۱۵

پایان عصر طلایی موسیقی سنتی ایران؟

این یادداشت حامد قدوسی را که خواندم دوباره آن نگرانی عمیق‌ام درباره‌‌ی سرنوشت موسیقی سنتی ایرانی زنده شد. آیا ما، یعنی کسانی که علاقه و عشقی به موسیقی ایرانی داریم، دل‌مان فقط به رؤیا و خاطره خوش است؟ آیا موسیقی سنتی ایران دوره‌ی زایندگی و خلاقیت‌اش را پشت سر گذاشته است؟ موسیقی‌های بازاری علیرضا افتخاری و امثال محمد اصفهانی دیگر تبدیل شده‌اند به موسیقی پاپ درجه‌ی سه و تقلیدی که شیر بی یال و دم و اشکمی است که شباهتی به موسیقی سنتی و اصیل ایران ندارد. همایون شجریان هر کاری که توانسته است با شعر و موسیقی کرده است (به عبارتی هر بلایی که خواسته است سر آن آورده است) بهانه‌اش هم لابد آزمودنِ شیوه‌های تازه است. استاد شجریان هم به جز همان یکی دو کار اول‌اش با علیزاده که سبکی متفاوت بود، دوباره به ورطه‌ی تکرار افتاده است. بقیه‌ی خوانندگان هم که فروتر از آن‌ها هستند چندان درخشش خاصی نداشته‌اند.

آیا عصر طلایی موسیقی ایران به پایان رسیده است؟ روزگاری که گروه چاووش و شیدا و عارف کارهای درخشان و منحصر به فردی می‌ساختند که در خاطره‌ی ملت می‌ماند، سپری شده است؟ ما جایی را به خطا رفته‌ایم و قصوری کرده‌ایم یا این موسیقی دیگری ظرفیتِ تازه‌ای ندارد؟ چقدر باید منتظر رستاخیزِ ققنوسِ تازه‌ای بود؟ آیا باید به همین مجموعه‌ی کارهای فعلی و دو سه نسلِ پیش‌ دل‌ خوش کرد و با همان نوستالژیک‌وار زندگی کرد؟ اصلاً چیزی به اسم «عصر طلایی موسیقی ایرانی» معنی دارد؟ درست است که دوره‌ی همکاری شجریان و مشکاتیان دوره‌ای استثنایی و تاریخی بود، اما نباید گفت که آن کارها هم محصول شرایط اجتماعی و فرهنگی خاصی بودند که دیگر وجود ندارند (حتی اگر امروز هم شجریان و مشکاتیان با هم کار می‌کردند)؟ راه برون‌رفتی از این بن‌بستِ ابتذال و تکرار هست آیا؟ به گمانِ من آن چیزی که موسیقی را تازه می‌کند و روحِ جوانی در آن می‌دمد، نفسِ استفاده از شعرِ نو و متفاوت نیست. باز هم می‌توان با شعر مولوی و حافظ کار درخشان و بی‌نظیر ساخت که همراه با روحِ زمانه باشد و نفسی گرم در کالبد سردِ روزگار بدمد. مسأله فقط شعر نیست. مسأله روحیه و حس و حال آهنگ‌ساز و خواننده هم هست و اهمیتی که آن‌ها به صیقل دادن و پاکیزه ساختن کارشان بدهند. آیا هنوز کسی مثل سایه پشت پرده‌ی موسیقی ایرانی هست که گوشی حساس و چشمی تیزبین و سنجش‌گر داشته باشد؟ من پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌دانم. اگر کسی پاسخی مشخص دارد و می‌تواند پاسخ‌اش را مستدل کند، مرا راهنمایی کند.

پ. ن. این هم پاسخ‌هایی از امیر سوشیانت: دردی به نام دردِ موسیقی!

