ملت‌ها در تاريخ خود نقطه‌های سياهی دارند. هر قوم و ملتی که ادعای خلاف اين را بکند، دچار توهم است و شأن بشريت خود را نمی‌شناسد. مثالی بزنم تا مقصودم روشن‌تر شود: قضاوت ايرانی‌ها درباره‌ی اعراب درست‌تر است يا قضاوت هندی‌ها درباره‌ی سلاطين غزنوی يا نادرشاه افشار؟ من واقعاً ريشه‌ی اين همه نفرت و کينه را نمی‌فهمم که چشمِ خردِ آدمی را کور می‌‌کند. نفرت و کينه چندان وجود آدمی را تيره می‌کند که تمام فضيلت‌ها و نيکی‌ها يک نفر را در پای رذيلت‌های او قربانی می‌کند. من از شما می‌پرسم که آيا رواست غربی‌ها و اروپايی‌ها تمامی ملت ايران را بر اساس آن‌چه جورج بوش درباره‌ی ايران می‌گويد داوری کنند؟ آيا رواست سخنان فلان دولتمردی که نسنجيده سخن می‌گويد به پای تمام ملت ايران نوشته شود؟ آيا درست است ملت آلمان را بر اساس کردار هيتلر داوری کرد؟ آيا درست است تمام اسپانيايی‌ها را بر اساس اعمال فرانکو داوری کرد؟ آيا درست است. . . از اين مثال‌ها ده‌ها نمونه، صدها نمونه می‌شود آورد. آن نگاهی که چنين با شور و سرسختی اعراب را نماد جهالت می‌داند، هيچ تفاوتی به آن نگاه ندارد که ايرانی‌ها را وحشی می‌خواند و فيلم «۳۰۰» را می‌سازد. ما که خود قربانی اين نگاه بوده‌ايم، سزاوار است اندکی به انصاف و خرد سخن بگوييم. من هيچ نشانی از فضيلت و خردمندی نياکان ايرانی که گويند شعارشان «پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک» بوده است در اين شيوه‌ی سياه‌نگر و دشمن‌تراش نمی‌بينم. اعراب هم تکثر و تنوع دارند، چنان‌که ايرانی‌ها و ساير ملت‌ها تکثر و تنوع دارند. در ميان اعراب صدر اسلام، ده‌ها قبيله و قوم بوده‌اند. اعراب بنی ‌هاشم داشته‌اند و بنی اميه و بنی عباس، چنان‌که ايرانی‌ها هخامنشيان را داشته‌اند و ساسانيان را و سلسله‌های مختلف ديگر را. فراموش نکنيم که ايرانی‌ها به دليل فساد و تباهی پادشاهی ساسانی از اعراب شکست خوردند. از ياد نبريم که ايرانی‌ها از فساد موبدان و دستوران زردشتی زمان خود به ستوه آمده بودند. فراموش نکنيم که روحانيان دين زردشتی در زمان ساسانيان چنان به سياست آميخته شده بودند و چنان اسير سياست‌بازی بودند که کارکرد دين و ايمان از ياد رفته بود. اگر ساسانيان قوت و برتری سياسی، فکری و نظامی داشتند، چرا بايد از همان اعراب بيابان‌گرد شکست می‌خوردند؟ چرا ايرانی‌ها مغلوب مغولان شدند؟ از اين چراها زياد است. پاسخ‌ها هم چندان مبهم و سخت نيست. انصاف کم است.

