۲

عمارت کردنِ ايمان

استادی که در يادداشت پيشين‌ام ذکرش رفت، آدمی است بسيار باهوش و با فضيلت. دست بر قضا، از آن استادانی است که کلی رفتارهای عجيب و غريب دارد و کرداری خارق عادت. وقتی از دين حرف می‌زند، يک نکته را تأکيد می‌کند و آن همان است که پيامبران می‌گفتند (ظاهر عبارات‌اش شايد فرق کند، اما گوهرش همين است) که ما پيامبران مأموريم به اين‌که با مردم بر حسبِ اندازه‌ی خردشان سخن بگوييم. نبايد چيزی را که برای هاضمه‌ی عقلی مردم سنگين است، به خوردشان داد. بزرگترها شايد برای کودکان قصه‌ی پريان را بگويند. اما هيچ وقت به کودک نمی‌گويند که اين قصه که من می‌گويم، دروغ است و اصلاً موجودی به نام «پری» وجود ندارد. خود ببينيد که در مقايس کلان‌تر، آن هم درباره‌ی دين که امری است جدی و حياتی برای بشر، چه اتفاقی می‌افتد.

بعد از دو ساعت گفت‌وگوی هيجان‌انگيز، گفت بگذار اين را برای‌ات بگويم به عنوان نکته‌ی آخر که ويران کردن ايمانِ مردمان هنر نيست. و اين سخن درخشانی است. اين البته به اين معنا نيست که راه عقل را ببنديم و مجال تأمل را از آدميان بستانيم. عقل سنجش‌گر می‌تواند استوار بر جای خود باشد و بی‌حد و حصر جولان بدهد، اما در همان حال، بنيان عقايد مردم را نلرزاند. تنها عقيده‌ای را می‌توان تکان داد يا ويران کرد که پيامدهای فاسدی داشته باشد و سلامت جامعه‌ی بشری را به خطر بيندازد. باری، کار مصلحان دينی، چيزی نيست جز عمارت کردن و اصلاح و ترميم ايمان مؤمنان.

اگر در روزگار معاصر، از سازگار کردن دين با عقل سخن می‌رود (دين با عقل ناسازگار بوده‌ است يا دين هزار سال پيش با عقل معاصر ناسازگار است؟) و کوشش مصلحان دينی آشتی دادن تفسيرهای دينی با اقتضائات روزگار مدرن است، من اين را عينِ عمارت کردن ايمان می‌دانم نه ويران کردن آن. به طريق اولی، اگر مدعی شويم مثلاً اسلام ضد زن است (که در آن تشکيک فراوان است و ده‌ها دليل درون‌دينی و برون‌دينی می‌توان عليه آن اقامه کرد؛ جز اين‌که اين بحث اساساً سرشتی جدلی و پلميک دارد)، من اين کار را ويران کردنِ ايمان مردم می‌دانم. دليل ساده‌اش اين است که هر چقدر به ضرب و زور يا فريب‌کاری (از هر موضعی، دينی باشد يا ضد دينی) به مردم بگوييم که دين همان است که هزار سال پيش مردم می‌فهميدند و تا قيام قيامت درک و تفسير شما بايد همان باشد تا مسلمان خوبی باشيد، عملاً عمارتِ ايمانِ مردم را ويران کرده‌ايد. مردم هميشه در جهل نمی‌مانند. همين مردم مسلمان از فقر به رفاه می‌رسند. از بی‌سوادی و بی‌دانشی،‌ به علم و دانش و آموزش مدرن می‌رسند (حتی در کشورهايی که به زعم بيرونيان استبدادی هستند). همين مردم وضع بهداشت‌شان به وضع بهداشت نسل‌های قبل‌شان فرق می‌‌کند. اين مردم آرام آرام توسعه را درک می‌کنند و می‌چشند. اگر توسعه را، اگر مدرن بودن را، اگر برابری حقوق زن و مرد را مقابل و منافی دعوت دين قلمداد کنيم، تيشه به ريشه‌ی ايمان مردم زده‌ايم و اگر مردم اين مدعا را بخرند، دير يا زود رخنه‌ای در قامت دين خواهد افتاد.

دين هر چه باشد، همواره سلامت روحی و عاطفی توده‌های مردم را، در هر کجای دنيا، حفظ و تضمين کرده است. بشر هنوز جايگزين مطئمن و تکيه‌گاهی استوارتر از ايمانِ دينی نيافته است. ايمان دينی،‌ حتی اگر هم دروغی بيش نباشد، دروغی است پر فروغ که پهلو به پهلو هر راستِ ادعايی انسان‌ها می‌سايد. دين اگر حقيقت باشد و ضامن راستين سعادتِ بشر، ديگر تکليف‌اش روشن است. حتی از منظری شکاکانه هم دور از خرد است که دين را اين‌گونه ويران کنيم. خوشبختانه در روزگار ما، آن قدر تکثر عقايد و وسعت دانش‌های آکادميک زياد است که ديگر کسی نمی‌تواند مدعی شود از دين تباهی و استبداد می‌زايد و بس. چنين ادعايی آشکارا مهرِ تعلق‌خاطرهای ايدئولوژيک را بر خود دارد و دست کمی از بنيادگرايی‌های قشريون متعصب ندارد.

اين سخنان تنها ناظر به دين اسلام نيست. سرنوشت هر دين و آيين و مذهبی همين است. انصاف حکم می‌‌کند هنگام داوری درباره‌ی عقيده و آيینی فاصله‌ی عاطفی خود را با آن حفظ کنيم. مصلحتِ عمومی جامعه‌ی بشری، بدون ترديد بر مصلحت نخبگان (اگر چنين مصلحتی اصلاً معنا داشته باشد) برتری دارد.

  1. لطفا به کامنت دوم من درباره نوشته قبلی پاسخ بده.اگر دين طابع جبر زمان و بايد برداشت عرفی از آن نمود و هنر مصلحان دينی همين است پس اصولا چه نيازی به دين ورزی هست؟
    اين جهان راز آلود ديگر نيست زلزله قهر خدا نيست.کسوف ترسناک نيست که برای آن نمازآيات خواند…
    ***
    دوست عزیز،
    اگر لازم ديدم به نظری پاسخ بدهم قطعاً خواهم داد. هر چه باشد، من مکلف به پاسخگويی به شما نيستم. اين را بارها در همين وبلاگ نوشته‌ام. اما جدای اين‌که بخواهم به شخص شما پاسخ بدهم، قطعاً در ايضاح نظرم خواهم کوشيد و آن را بيشتر بسط خواهم داد. دوست داريد، صبر کنيد!

  2. Sohaib says:

    با عرض سلام.
    برادر گرامی من میخواهم در این سایت وب لاگی بسازم. لطفا مرا رهنمایی بکنید.
    ممنون…..صهیب ابتهاج
    ***
    دوست عزیز،
    ملکوت فعلا عضو تازه نمی‌پذیرد.

|