  1. سوشیانت گفت:

    فعلا تا دلت بخواهد همه ی اساتید مشغول سفرند و عیش و نوش. آن چند هزاری را که به امتحان برای مستر کلاس شجریان به این ور و آن ور کشاندند تا که روزی افقی بدمد و استاد چیزکی یادشان دهد و الخ، فعلا دستشان زیر چانه؛ منتظرند که کی وقت پیدا می کنند برای این همه بالا و پائین پریدن ها و بکِش و بکِش ها. دلم برای خودم می سوزد که چندی زیر باران گذشت تا اجازت دادند و شرف یاب شدم برای امتحان. در برابر کسی که با چنان باد به غبغب بنشسته که بله! بخوانید و بعد ابرو بالا بیاندازد که کجا کار کردی و پیش کی؟ گفتم “رضوی سروستانی” که بادش خوابید. البته من هم فردایش با چند نفری دیگر سرمائی عجیب خوردیم و فعلا همه ی اساتید مشغول سفرند و عیش و نوش! چیزی گم شده برادر.

  2. سوشیانت گفت:

    دلم آرام نگرفت برادر. چیزکی نوشتم در جواب به سوالاتت. خواستی سری بزن و بخوان.

  3. امير گفت:

    هر کس طوری نگاه می کنه یکی نیمه ی پر و یکی….
    اول اینکه محمد اصفهانی خوانندهی سنتی نیست. درسته که ردیف کار کرده اما به هیچ وجه هیچ وقت ادعایی نکرده که من سنتی کارم بنابر این باید واضح بگم که از بهترین خوانندگان پاپ هست.
    دوم اینکه آقای شجریان بعد از کار با علیزاده دیگه کاری بیرون نداده که اینطور قضاوت می کنین! کاست دادن اونم تو موسیقی سنتی، تولیدی نیست که هر شیش ماه یه آلبوم بدی بیرون. احتیاج به همدلی و همفکری و … داره
    سوم اینکه موسیقی سنتی فقط آثار باکلام نیستند.
    چهارم به نظر می یاد شب خوابیدین، صبح پاشدین بدون هیچ تحقیق و فکری، نظر دادین. نظری که نه ّا آرای مردمی هماهنگی داره و نه با آرای متخصصین. این روزام اگر متخصصین می نالن نه به خاطر کیفیت آثار خودشون که به خاطر سیاست های دولت و صدا و سیما در نحوه ی ضبط و پخش آثار موسیقی سنتی هست.
    ***
    دوست عزیز،
    اول این‌که محمد اصفهانی به هر حال خواننده‌ی موسیقی ایرانی است و در آثار نخست‌اش به عنوان خواننده‌ی موسیقی اصیل ایرانی معرفی شده است نه خواننده‌ی پاپ. کنار هم قرار دادن علیرضا افتخاری و محمد اصفهانی دقیقاً به همین دلیل است.
    دوم، شما توجهی به لینک داخل متن نکرده‌اید. عمده‌ی اشاره‌ی من به کنسرت‌ها است و طبعاً پس از آن آلبوم‌ها را هم شامل می‌شود. آقای شجریان ایراد کارش در این نیست که با علیزاده کار کرده است. مشکل در کیفیت پایین و ارایه‌ی ضعیف آثار در کنسرت‌هاست که البته در آلبوم‌ها هم خود را نشان می‌دهد.
    سوم، موسیقی سنتی فقط آثار با کلام نیست. اما مگر محمدرضا شجریان آثار بی‌کلام هم دارد؟! مگر افتخاری، سراج، همایون شجریان و خوانندگان موسیقی ایران آثار بی‌کلام تولید می‌کنند؟ مگر در این نوشته از مثلاً تکنوازی سه‌تار یا تار حسین علیزاده انتقاد شده است؟ یک بار دیگر نوشته را به دقت بخوانید.
    چهارم، گویا شما شب خوابیده‌اید و صبح بلند شده‌اید و بدون اعتنا با سوابق این بحث در این وبلاگ این نظر را نوشته‌اید. به مطالب قبلی در این زمینه نگاه کنید. خواهید دید که نقد آثار موسیقی ایرانی چیز تازه‌ای نیست. البته که عموم مردم (و حتی عوام) چنین نظری درباره‌ی موسیقی ایرانی ندارند! متخصصین هم البته که مانند شما فکر نمی‌کنند. این هم رأی متضاد و متناقض وجود دارد. حتی به خود لطف با این کیفیت پایین آثار اخیرش هم که نگاه کنید، می‌بینید چقدر اعتراض دارد و پنبه‌ی هر چه نوازنده‌ی کمانچه را زده است!