ستيز من با نگاه مطلق‌نگر و يکپارچه‌سازی است که هميشه دنبال دشمن می‌گردد و می‌خواهد تمام ناکامی‌ها و شکست‌های خود را به پای دشمنی خارجی بنويسد و چشم بر قصورها و خطاهای خود ببندد. اين نگاه هنرش فرافکنی است و يافتن عامل بدبختی‌های خويش در نزد ديگری. به اعتقاد من يکی از دلايل عمده‌ی عقب‌ماندگی‌های ما ايرانی‌ها همين جست‌وجوی مقصر و فرافکنی‌هاست. تا قيامِ قيامت‌ هم که از ظلم و جهل اعراب بنويسيد (که من نيک می‌دانم اين حمله در بسی جاها نوک پيکان‌اش متوجه دين است و اسلام)، هرگز دردهای ايرانی دوا نخواهد شد. در طول پانزده قرن گذشته، هم ايرانی‌ها تغيير کرده‌اند و هم اعراب. من با نگاهی که سرشت يک فرد، يک دين، يک قوم يا يک ملت را يکسان و لايتغير می‌داند و برای همه ذاتی ثابت قايل است و راه تغيير را بسته می‌داند، سخت مخالف‌ام. اين نگاه، نگاهی است آشکارا نژادپرستانه. ما اگر با نژادپرستی و قوم‌گرايی و در بند علت‌ها بودن مخالف‌ايم، بايد از خود شروع کنيم.

هر سابقه‌ی تاريخی بلند، چه دين باشد، چه قوميت، چه مليت يا هر چيز ديگری که به آن فخر می‌کنيم، اگر قرار باشد چشمِ خردِ آدمی را کور کند و باعث شود ناکامی‌های خود را مدام به گردن اين و آن بيندازد، نبودن‌اش از بودن‌اش به. من سخت شيفته‌ی اين جمله‌ی پير هرات‌ام که گفته بود: «بنده‌ی آن گناه‌ام که مرا به عذر آورد و بيزارم از آن طاعت که مرا به عجب آورد». فرقی نمی‌کند آن مليت مليت ايرانی باشد يا عرب، يا آن دين دين اسلام باشد يا مسيحيت يا يهوديت، يا دين زردشت. هر کدام که عجب آدمی را بيفزايد و او را از توجه به واقعيت وجودی‌اش باز دارد – که من معتقدم حداقل اديان برای اين کار نيامده‌اند – نبودن‌شان از بودشان بهتر است. اين بيت مولوی را بايد به آبِ زر نوشت:
پيش چشم‌ات داشتی شيشه‌ی کبود
لاجرم عالم کبودت می‌نمود.

  1. سميه says:

    سلام. سال نو مبارك. در مورد مطلب شما چقدر خوب گفته آقاي كاتوزيان در تعريف استبداد ايراني كه در اين جوامع دشمن فرضي همواره انسجام بخش بوده. در جوامعي مثل ما كه در طول تاريخ زمامدارانش به دنبال ساختن تصويري موهوم از دشمن هستند، مردم نيز همين رفتار را تكرار مي كنند. با اين تفاوت كه روشنفكران و روشنفكر نماها دشمني را برمي گزينند، كه دوست ظاهري نظام حاكم باشد. و تقديس كننده دشمنان نظام هستند. توده هم كه ماشاالله به دنبال رهبران خود بر دشمنان ايشان مرگ مي فرستند.

  2. عماد عبادی says:

    نوروز بخیر
    عزیز! گمان می کنی دایره ی این اندیشه ها و دغدغه ها چه شعاعی دارد؟غیر از معدود جماعت اهل اندیشه و خرد و دانایی(که البت همین ها هم برای خود هزار قوم و قبیله شده اند)چه تعداد مردمان این سرزمین دغدغه پاکی و پاک زیستن را دارند؟اشتباه نشود ،توهم درد با درد داشتن توفیر دارد.ایستایی در تفکر مردم رخنه کرده و این جماعت مصرف زده وارد عصر ایمان شده اند ،ایمان به هیچ!اخلاقیات پوست انداخته و بی تفاوتی و تظاهر سر برآورده و خودنمایی می کند.
    این حس خمودگی و وازدگی است که ما را دچار این طرز تلقی های نادرست کرده است.
    در این سالها ما هرگز منشاءاثر نبوده ایم(نقش پیرو را به راحتی پذیرفته ایم) و اگر هم بوده ایم سهم ما با آن انباشت فرهنگی که مدعی هستیم آنقدر ناچیز است که به شماره نمی آید.
    اگر از پهنه ی جغرافیایمان گامی فراتر بگذرایم آن وقت احساس خسران و پوچی در مقابل نداشته هایمان (که بیشتر عدم استفاده از داشته هایمان منظور است)چنان پتکی سهمگین بر پیکره مان فرود می آید که دیگر نه از نام نشانی می ماند و نه از …
    انصاف!چیز خوبی است چون به قضاوت منتهی می شود و البته قضاوت کار بسیار مشکلی است چرا که این مفاهیم همه انتزاعی اند و صورت حقیقت چیز دیگری است(براستی حقیقت چیست و چه صوری دارد؟!)
    می دانی برادر!آدمی زود باور و زود فراموشکار است و این ویژگی برای آنانکه آگاهی سطحی دارند یک نوع امتیاز محسوب می شود .آنها هرگز به گذشته برنمی گردند .برای آنها فیلم۳۰۰ودستگیری شهرام جزایری و غیره فقط یک خبر است و در قید منصفانه اش! فقط خوب یا بد.
    به امید مهربانی

  3. امين says:

    درود بر شما، عالي بود.

  4. kamen says:

    کهن ترین اسکلت انسان و اجدادش در اتیو÷ی کشف شده. بعبارتی کهن ترین جامعه انسانی در این قسمت از دنیابوجود امده است. اما آیا این تنها میرا÷ ساکنان فعلی آن است؟ بی شک هر آنچه از تمدن و انسان وارگی در هر نقطه از جهان بیابیم میرا÷ی برای تمام بشریت است و هیچ قومی نمی تواند امروزه ان میرا÷ را بتلک خود درآورد.
    با این دو نوشته آخری. بالاخره تونستم بعد از ماه ها با نوشته هایت آشتی کنم. این هم از مزایای نوروز است شاید! البته هوای وطن نیز بی تا÷یر نبوده انگاری! سال نو مبارک !

  5. ali says:

    انصاف! انصاف !
    حرف از انصاف زدید بله بیایید خدارا که همین الان دارد من را از ان بالا میبیند شاهد بگیریم که این نفرین شده ها چگونه همین روزها در این شرایط عجیب و غریبی که الان گریبان گیرش هستیم ما را له میکنند اخر مشکل دارید در سیاست خارجی با ایرانی ها دیگر چرا به فرهنگ و تاریخ و …. ربطش میدهید بابا مگه این سردمداران ما از نگاه من جوان بیست ساله تا حالا جز در مدح و ستایش عرب چیز دیگری هم گفته اند که این ها الان اینجوری میکنند با ما بابا به خدا این ها را از کل انسان های دنیا مجزا کنید که به خدا با همه فرق دارند اگر این همه دست دوستی و گدایی محبت برای اروپا و امریکا دراز کرده بودیم حداقل سیلی به صورتمان نمیزدند در روز روشن

  6. habiballah says:

    bessiar ziba bud. monsefane. moddatha bud montazer budim kesi hamchin harfhaii bezane. bessiari az iraniha shodan mesale on piremarde labe margi ke be 4 tekke khtereie jadde jaddesh fakhr mifrookht o hame hamsayehaye pedarish ro faheshe mikhond. baz ham azin dast benvis. iranii ke hich chizesh irani nist o nemidoone pedare pedarbozorgesh ki bude o ahle koja bude ya age midoone makhfi mikone che dam az aryaii zadanesh.?

