۳

در بابِ حکمت و دشنام‌گویان خردمندنما

«مردی را به مزد گرفتند تا سقراط را دشنام دهد بر ملا و عیب او گوید. در میان مردمان به او رسید، در دشنام مبالغت کرد. سقراط هیچ جواب نگفت و هیچ انکار نکرد. پس دیگر روز او را دید تنها، گفت: ای دوستِ من! اگر وجهی دیگر می‌دانی که بدان از سببِ من منفعتی به تو رسد، تا از آن امتناعی نکنم، و تفاوتی نیست.»
خواجه نصیر الدین طوسی، اخلاق محتشمی، باب بیست و پنجم، ص ۲۶۹ (تصحیح محمد تقی دانش‌پژوه)

«گویند عیسی علیه السلام به بعضی سفها بگذشت، او را دشنام دادند و برنجانیدند و او با ایشان تلطف می‌کرد و ایشان را مدح گفت. یکی از اصحاب او را در آن حال بدید. از او پرسید که این چه حال است؟ گفت: هر کسی از ما آن‌چه دارد نفقه می‌کند.»
همان، باب سیزدهم، ص ۱۳۳

«گروهی از اراذل حکیمی را در میان گرفته بودند و هر یک طعنه‌ای در حکیم می‌زد. حکیم مانده بود تنها میان قومی دشنام‌گوی که دعوی عقل می‌کردند. پاسخ هر یک را که می‌داد، یکی از اراذل به شنیع‌تر وجهی او را به سخره می‌گرفت و سایر اوباش آشوب می‌کردند و به تشویق یکدیگر غریو از جگر بر می‌کشیدند که خوب فرو کوفتی‌اش مردک مدعیِ منافق را! ظریفی از آن کوی گذر می‌کرد. گفت: عاقبت حکیمی که با اراذل هم‌سخن شود، به از این نیست!»
از یک نسخه‌ی خطی بی‌نام و بی‌تاریخ

  1. حمید گفت:

    ما که از انگیزه نگارش این دو نوشته آخر خبر نداریم ولی ظاهراً یکی داره بدجوری کیسه می کشه به پشتت (مطمئن نیستم اصطلاح کیسه کشی در این مورد به کار می ره یا نه 🙂 ). بگذار دو قطعه شعر بنویسم شاید موثر بود. این دو تا یادگاریهایی که از معلم ادبیات دبیرستان (۱۵ سال پیش، آقای غیاثی، زنده یا مرحوم، روحش شاد) یادم مونده. نمی دونم شاعرشون کیه. اولی می گه:
    شخصی بد ما به خلق می گفت
    ما چهره زعم نمی خراشیم
    ما خوبی او به خلق گوئیم
    تا هر دو دروغ گفته باشیم
    شعر بعدی نقطه مقابل اینه، می گه:
    از صحبت دوستی به رنجم
    کاخلاق بدم حسن نماید
    کو دشمن خوبروی عاقل
    کاخلاق بدم به من نماید

  2. Shahram Etemadi گفت:

    اقای محمد پو: انگار که الاغت بطرز وحشتناکی در گل مانده. می بخشید ها ولی خیلی احمق و خرفت و درمانده و بیچاره هستی که مثل انهایی که دارند غرق میشند به هر خس و خاشاکی دست می اندازی. زمان امثال تو و قهرمانان فکری اش یعنی سروش کلاش و شریعتی ارتحاعی به پایان رسیده و روشنفکران سکولار قبر شما و سروش را کنده اند. اقای عبدی کلانتری حتی به […] شعر های تو جواب هم نمی ده.
    ***
    دوست عزیز،
    پاسخ شما در همین عباراتِ مرحمتی شما آمده است!!!!

  3. محمد گفت:

    ما مدعیان اسلام و شیعه و مذهب برتر تا کی می خواهیم با فحش و ناسزا به مخالف فکریمان خود را شیفته و شیدای پیشوایان دین و مذهب نشان دهیم

|