  4. امير گفت:

    تیتر زدین عصر موسیقی سنتی، پس اگر منظورتون آثار با کلامه تیترو عوض کنین. شجریان ها و … آثار بی کلا م نمی سازند، ایراد از تیتر همه جانبه ی شماست!
    دوم اگه لطف کنین یه مطلب از چند تا هنرمند( و نه یه کارشناس هنری) بذارین که مطلب شما رو تصدیق کنه، بنده غلاف می کنم. مثلا از لطفی، علیزاده و… من در تعجبم در سال هایی که آثار ایرانی نامزد جایزه ی گرمی می شن شما چطور به این نتیجه رسیدین؟!
    نباید انتظار داشت موسیقی سنتی هر روز در اوج باشه، اما به عکس شما مطمئنم هیچ وقت از تکاپو نمی افته و به قعر خاطره ها نمی پیونده.
    برای شخص بنده آلبوم بی تو به سر نمی شود از بهترین آلبوم های آقای شجریان هست که شنیدم
    امروز ِ روز بیشتر از پیش شاهد روی آوردن جوونا و خانواده ها به گوش دادن و فراگیری این نوع موسیقی هستیم. آیا این ها نمی تواند پندار پایان دوران اوج را نقض کند؟
    ممنون
    ***
    دوست عزیز،
    شما لازم نیست «غلاف» کنید! شما هم حرف خودتان را بزنید. نظرِ شما هم محترم است. اصلاً شما بروید نقیض تمام گزاره‌هایی را که من نوشتم بنویسید. من اگر مهرم به موسیقی ایرانی بیشتر از شما نباشد، قطعاً کمتر نیست. تمام عمرم را با این موسیقی سر کرده‌ام و خیلی از فراز و نشیب‌های‌اش را بهتر از شما می‌شناسم. زاویه‌ی دید افراد متفاوت فرق می‌کند و شناخت نزدیک‌تر هنرمندان و موسیقی‌دان‌های ایرانی هم البته نگاه متفاوتی به شما خواهد داد. اما رأی شما محترم است. اصلاً ولی «غلاف» نکنید. حرف خودتان را بزنید. شهامت‌اش را داشته باشید که حرفِ «خودتان» را بزنید و راه خودتان را بروید. حرفِ من و نظر من جلوی ابراز نظرِ متفاوت شما را نگرفته است. بگویید. الحمد لله این‌جا هم که می‌نویسید منتشر می‌شود. پس نگران چه هستید؟

  5. امير گفت:

    من ممنونم.
    اگه گفتم غلاف می کنم یعنی اینکه فکر می کنم چیزی رو می دونم اما شما می گین نمی دونی. بله نظر هر کس محترم هست چه من یا چه شما و هر کس دیگه. اما موسیق سنتی یک واقعیته. ممکنه هر کسی طوری ببیندش اما واقعیت رو که تغییرش نمی ده! می ده؟! من از شما خواستم این واقعیتی رو که راجع بهش صحبت کردین( اگه واقعیت باشه) واسم مبسوطش کنین، من نه می خوام کل کل کنم و نه غیره، و نگفتم که خدای نکرده شما موسیقی سنتی رو نمی شناسین و این حرفا فقط خوشحال می شم از بحث کردتن پیرامون کشف حقیقت و واقعیت به خصوص اگه موسیقی سنتی باشه.
    مکن دلایل خودم رو مبنی بر زنده بودن و از تکاپو نیافتادن موسیقی سنتی گفتم. و از شما می خوام دلایل خودتون رو بگین.
    با این حال ممنونم از اینکه با سعه ی صدر و به موقع جوابای من رو می دین.
    ***
    دوست عزیز،
    آن نکته‌ی «غلاف کردن» و این‌ها به نوع ادبیاتی ربط داشت که شما برای گفت‌وگو اختیار کرده بودید. وقتی قرار است با کسی گفت‌وگو کنیم، با این لحن و این کلمات نمی‌شود به نتیجه‌ای رسید.
    اما درباره‌ی از تکاپو نیفتادن موسیقی ایرانی باید شاهد ارایه کرد. تاریخ موسیقی ایرانی را قطعاً می‌شود خواند و دید. ما دیگر برنامه‌هایی از جنس برنامه‌ی گل‌ها نداریم. دیکر یلی مثل سایه پشت موسیقی ایرانی نیست. صدا و سیمای ایران هم اگر کاری بکند، حداکثر همان موسیقی‌های تولید شده‌ی قبلی را بازپخش می‌کند. چیز تازه در این موسیقی کجاست؟ علیزاده یک نمونه است و همه‌ی کارهای‌اش هم با شجریان خوب از کار در نیامده است. در کنسرت‌ها هم که به طرز وحشتناکی اعصاب‌خوردن کن و ناامید کننده ظاهر شده‌اند. پس شما از تکاپوی کدام موسیقی حرف می‌زنید؟
    و این را هم فراموش نکنید که نوشته‌ی من چند پرسش و سؤال جدی بود نه پاسخ. من از دغدغه‌های‌ام نوشته بودم و این‌ها آیا برای این‌ها پاسخی هست یا نه؟ من هیچ نتیجه‌گیری نکرده‌ام – و نمی‌شود هم نتیجه‌گیری کرد. زمان این‌ها را بیشتر نشان خواهد داد. این شما بودید که با قطعیت شروع به اظهار نظر و رأی دادن درباره‌ی موسیقی کردید، آن هم چیزی که وضعی چنین اسف‌بار و رقت‌انگیز دارد. و این را فراموش نکنید که هر کسی از موسیقی توقعی دارد. توقعِ من از موسیقی ایرانی این نیست که الآن هست. چیزی که من می‌بینم پیکره‌ی رنجور، فرتوت و رو به زوالی است که تنها خاطره‌های‌اش خوب است و این تصویر برای من بسیار دردناک است. این تلقی از سر بغض و کینه و دشمنی نیست، بلکه از سر درد است و فقدان. اگر این موسیقی تباه شود، من از شمار داغدارانِ آن خواهم بود که باید بر میراثی غنی و درخشان زار زار بگریم!
    د. م.

  6. داریوش عزیز ، به قول دوستم عرفان :
    اوج هنر زمانیه که من دیگه من نباشم، اون شخصیت انتزاعی در من حضور داشته باشه و من رو هدایت کنه، و این ممکن نیست مگر به دو درجه: گذشتن از پرده های دیگران و نشستن با خویشتن خویش و دیگری. پس ممکنه همین فردا دوباره شاهد عصر طلایی و دوران اوج موسیقی ایرای باشیم ، یعنی زمانی که منیت ها از بین برود و …
    راستی چقدر خوب بود اگر الان به جای تقلید همگانی از شجریان ( شجریان مثل حافظ یک اتفاق حتمی بود… باید رخ می داد و پس از او همه می روند پی او و دیگر کسی شاهکار نمی آفریند ) هرکسی از یک مکتب تقلید می کرد. یکی اصفهان، یکی قزوین، یکی شیراز. یکی اصلا مثل صبا پیدا می شد خودش ردیف جمع می کرد. (بماند که اکثر آن از قول خوانندگان اصفهانی جمع شده، و خوشگلتر آن را شنیده ایم در ردیف اصفهان).
    به خدا این موسیقی داره می میره. راه علاج درست درمون دردش، فقط اشاعه ی اصالت ردیف های خاک خورده ست که بوی اصالتش دماغ رو می پرونه. راه نجاتش تبلیغ چندصدایی شدن مکاتبه نه تک گویی استادهای معروف.
    امیدوارم که جواب سوالتون رو گرفته باشید.
    ***
    ممنون‌ام. توضیح خوبی بود. ولی شما هم دردتان همان دردِ من است: «به خدا این موسیقی داره می‌میره». دردِ من دقیقاً همین است. راه حل مشخص هنوز پیدا نشده. شما راه حلی می‌دهید که خوب است. ولی اول باید کسی اهتمام به این کار کند و بعد نتیجه‌اش را ببینیم. این کار خواننده و آهنگساز قدر و تازه‌نفس و با همت می‌خواهد.