  7. حسن says:

    سلام دوست عزيز
    اين جريان عرب ستيزي در اواخر مشروطه، متاسفانه و به دنبال روشنفكران همچون آخوندوف ،ميرزا آقا كرماني ، هدايت و…. در كشورما باب شد. در واقع اينها تيشه به ريشه وحدت اقوام ايراني مي زنند . حداقل بايد ازهموطنان عرب ايراني خجالت بكشند. حقايق تاريخي بايد با روش بررسي شوند نه با ديده ن‍‍‍ژاد پرستانه و فحش .
    متشكرم
    حسن

  8. بهرام فرزین says:

    “فراموش نکنيم که ايرانی‌ها به دليل فساد و تباهی پادشاهی ساسانی از اعراب شکست خوردند.اگر ساسانيان قوت و برتری سياسی، فکری و نظامی داشتند، چرا بايد از همان اعراب بيابان‌گرد شکست می‌خوردند؟ چرا ايرانی‌ها مغلوب مغولان شدند؟” این منطق کانلا نادرست است. مگر اقوام وحشی که روم غربی را تسخیر کردند، برتری سیاسی و فکری بر تمدن آن روز روم داشتند؟ مگر مغولان که چین را فتح کردند، برتری سیاسی و فکری بر تمدن آن روز چین داشتند؟ و دهها مثال دیگر از تاریخ میتوان آورد که نشان میدهد تسخیر یک تمدن پیشرفته توسط اقوام وحشی بکرات در تاریخ رخ داده است و دلیل آن هم بهیچوجه برتری فکری و سیاسی وحشیان فاتح بر تمدن مغلوب نبوده است. “هر سابقه‌ی تاريخی بلند، چه دين باشد، چه قوميت، چه مليت يا هر چيز ديگری که به آن فخر می‌کنيم، اگر قرار باشد چشمِ خردِ آدمی را کور کند و باعث شود ناکامی‌های خود را مدام به گردن اين و آن بيندازد، نبودن‌اش از بودن‌اش به” لطفا آرزوی نبود سابقه تاریخی نکنید که این دیگر عین بی انصافی است! سابقه تاریخی سر جای خود، شناخت درست و مدلل و مستند تاریخ (از جمله آنچه فساد و تباهی شاهان ساسانی خوانده میشود و اثرات و تبعات بعدی آن) سر جای خود، زندگی توام با خرد و تدبیر در دنیای امروز هم سر جای خود. انصاف این است. یادتان نرود که بسیاری از اعراب هنوز هم راه همان کینه و دشمنی تاریخی را با ایران و ایرانی در پیش گرفته اند.

  9. هادي says:

    نژادپرستي،غلط است اما نژاد معياري در حركت هاي بين المللي و سياسي و اجتماعي، بسيار مهم و بنيادي است.بايد بيشترين اهميت را به ايران و ايراني و نژاد ايراني داد.و البته،از ديد ِ آرماني و حقيقت گرا،آنچه اصل است، حق است و حقيقت.

  10. زهرا says:

    ما با عربها دشمنی نداریم ولی آنها در طول تاریخ خیلی به ما ظلم کردند و هنوز هم میکنند. آنها ما را وحشی میخوانند در حالی که وقتی ما جندی شاپور داشتیم آنها اقوامی بدوی و به راستی وحشی بودند(نمونه اش زنده به گور دختران بیگناهشان)

  11. کوشا says:

    به نظر من نژادپرستی یا اصولا‍ هر نوع تبعیض افراطی ناشی از خودکم‌بینی هست که ما به وفور داریم .اینطوری میتونیم خواسمون رو از چیزی که هستیم پرت کنیم.
    بله اعراب هم انساتهایی هستند مثل ما …ولی من می‌خواهم اضافه کنم اتفاقاً هوشمندانه‌تر اینه که که ما با اعراب ختی دوستانه‌تر از ملیت‌های دیگه رفتار کنیم چون این دو ملت منافغ کره خورده زیاذی دارند.
    البته به نظر من ما ایرانیان اصلا یک نقطه ضعف فرهنگی داریم و مساله به اخراب ختم نمیشه… شیعه با سنی… مسلمون با کلیمی.. ایرانی با افغانی …ترک با کرد.. آملی با بابلی…ما حتی حاضر نیستیم قبول کنیم که همسایمون مجازه مثل ما فکر نکنه!

|