۲

پاريسيه ۵

Print Friendly, PDF & Email
اين هم روز سوم و آخر ما در پاريس. از خواب که پا شديم، قدم زنان تا ايستگاه له دفانس رفتيم و سوار شديم تا شارل دوگل اتوال. دو سه ساعتی را به خريد گذرانديم. برای ناهار هم رفتيم مک‌دونالد. نکته‌ی جالب‌اش اين بود که مک‌دونالد اين‌جا کرديت کارت قبول می‌کند! فاتح شديم بالاخره!‌ لندن که باشی، همه جا ناچاری پول نقد بدهی. بعد از ناهار سلانه سلانه برگشتيم به اتوال و رفتيم به سمت مونمارتر (به قول خودشان مونمقتر!). مستقيم از ايستگاه (انوِق بود؟) رفتيم بالا انگار که داريم از دماوند صعود می‌کنيم. يک کليسای بسيار خوشگل و سرشار از معنويت آن بالای قله است که اشک آدم را در می‌آورد. بعداً دوباره درباره‌اش می‌نويسم و عکس‌ها را هم جداگانه می‌گذارم.

از مونمارتر آمديم پايین و قدم زنان رفتيم به سمت ايستگاه که برويم گق دو نوقد (همان ايستگاه مرکزی که قطارهای يورواستار می‌روند آن‌جا). قرار بود پنج آنجا باشيم ولی ما چهار و ده دقيقه رسيديم. چيزکی خورديم تا پنج شد. نيم ساعتی از قرار گذشت و دوستانی که با آن‌ها قرار داشتيم به قرار نرسيدند. هر چقدر هم تلفن زديم پاسخی نبود که نبود. تا حدود شش در همان ايستگاه پرسه زديم و بالاخره تصميم گرفتيم برگرديم. الآن خسته و هلاک برگشته‌ايم هتل و داريم از حال می‌رويم ديگر. قسمت نبود دوستان را ببينيم. اگر زنده ماندم تا دو ساعت ديگر عکس‌ها را می‌گذارم و گرنه باشد تا بعد (شايد تا فردا). مشاهدات ديگر را حتماً بانو خواهد نوشت.

  1. سعید، از فرانسه says:

    عزیز برادر حکایت همان است که خود فرمودی «روستایی به شهر آمده» جسارتاً!
    اقلاً قبل از سفر می فرمودید تا راهنمایان همان در «ارو استار» قطار شوند،
    شما که برادر و دوست اینجا دارید، ندارید؟!
    عرایض ملوکانه راجع به برخورد فرانسوی ها و مشکل با اینگلیسی ها هم اصلاً مقبول نیفتاد!
    پاریس معجونی است از خارجیان و فرانسوی خالص کم است و آنهایی هم که هستند نسبت به خارجی ها آلرژی دارند!
    ولی حقیر شهرهای زیادی در اروپا، کانادا و آمریکا سیاحت کرده ام، حتی با عرض شرمندگی لندن شما کجا این پاریس ما کجا،
    حتی مترو، آن متر است لندن دارد جان ما!
    خلاصه مشکل همان راهنما بوده!
    به هر حال امیدوارم که نسبت «هزینه/لذت سفر» بیشتر از یک نبوده باشد!
    اگر هنوز هستید و کمک می خواهید نا هتلتان را بگذارید.
    سلامت باشید
    ***
    ببخشید دوست عزیز که جسارت‌های مای روستايی به شمای شهری پاريسی ناف‌آبادی اروپا برخورده است!‌ گناه لندن هم به گردن ما. من عذر می‌خواهم!

  2. سعید، از فرانسه says:

    از جواب سرشار از محبت صاحب عرض ملوکت سپاسگذارم!
    «شهری پاريسی ناف‌آبادی اروپا»
    ظاهراً بیش از آنچه تصور شد به شما سخت گذشته است.
    از قضا من در یکی از روستاهای فرانسه هستم نه در پاریس، لیکن گناه پاریس هم به گردن ما، من عذر می خواهم!
    پاینده باشید
    دوست عزيز،
    ببخشيد اگر جواب تندی نوشتم. خستگی و فشار دو روز پرسه زدن توی شهر آدم را بی‌تاب می‌کند. ای‌ميل‌تان را بگذاريد تا از خجالت‌تان در بيايم. باز هم شرمنده.
    با مهر،
    د. م.

|