  7. در مورد اون راه حلی که گفتم باید بگویم که خیلی از دوستان و جوانان امروزه مشغول یادگیری همان ردیف های قدیمی و با اصالت که تا کنون کسی نشنیده ، هستند و اگر خدا بخواهد در آینده ای نه چندان دور فعالیت های خود را به صورت کنسرت و آلبوم شروع خواهند کرد. اما اینکه آیا تلاش آنها ثمر دهد یا خیر رو زمان معلوم میکنه.
    اما چند تا نکته دیگر هم هست که در افول آواز ایرانی و مهجور شدن آن تاثیر گذاشته که مهمترین آن شرایط زمانی است. در کامنت ها دیدم شما از برنامه گل ها و عدم وجود آن در این دوره برای موسیقی ایرانی نام بردید. ببینید زمانی که رادیو سال های اولیه فعالیت خود را شروع کرد به یکباره تمام خوانندگان و نوازندگان و موسیقیدانان محلی برای ارایه آثار خود به صورت رسمی و برای عموم مردم یافتند و آنگونه شد که برنامه هایی آنچنانی با کیفیت بالا به وجود آمد.
    حالا همین وضعیت رو برای انواع دیگر موسیقی تجسم کنید ، بعد از سال ها ممنوعیت و دور بودن موسیقی های راک و متال و رپ و … بعد از جریانات سیاسی و آزادی های محدود اجتماعی و همچنین پیشرفت ارتباطات ، به یکباره بستری مناسب برای فعالیت این قشر و ارایه کارهای آنان در ماهواره ها و وبلاگ ها و اینترنت فراهم شده است و طبق همون مثل قدیمی : نو که بیاد به بازار … !! فعلا این موسیقی ها به خاطر تازگی دارای طرفدار بیشتری است.
    ولی نکته مهم تر آن است که موسیقی ایرانی از ذهن مردم پاک نخواهد شد و نخواهد مرد زیرا که موسیقی است که در خون مردم ایران وجود دارد و ثمره صدها سال درد و رنج و زندگی آنان است . پس این ورق برخواهد گشت و نیاز به زمان دارد.
    الانه هم اگر اثری زیبا و متفاوت و بدیع از موسیقی ایرانی ارایه شود با استقبال رو به رو خواهد شد از جمله موسیقی تیتراژ سریال زیر تیغ و … البته نه مثل آثار شجریان با علیزاده و یا آثار همایون با آقای ضرابیان و …
    ببخشید که پر حرفی کردم.

  8. hamid گفت:

    سلام.از مقاله ات خیلی خوشم آمد. اما از پس شارلاتان بازی ها و کلاهبرداری ها و ادای نوجویی درآوردن خیلی اساتید، جوانترها دارند آرام آرام راهی باز می کنند.کارهای دستان یا کیهان کلهر را گوش کن!یا همین امیرحسین سام رفیقت، یا کیهان کلهر یا علی قمصری پیام جهانمانی ارژنگ سیفی زاده و….
    باید نگران بود. اما بیشتر باید کارکرد. به قول فردی مرکوری بزرگ:
    Show Must Go On

  9. عرفان گفت:

    ای آقا حرف ها می زنید ها! که گفته موسیقی ایرانی دارد می میرد؟! با این همه نوچه که آقایان دارند، که شب تا صبح بیدارند ببینند کسی به حضرتشان توهینی چیزی نکند، این موسیقی حالا حالا ها در همین وضعیت احتضار دست و پا می زند و راحت نمی شود. نه می شود طبیب به سرش آورد، نه …
    جایزه ی گرمی و کیلویی هم که می دهند. جناب داریوش خان، شما ابوعطا و همایون و اسفهان را بهتر می شناسید یا داوران بنیاد گرمی؟ شما درک درست تری از موسیقی ایرانی دارید یا … چه می دانم.. یویو ما؟ خوب.. پس بگذارید همان ها قضاوت کنند. آقا…! همین استاد علیزاده بارها نامزد کرده با این خانم جایزه ی بین المللی.. نمی دانم چرا شب زفاف خانم سراغ دیگری رفته!؟ این ها همه تحولات است، ما داریم به تمدن جهانی می پیوندیم، شما نگران چه هستید دیگر. انشالله جایزه ی گرمی را بر مزار موسیقی ایرانی خواهند چسباند. نگران نباشید.

  10. عرفان گفت:

    حکایت این است.
    ===
    این موسیقی هنگامی زنده بود که وقتی کسی جان به جان آفرین تسلیم می کرد، فرزندانش بر سر دعوت کردن از بهترین و خوش صدا ترین نوحه خوان های ردیف آموخت، رقابت می کردند. ماه محرم، در بسیاری از شهرهای مرکزی ایران، شبی نیم ساعت در تکایا، چراغ ها خاموش می شد و کسی از نایی صدایی بر می آورد و همه خاموش می ماندند چرا که آن را وجدان می کردند، نه استماع.
    موسیقی ایرانی زمانی زنده بود که مردم روستای گلیان در اتاق کوچکی گرد هم می آمدند و به صدای دوتار حمرا گل افروز گوش می دادند (در یک فیلم مستند تصاویرش باقی ست) و انگار که این که ساز می زند یهودی منوهین است و مستمعان جمعیت موسیقی دانان برتر جهان. چه، چشم های همه گرد بود از حیرت درک موسیقی.
    اما امروز، پول ات را بعد یا قبل از ضبط می گیری… می روی استودیو، ضبط می کنی… بعد می روی تدارک پارتی شب را می بینی و در پارتی به معامله ی فرش و ماشین و خانه می پردازی و محموله ی فرش های تبریز می دهی به دوستی عازم کنسرتی در اسپانیاست تا آن جا برایت آب کند… و البته او هم می پذیرد.
    موسیقی ما، تبدیل به یک تجارت شده. تا کاری سودی نداشته باشد برای هنرمند انجام نمی دهد.
    یادم می آید آقای رجبی خیلی قشنگ این مطلب را نشان دادند، در تالار وحدت، یک دسته اسکناس از جیب درآورد و همراه با شمردن آن ها شور را در آمد کرد:
    دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
    تا کجا باز…

  11. ارم گفت:

    شاید بتوان رکود را برای خواننگان تازه کار یا کم استعداد به کار برد.ولی در مورد اساتیدی مانند شجریان که مدام در حال کار بوده اند چرا چنین رکودی ایجاد شد.الان مدتهاست مانند گذشته کسی کار زیبا و به یادماندنی خلق نمیکند.دلیلش واضح است.اساتید صاحب سبک اکثرا فوت شده اند و انهایی هم که زنده اند خارج از گودند.بعضی ها مانند نجاد پرستان سبک ها یشان را به رخ هم میکشند.وقتی یکه سوار موسیقی شجریان است معلوم است که هیچ رقابتی وجود ندارد.ما بقی هم که یا شاگردان شجریان اند یا شاگردان اساتید عزلت نشین که خلاقیتی در انها نیست.در این شرایط است که اساتیدی مثل شجریان هم دچار رکود میشوند.

