۳

دريغ از راه‌ِ دور و رنج بسيار!

Print Friendly, PDF & Email

از خواندن اين مطلب سعيد حنايی کاشانی شگفت زده شدم بسيار. او خواسته است آشوری را نقد کند، اما تنها شيوه‌ی طعنه زدن و بهانه‌جويی را پی گرفته است. من خود به جای تولرانس، بسيار جاها معادل «مدارا» را نهاده‌ام و البته معادل «رواداری» آشوری را نيز بسيار می‌پسندم و به دلايلی معادل «تحمل» را از بن نادرست می‌دانم. دست بر قضا، سعيد حنايی کاشانی با آن همه شواهدی که آورده است،‌ شواهدش نه تنها کفايت نمی‌کند بلکه بيشتر به کاريکاتوری فضل‌فروشانه شبيه است. هنوز از ياد نبرده‌ام آن نوشته‌ی قديمی صاحب فل سفه را در نقد کتاب آشوری درباره‌ی حافظ. صاحب فل سفه به جای اثبات مدعا و توضيح قانع‌کننده فقط متن نقل می‌کند و بعد صرفاً «ترجمه‌ی خودش» و «سليقه»ی خودش را به جای واژه به خورد ما می‌دهد و بعد هم مدعی است که در ردِ اين معادل «استدلال» کرده است. در برابر permissive شايد بتوان حتی معادل «اباحی»‌ را نهاد،‌ اما «رواداری»؟ بيشتر نوشتن و صدها نمونه از اين فرهنگ و آن فرهنگ آوردن به گمان من در اين بحث کار عبثی است، چون عملاً بسياری از مواردی که سعيد حنايی با حوصله نشسته و تايپ کرده (يا از جايی کپی و پيست کرده!) اثبات همان گفته‌های آشوری در آن نوشته است! پس اين همه بحث برای چی‌ست؟ متأسفانه سعيد حنايی کاشانی اگر معلم فلسفه‌ی خوبی باشد، بسيار بد ترجمه می‌کند. صاحب فل سفه را نبايد مترجم دانست و خودِ او هم همان بهتر که به فلسفه بپردازد تا بخواهد برای همه‌ی ارکان عالم تکليف تعيين کند. از اين گذشته، نه من،‌ نه سعيد حنايی کاشانی، حق داريم از سليقه‌ی ترجمه‌ای خود به عنوان عين حقيقت دفاع کنيم و آن هم با اين شيوه بر کسی چون آشوری خرده بگيريم. آشوری شايد به قدر سن صاحب فل سفه تجربه‌ی ترجمه دارد و انصافاً مترجم زبردستی است. من کار سعيد را ناپسند می‌بينيم. حتی اگر نقدی داشت يا روايتی ديگر، به زبانی بسيار ملايم‌تر و خالی از اين هم طعنه‌ی نهفته می‌توانست نوشت. دوستیِ با سعيد با جای خود، اما سعيد مترجم نيست. سعيد مترجم خوبی نيست. اين هم يکی از نمونه‌های آشکار خطاهای او در ترجمه. با اين حال بايد نوشته‌ی او را مو به مو خواند (اين هم از تبعات ناخواسته‌ی يک نوشته!). شواهد بسيار خوبی در تحکيم انتخاب آشوری دارد!‌ من با خواندن مطلب سعيد بيشتر به انتخاب و سليقه‌ی درست آشوری ايمان آوردم.

  1. سمیرمی says:

    دوست گرامی
    نوشته سعید اگرچه به گفته شما خالی از استدلال هست (که اینگونه هم نیست) اما حداقل حاوی شواهد بسیار در تایید پندارش می باشد. با این حال، دلیل این همه عصبانیت شما چیست؟ سعید آن همه شاهد (درست یا نادرست) آورده که بگوید نظر آشوری را نمی پسندد. طعنه آمیز بودن سخنانش هم(که خودتان هم نهفته اش می خوانید و نه آشکار)به شرط واقعا طعنه آمیز بودن از مقام نقد پاینش نمی آورد. شما بگویید که بنا بر چه استدلالی و شاهدی او را مترجم نمی دانید. آیا جوان بودن سعید از دلایل نهفته شما در ادای این حکم نیست؟
    ***
    دوست بزرگوار،
    جوان بودن سعيد دليل بر مترجم ندانستن او نيست. سعيد راه استدلال را غلط رفته است و گيرهای ملانقطی داده است. از نوشته‌ی او هر چيزی می‌توان آموخت الا اين‌که معادل آشوری غلط است! به اين می‌گويند طعنه‌آميز نوشتن. وقتی خللی بر معادل او وارد نيست (يا حداقل با اين نوشته نمی‌توان اثبات‌اش کرد) چه دليلی داشت ذکر نام آشوری. سعيد بدون آن‌ها هم می‌توانست موضع‌اش را نسبت به آشوری اعلام کند (کما اين‌که قبلاً هم کرده است)، اما اين يک راه راه‌ش نبود. از همه بدتر آن بيت حافظ بر صدر نوشته‌ی اوست که مطلقا هيچ توجيه و دليلی برای اين انتخاب سليقه‌ای سعيد نيست و فقط تحميل «تحمل» به ذهن مخاطب است. از سعيد بسيار بسيار بعيد بود اين کار. اما علی‌الاصول به نظر من سعيد مترجم خوبی نيست. آدم با ارايه‌ی معادل‌های نامتعارف يا خارق عادت و از همه بدتر غلط، مترجم يا منتقد خوبی نمی‌شود.

  2. به نظرم آنچه درباره مطلب آقاي حنايي گفتيد در مورد نوشته خودتان رعايت نكرديد. آيا گفتن اينكه “من كار سعيد را ناپسند مي‌دانم”يعني استدلال؟!
    احتمالا درست نخوانده ايد وگرنه همان توضيحات كوتاه تاريخي درباره رواداري و تحمل گوياي اشتباه آشوري است. حقيقت را بيشتر از آشوري دوست داشته باشيد!
    ***
    دوست عزيز،
    من مدعی استدلال نبودم. حقيقت را هم از آشوری بيشتر دوست دارم. اما هر چه که کسی جز آشوری بگويد لزوماً عين حقيقت نيست، چنان‌که هر چيزی را هم که آشوری بگويد لزوماً عين حقيقت نيست. سعيد بحث را ملانقطی کرده است و بس. حاجتی به اين همه درازگويی نبود. دو جمله می‌نوشت که من اين معادل را بهتر می‌پسندم. توضيحات تاريخی سعيد هم مطلقاً گويای اشتباه آشوری نبود و عملاً چيز زيادی را ثابت نمی‌کرد جز اين‌که مثلاً «فهم» و «تفسير» خود سعيد از اين دو کلمه چی‌ست. سعيد حق ندارد فهم و تفسير شخص خودش را از يک واژه به همه‌ی فارسی‌زبانان تحميل کند چنان‌که هيچ کس ديگری اين حق را ندارد. متن سعيد اشتباه زياد دارد. اما هيچ جای نوشته‌ام، من استدلال نکردم.
    زنده باشيد.

  3. سلام. من كاري به ريشه هاي تاريخي و ساير مواردي كه نوشته جناب حنايي را مفصل و مطول كرده ندارم. فقط اين نكته را يادآوري مي كنم كه واژه “رواداشتن” و “تحمل” در فارسي امروز و ديروز با هم متفاوتند.
    رواداشتن يعني “مجاز شمردن”، “بجا بودن” و “درست دانستن” به معناي كلي كلمه. اما “تحمل” به معناي پذيرفتن برغم “درست ندانستن” است.
    معيار زبان و معاني آن را كاربردش در جامعه و زبان اسلاف مشخص مي‌كند.
    حرف شما درباره توسل جناب حنايي به بيت حافظ “روا” است البته نه از آن حيث كه شما گفتيد بلكه از اين حيث كه در نسخ ديگر آمده «ما تحمل بکنيم ار تو روا می‌داری»!اين تفسير به مطلب جناب حنايي نزديك تر است.
    اگر واژه‌”تحمل” رادر جمله نمونه زير جايگزين كنيد معنايش نزد فارسي زبانان،( از جمله بنده كه آن را به عنوان يك تقاضابراي رويت وبلاگم از سوي شما مطرح كرده‌ام!)اگرچه من باب تعارف رايج است( ما را تحمل كنيد!) اما از باب كاربرد معمول درست نيست. چون ممكن است شما “روا” بداريد و اجابت كنيد اما “تحمل” نكنيد!
    “رواست” سري هم به ما بزنيد!
    —————————
    به هر حال سپاسگذار شما و نكته سنجي‌هايتان.

|