۱۴

قصه‌ی تخت آباد

سال‌ها پیش وقتی دانشجوی ریاضی بودم این قصه را گمان می‌کنم مجید میرزاوزیری به من معرفی کرد. خاطرم نیست متن کتاب را از که گرفتیم – شاید فریدون رهبرنیا استاد راهنمای‌ام بود. به هر حال،‌ هر چه بود این داستان نقش زیادی در شکل دادن به فضای ذهنی‌ام ایفا کرد. آن روزها هوس کرده بودم کتاب را ترجمه کنم و طبق معمول همه ساله (!) تنبلی امان نداد و ترجمه قربانی شد. بعدها فهمیدم این کتاب را یک نفر ترجمه و چاپ کرده است. الآن به یاد ندارم مترجم که بود. اما خوب به یاد دارم که ترجمه‌ی فارسی کتاب را برای دوستی هدیه بردم، همان سال‌ها.

نویسنده‌ی کتاب،‌ یک نفر کشیش ریاضی‌دان است. حکایت برخورد سطح نشینان با موجودات فضایی دارای بعد، شباهت غریبی به تصورهای انسانی از پیام ادیان دارد. این کتاب اگر هیچ ارزش دیگری نداشته باشد، یکی از ویژگی‌های مثبت‌اش این است که ذهنِ ما را می‌تواند خوب ورزش دهد تا بفهمیم ممکن است خارج از درک متعارف و معمولی ما از جهان، فضای دیگر، جهانی کاملاً محسوس وجود داشته باشد. دقت کنید. می‌گویم ممکن است. عقلاً ما هیچ شاهدی بر اثبات یا رد آن نداریم. فعلاً با این فرضیه کتاب را بخوانید.

لینک کتاب را آن گوشه در لینکدونی گذاشته بودم. خودم بعداً حس کردم کار ملال‌آوری است آدم مرتب از این صفحه به آن صفحه برود. کار خودم و خوانندگان را راحت کردم. کل داستان را به صورت یک فایل پی‌دی‌اف در آوردم. پس این شما و این هم تخت‌آباد! بخوانید و لذت ببرید. به جان نویسنده‌ی کتاب و پی‌دی‌اف کننده‌ی آن هم دعا کنید!

پ. ن. آدم‌های تنبلی که مرتب می‌گویند وقت نداریم وقت نداریم، هزار و یک مطلب بیهوده و بی‌سر و ته را شب و روز می‌خوانند. این داستان واقعاً ارزش خواندن دارد به نظر من. می‌شود برای‌اش وقت تولید کرد.

  1. باید یاد بگیرم مثل کلاغ ها باشم!
    آنها می دانند چطور بدون اینکه دوست داشته شوند ، راحت زندگی کنند.
    کلاق سفید

  2. هنگام گفت:

    سلام . گیریم با خواندن این کتاب و یا هر کتاب دیگری به ما ثابت شد که دنیای دیگری وجود دارد . خوب که چی ؟ چه فایده ای از آن متصور است . آیا غیر از این است که بزرگترین جنایات دنیا توسط کسانی رخ داده که نه به قول شما به احتمال به فضای دیگر،بلکه به وجود دنیای دیگر یقین داشته اند ؟
    ***
    شما چقدر ناراحتید! اول کتاب را بخوانید و از آن لذت ببرید. هیچ کس نمی‌خواهد هیچ چیز را به شما ثابت کند. کتاب داستان چه ربطی به جنایت یا اثبات یا توجیه یا تخطئه‌ی آن دارد؟ اصلاً دو پاراگراف را هم از این کتاب خواندید که بفهمید موضوع کتاب چی‌ست؟ چرا فکر می‌کنید همه‌ی جنایات دنیا زیر سر «یک دنیای دیگر» است؟
    «بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم».

