۹

تفاوت ایمان‌ها

Print Friendly, PDF & Email

اين روايت را چه بسا شنيده باشيد که «اگر ابوذر آن‌چه را که در دلِ سلمان است بداند، او را کافر می‌خواند». اين روايت را عمده‌ی شيعيان نقل کرده‌اند. اشاره‌ی نهفته در روايت، نکته‌ی ظريفی را درباره‌ی ايمانِ دينی بر آفتاب می‌اندازد. سطوح ایمان‌ها متفاوت‌اند به نسبت سطح دريافت معنوی و معرفتی افراد. شايد امور ايمانی از مناقشه‌آميزترين مسايل عالم باشند. من باور نمی‌کنم که هيچ دو انسانی باشند که در يک مقوله‌ی دينی متفق‌القول باشند يا فهم واحدی از آن داشته باشند، چون آدميان متفاوت‌اند و مقولات ايمانی، تکيه بر تجربه و ذوق فردی دارند، فهم ما هم از دين در گرو قابليتِ ماست. لذا در کار دين، جست‌وجوی يک پاسخ سر راست و بله يا خير را برای يک پرسش، نامعقول می‌دانم. چه بسا بسيار پرسش‌ها هستند که بيش از يک پاسخ دارند. البته معنای اين حرف نسبی‌گرايی افسار گسيخته نيست. اصول و قواعدی ناچار بايد حاضر باشند. حرف من اين است که وقتی به اين ادراک رسيديم که اين اندازه در ميزان ايمان‌ها و مفاهيم نوسان هست، لاجرم بايد اصول و قواعد را تا حد ممکن وسيع‌تر و با شمولی گسترده‌تر لحاظ کنيم. کارِ ما تنگ‌تر کردنِ دايره‌ی دين‌ورزی نبايد باشد. چنان که من دين را می‌فهمم و آن‌گونه که من به دعوت رسولان الهی ايمان دارم، دين لاجرم بايد آغوشی هر چه گشاده‌تر به روی بشريت داشته باشد. دينی که روز به روز انسان‌ها از ربقه‌ی طاعتِ آن خارج شوند و پيوسته جمع متحجرين و تنگ‌نظران بر آن افزوده شوند، از دين بودنِ خويش افتاده است. آن دين انسانی و لطيف و با سعه‌ی صدر است که وصف‌اش «يدخلون في دين الله افواجا» ست. دينی که فوج فوج از آن خارج شوند، دينی است که رو به زوال و رکود و سقوط است. چنين دينی – بهتر بگويم که چنين فهمی از دين – نمی‌ماند و اگر هم بماند سرچشمه‌ی بسی آفات و ضررهاست. شايد بتوان به تفصيل و با متانت بيشتری در اين باره استدلال و بحث دقيق کرد، اما شهوداً می‌گويم که به نظر من، می‌توان اخلاق را چندان وسيع گرفت که تنها در ذيل پاره‌ای از قواعد فقهی و شرعی با معنا نباشد و بتواند ورای مرزهای فقهی و تفسيرهای خشک و انعطاف‌ناپذير از دين آدميان را به هم نزديک‌تر کند و خوی و خصلتِ انسانی را بيشتر به سمت فرزانگی سوق دهد. هر کس که ادعای راهنمايی به سوی بهشت دارد و راهِ خود را تنها راهِ بهشتی شدن می‌داند، يا صاحب کرامتی عظيم است يا شارلاتانی طراز اول! نبايد به مردم بگوييم که اگر چنين کرديد به بهشت می‌رويد. من اگر بودم می‌گفتم اگر چنين نکنيد چه بسا که از دوزخ برهيد. اصلاً چه جای اين؟ نه به بهشت‌اش بايد انديشيد و نه به دوزخ. من شايد بايسته بود بگويم که اگر نيکوتر باشيد برای خود و همسايه‌تان در همين زمين بهشتی می‌سازيد و خود و اطرافيان‌تان از دوزخِ خلقِ تنگ و خصال نامحمود می‌رهيد:
مباش در پیِ آزار و هر چه خواهی کن
که در شريعت ما غير از اين گناهی نيست!

  1. Panevis says:

    “فهم‌هاي متفاوت از يک موضوع”. ايم موضوعي است که چندين دههء اخير انديشمندان را بخود مشغول داشته.
    گمان مي‌کنم وقتي ما مي‌گوييم فهم واحدي از “يک مقوله” وجود ندارد، آيا اين “يک مقوله” خود يک فهم نيست؟ يک برداشت نيست؟
    وقتي مي‌گوييم فهم‌هاي مختلف از – مثلاً – “دين”، اين “دين” چيست؟ اشاره به چه داريم؟ آيا خود همين “دين” يک برداشت نيست؟ يک فهم نيست؟ هست!
    پس با اين حساب، فهم‌هاي متفاوت از “يک موضوع” وجود ندارند. بلکه فقط يک سري برداشت‌ها، يک سري فهم‌ها وجود دارند.
    نمي‌دانم آيا روشن بيان کردم منظورم را.