  12. محمود گفت:

    ه نظر من این اوضاع آشفته چند دلیل دارد:
    ۱-در صحنه نبودن اساتید معتبر به دلایلی خاص.
    ۲-کمبود اساتیدی که کارشان راواقعا به خاطر موسیقی وحفظ آن انجام دهند.
    ۳-نشناساندن اساتید وآثار آنان به نسل های بعد انقلاب(۲۰تا۳۰ساله ها)
    و…
    ولی این را مطمِِِِین هستم که موسیقی ای که حاصل دست رنج هزاران اساتید وسابقه چندهزار ساله دارد آنقدر ریشه دارد که به این بادها نلرزد

  13. ati گفت:

    salam midonam in asan rabti be mozooe bala nadare va bimored bashe shayad soalam ama man taze dafaeye avalame ke omadam in site va khoshamam omade ama az ahangaye shajarian ke hast kheili khosham omade ke mikham bebinam mitonam az in ahanga estefade konam va chetori?merc
    ***
    این فایل‌ها با فرمت فلش هستند و یا باید آنلاین به این‌ها گوش داد یا فایل فلش را داونلود کرد که خاصیت چندانی ندارد. اصولاً این فرمت فایل‌ها به منظور استفاده‌ی آنلاین تهیه شده‌اند، نه گوش دادن مستقل و تنها (اگر چه ممکن است).

  14. امير گفت:

    خیلی جالبه که دوستداران موسیقی فکر می کنن موسیقی داره می میره( و فقط نگاه می کنن و منتظرن تا حلواشو بخورن، معنی دوست داشتن رو هم فهمیدیم) اما خود هنرمندا و دوستارایی که به درک درست رسیدن اینجوری فکر نمی کنن…استادای بزرگ مردن پس موسیقی هم مرده.. چه نظر جالبیه!!
    ببینین ذوالفنون چی گفته:
    http://www.artmusic.ir/News/show.asp?Id=12163
    و پیرنیاکان
    http://www.artmusic.ir/News/show.asp?Id=12160
    اگه تلویزیون صبح تا شب آثار موسیقی سنتی تازه تولید رو پخش کنه، کنسرت ها مرتب پخش بشن و … مطمئنم کسی اینطور فکر نخواهد کرد. شب سکوت کویر واسه چن سال پیشه؟ یا بی تو به سر نمی شود؟ یا انتظار(مسعود شعاری) یا….خیلی زیادن واسه نوشتن و همینطور واسه شنیدن دوستاران موسیقی که منتظر حلوا خوردنن)

  15. bichareiran گفت:

    man feke mikonam zaeif shodane moosighie ma yek elate kamelan roshan dare va ma nabayd entezare kheili khasi dashte bashim. ma darim kole farhange iranimoono az dast midim. moosighi jozei az farhange mast va be nachar hamrahe oon dare zaeif mishe.
    badbakhtane fekre zede melli garaeie hakema bar iran ke taghriban tabdil be fekre nejadparastanehie eslami shode fazaro baste va tabie ke dar fazaye baste dige shajarian, banan, alizade, lotfi va baghie tekrar nemishand.
    ezafe konid be in matlab khodkhahiha va khodbozorg binihaye hamishegie ma ro ke mamoolan dar asatide ma be rahati mitoonid peida konid.
    dar in mavared hamishe yade oon zarbolmasale maroofemoon mioftam ke mige ostad hichvaght foote akhar ro be shagerd yad nemide.
    in eine farhange mast va in kehbasate ma iraniha ma ro be zaval mibare. baziha irad migiran be shajarian ya alizadeh ke maghroorand o khod bozorg bin. avalan ke dar bozorg boodane anha shaki nist ama in yek kheslate iranis va agar man va to jaye anha boodim badtar mikardim.
    pas hichvaght entezar nadashte bashid alizade ya lotfi ye alizade va lotfie digar khalggh konand.
    be nazare man bazham dar beine baghie in shajarian ast ke hadeaghal 7 ela 8 khanandehie khoob tarbiat karde.
    baghie che kardehand.
    koo shagerede rade balaye alizade.
    koo janeshine lotfi. koo janeshin golpa.
    be nazare haghir irad kolitar az bahse moosighist.
    ma farhangeman moshkel darad va shayad digar natavan kari kard.be nazare man ma tabdim be yek melate kamelan jahel shodim. az ghadim migan adame jahel khodesho toop mibine. va alan melate iran dar in vazeiatan.
    be har hal in nazare mane
    albate shayad in vasat masata harfe birabt ham zadam ama khodetoon mitoonid koliatesho bardasht konid.

|