  3. سارا گفت:

    سلام
    کاش میتونستید فایل ترجمه کتاب را در دسترس قرار دهید . بالاخره کسانی مانند من هم پیدا میشوند که سواد انگلیسی را در سطح کتاب خوانی ندارند .
    موفق باشید
    ***
    اگر می‌شد حتماً می‌کردم. کتاب به زبان فارسی در ایران موجود است.

  4. رها گفت:

    داریوش عزیز سلام.اول از همه بهت بگم که چقدر به این که میتونستی نزدیک سایه باشی غبطه خوردم. سایه یه دنیا صفاست که از بد روزگار از ما دور افتاده.امیدوارم زنده باشه وزیبایی خلق کنه.اما خودت؛ هنوز پر انرژی و فعالی و مثل قبل ازت نیرو میگیرم. همیشه در عجب بودم که چطور همیشه اینقدر حس مثبت داری وحالا میفهمم که:چون به خودت دروغ نمی گی.در مورد مطلب امروزت باید بگم متاسفانه همیشه عامه مردم فقط اونچه رو که میبینن قبول میکنن وپیامبرها هم برای همین سعی کردن معجزه ای بیارن که اونا رو متقاعد کنن. حکومتها هم همیشه خواستن مردم توی همین سطح بمونن و مسائل متافیزیکی و غیرعادی رو به راحتی محکوم کردن. اما هر کسی برای خودش عینکی داره که با اون دنیا رو میبینه. والزامی هم نیست که بخواد بقیه رو متقاعد کنه چون اونا باید آمادگی پذیرش این حرفها رو داشته باشن. مثلا در مورد زندگیهای گئشته با کی میشه حرف زد؟همین که آدم خودش با یقین به آنچه نادیدنی است دل ببنده کفایته…
    ***
    دوست عزیز،
    ممنون از این هم ابراز لطف. من سعی می‌کنم کمی خودم باشم و بس. درباره‌ی پیامبران هم من چنین حرفی نزده بودم که پیامبران ناچار به آوردن معجزات بودند و اصولاً چنین باوری هم ندارم. مقصودم هم از این یادداشت اصلاً دل بستن و یقین داشتن به نادیدنی نبود. مقصود برانگیختن پرسش‌های عقلانی جدی بود نه تسلیم در برابر امر و نهی دین و دست و پا بسته رها کردن عقل.
    د. م.

  5. امير گفت:

    با سلام
    مطمئنا” عین کار شما رو کپی نخواهم کرد ولی طبق نظر شما از این آرشیواستفاده خواهم کرد.

  6. بابک گفت:

    توی لینکدونی، لینک وبلاگی رو گذاشتید که نقد موسیقی میکنه.با خوندنش واقعا حالم بد شد. یاد نقدهای شما درباره استاد شجریان افتادم .
    داریوش خان ، کاش همه نقد کردن رو از شما یاد بگیرن.
    ***
    دوست عزیز،
    من نوشته بودم درباره‌ی موسیقی. لزومی ندارد همه درباره‌ی موسیقی همه چیز را بدانند. از هر جایی چیزی می‌توان آموخت.
    د. م.

  7. هنگام گفت:

    دوست عزیز مثل اینکه شما فقط نوشته های خودت را می فهمی . برای همین عین نوشته ات را تکرار می کنم :”کتاب اگر هیچ ارزش دیگری نداشته باشد، یکی از ویژگی‌های مثبت‌اش این است که ذهنِ ما را می‌تواند خوب ورزش دهد تا بفهمیم ممکن است خارج از درک متعارف و معمولی ما از جهان، فضای دیگر، جهانی کاملاً محسوس وجود داشته باشد.”خوب که چی؟ می گویم دانستن این امر چه ارزشی دارد؟
    ***
    دوست عزیز،
    خیلی روشن است. آدم وقتی منظومه‌ی معرفتی‌اش گسترده‌تر باشد، لاجرم نگاه‌اش به عالم تغییر می‌کند. کجای این ارزش ندارد؟ صحبت من از «امکان» است، نه از «وجوب». در همین بندی که نقل کرده‌ای دقت کن که آورده‌ام: «ممکن است» و تازه بعد هم جای شک در آن را باز گذاشته‌ام. کجای این نگاه ایراد دارد وقتی باب تشکیک عقلانی را در آن نبسته‌ام؟ دوست داشتید بنویسم دین مزخرف است و هر چه وعده داده است باد هواست؟ با کدام قطعیت و یقین؟ من در باب هیچ چیز چنین با قاطعیت رأی صادر نمی‌کنم: چه دین باشد چه ضد دین.
    یک بار دیگر نوشته را بخوانید و از آن مهم‌تر متن کتاب را بخوانید. این نوشته اصلاً دعوت است به خواندن یک کتاب درباره‌ی مفاهیم ریاضی. خواننده خود مسئول تعبیرش از کتاب است. من هم حق تفسیر و تعبیر خاص خود را دارم. شما هم حق دارید آن را نپذیرید. چه ابهامی در این هست؟ دلخوری شما از کجاست؟
    این‌جاست که می‌گویم چرا این قدر ناراحتید!

  8. Mahmoud گفت:

    گمان کنم که این کتاب با نام «پختستان» در ایران ترجمه شده است. خودم ترجمه‌اش را ندیده‌ام اما شنیده‌بودم که ۸-۹ سال پیش چاپ شده است.
    ***
    گمان می‌کنم همین بود. تاریخ‌اش هم درست است. به زمان دانشجویی ریاضی من می‌خورد!

  9. هنگام گفت:

    سلام دوست عزیز . مثل اینکه درست گفته بودم ! توضیح وافی و قانع کننده بود . من هم به هیچ جیز به طور قطع و یقین رای نمی دهم . فقط گمانم این بود که نباید وقت صرف خواندن و یا تشویق به خواندن چیزهایی شود که از آن فایده ای مترتب نیست،دست کم برای امروز مردم ما. دقیقا درست گفته اید : من ناراحتم .و به گمانم تنها آنهایی راحتند که از دور دستی بر آتش دارند و یا اصلا ندارند .
    ***
    دیگر چه عرض کنم!!!! دو بار به زبان فارسسی سره توضیح دادم. باز هم شما نفهمیدید و نخواستید کتاب را بخوانید. ببخشید. ما بیخود کردیم به شما توصیه کردیم این کتاب را بخوانید (راستی به شخص شما کجا توصیه کرده بودیم؟!). نخوانید آقا! برای سلامت‌تان ضرر دارد. تب می‌کنید. بعد به مهتاب بد می‌گویید. اصلاً هیچ کتابی نخوانید!

  10. الینا گفت:

    سلام
    اولین دیکشنری فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی،
    این وب سایت کاملترین مجموعه دیکشنری آنلاین همراه با تلفظ کلمات می باشد که در نوع خود منحصر به فرد و بی نظیر می باشد. طراحی و برنامه نویسی آن توسط شرکت ورق سبز انجام یافته است.
    یکی از کاملترین و کاربردی ترین دیکشنری آنلاین را می توانید با ما تجربه کنید
    فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنید و امتحان کنید. طراحی و برنامه نویسی آن توسط شرکت ورق سبز انجام یافته است.
    http://www.ariadic.com
    با تشکر

  11. الینا گفت:

    سلام
    اولین دیکشنری فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی،
    این وب سایت کاملترین مجموعه دیکشنری آنلاین همراه با تلفظ کلمات را دارا می باشد که در نوع خود منحصر به فرد و بی نظیر می باشد. طراحی و برنامه نویسی آن توسط شرکت ورق سبز انجام یافته است.
    یکی از کاملترین و کاربردی ترین دیکشنری آنلاین را می توانید با ما تجربه کنید
    فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنید و امتحان کنید. طراحی و برنامه نویسی آن توسط شرکت ورق سبز انجام یافته است.
    http://www.ariadic.com
    با تشکر

  12. reza گفت:

    the book has published in Iran into Persian by Dr. Manouchehr Anvar around 1375.

|