۱

حبابی در ملکوت

تا دوستان دیده و نادیده به خاطر قصور و تأخیر در معرفی ساکن جدید ملکوت، ما را آماج ملامت و سرزنش نکرده‌اند، زودتر بنویسم که ملکوت میهمانی تازه دارد. چند سال پیش هم در همین ایام قدر، در ماه رمضان، میهمانی به ملکوت آمد که نمی‌دانم «چه خطا دید که از راه خطا رفت»! باری، میهمانِ تازه‌ی ما، یاسر میردامادی است که از اعاظمِ شیوخِ برنای مشهدی است. دماغی پر فلسفه دارد و دلی پرنوسان میان شک و یقین! از ارادت‌مندان سروش است و ملکیان. سابقاً در دو سه حجره‌ی دیگر می‌نوشته است و حالیا حجره‌نشین ارض ملکوت شده است. هر چه هست از امروز که روز هجدهم رمضان است در ملکوت می‌نویسد. ارجو که خوش قدم و خوش قلم باشد (و قویاً آرزومندم که آداب «نیم‌فاصله» را رعایت کند!). نامِ جریده‌ی مجازیه‌ی این سیدِ طلبه‌ی مشهدی، همان «حباب» است؛ حبابی در ملکوت. سر بزنید به این حباب ملکوت، اما سوزن‌اش مزنید که سوزن حباب را می‌ترکاند. نیک که بنگریم هستیِ ما همگی حباب را ماند، چنان‌که حضرت حافظ فرمود:
همچون حباب دیده به روی قدح گشای
وین خانه را قیاسِ اساس از حباب کن
پس سوزن به حبابِ دیگران، و از جمله حبابِ یاسر، مزنید. باشد که حبابِ هستیِ ما را نیز دست ظلم و جور نترکاند. باشد که همه‌ی حباب‌ها غرقه‌ی تلاطم ساغرِ می باشند.
  1. حميد صبا گفت:

    بنام خدا
    به سفارش دوستی آمدم مطلبی را دراین سایت بخوانم که اولین مطلب سایت نظرم را جلب کرد و اینکه آقای میردامادی به حجره شما تشریف آورده و ازدوستان سابق بریده است فقط می خواستم این انذار را به شما داده باشم و آن اینکه مراقب باشیدویروس پوپری مطلق ایشان گریبان شما را هم نگیرد
    ***
    یک جوری از «انذار» حرف می‌زنید که انگار میل به عذاب عظیم داریم می‌کنیم! معلوم هست شما چه کسی را از که بر حذر داشته‌اید؟ ما را از او یا او را از ما؟ یا شاید خودتان را از ما؟
    (مزید توضیح بگویم که در دوران دانشجویی خودم علاقه‌ی عجیبی به پوپر داشتم).
    د. م.

|