  2. وقتي يدخلون في دين الله افواجا پس از چندي هم يخرجون من دين الله افواجا .آيا به اين تعبير نمي گويم آيه و واجب التامل بلكه فقط تعبير دقت كرديد و نوشتيد؟دوست گرامي !دين در آنها در دل آنها داخل نمي شود آنها در دين داخل مي شوند وديگر اينكه بر فرض مخالف باز هم مخالف گفته ي شماست.چون شما بحث گرايش و دين شخصي و فردي را مطرح كرديد و تعبير قرآن مي گويد دخولشان فوجيست گروهيست درون نكري و تامل خيلي خاصي در كار نبوده به اين دو دليل از رسول استغفار و تسبيح مي خواهد.اين ايمانهاي افواجي و گروهي بار رسول است .براي او استغفار مي آورد.دوست گرامي چرا دقيق نيستيد؟
    ***
    نفهميدم. کجای حرف من نادقيق بود؟ صرفِ‌ استفاده از آن آيه به اين شکل مشکل درست کرده است؟ کاری ندارد. آن قسمت را بر می‌داريم. صدمه‌ای به آن‌چه من می‌انديشم نمی‌زند. من قصدم «تفسير» آن آيه نبود به شيوه‌ی مفسرين عظام و طلاب عالی‌قدر، رفيق!

  3. كامنت خوره داره وبت؟

  4. yaser says:

    داریوش خان عزیز! برای مطلب مرتبط با تاسوکی شما کامنتی گذاشتم که منتشر نشد رویت چی شد؟ آقا از درپیچیدن این دوستان حوزوی ما (منظورم دوست ما آقای مازاریان است) ناراحت نشوید. بچه های خوب و با انگیزه ای هستند و البته در حال شدن اند درست مثل خود ما.
    ***
    ياسر عزيز،
    من کامنت را نديده‌ام. اين سيستم ام‌تی ما هر خيلی از کامنت‌های سالم را می‌فرستد توی پستو و در نتيجه گاهی اوقات اين‌ها ديده نمی‌شوند. لطف کن دوباره بفرست. من هم چک می‌کنم اگر يافتمش می‌فرستم‌اش روی صفحه.
    ارادت.
    پ. ن. نه بابا! آقای مازاريان عزيز است. دغدغه‌های‌اش هم از سر درد و ايمان. چه گله و شکايتی؟ سلام ما را به ايشان برسانيد.

  5. Anonymous says:

    agar sharab khori jorei feshan bar khak
    az an gonah ke nafi be gheyr resad che bak
    http://www.ahooyekhotan.blogfa.com

  6. Anonymous says:

    Hi there
    Mohajerani hodude 7-8 sale pish harfi zad ke dar zehnam naghsh bast: “dar tadvine ghavanin nabyad dobnale in bashim ke ghavanin EINE din bashand balke bayad donbale in bashim ke KHELAFE din nabashan
    In harf un zaman tu un khafaghan kheili be delam neshast
    hovalhaq.blogspot.com
    hovalhagh.blogspot.com

  7. بیدل says:

    مطلب تان از این نوشته چه بوده یعنی اینکه خدا در موجودات زمین هست و اگر انسانی زیست دیگر ضرورت به مذهب نیست و نه هم عقیده به خدا داشت. امید به این مطلب روشنی اندازید.
    ***
    دوست عزيز،
    يک بار ديگر مطلب مرا بخوانيد و با پيش‌فرض‌های ذهنی خودتان تفسيرش نکنيد. من هيچ وقت نگفتم مذهب ضروری نيست. آدم هر باوری که داشته باشد لاجرم مذهبی دارد! باز هم نگفتم عقيده به خدا لازم نيست. کارنامه‌ی اعمال هر کسی دست خودش است. اين توصيه‌ها کار فقيهان است نه کار من. ايمان را من چيزی فراتر و بالاتر از تجويزهای فقيهانه و دين‌ورزی‌هايی که بر منبرهای رسمی و دستگاهی تبليغ و توصيه می‌شود می‌جويم و می‌خواهم. اين به نظر شما ايرادی دارد؟!

  8. حسن says:

    ظاهرا حضرتعالی با منبع وحی مرتبط هستید که با این صراحت لهجه دیگران را محکوم می کنید وهمه را عوام الناس میدانید دراین مملکت قطعاازان ناکجا ابادی که جنابعالی دران زندگی می کنید فرهنگ وشعور بالاتری وجود دارد ومردم هر چیزی را چشم وگوش بسته قبول نمیکنند.لطف کنید ودیگر در سایت خودتان اینهمه به شعور مردم توهین نکنید.ان از مطلب مفسر بزرگ قران جناب محمد ارکون واین نیز از کافر مطلق دانستن زکریا اگر فردا ادعا کنید که نعوذبالله حضرت رسول گاهی تحت تاثیر هوای نفس چیزهایی میگفته اصلا عجیب نیست اینکه سر نخ این تحقیقات به کجا بند است الله اعلم.خدا همه را از وسوسه شیطان و غرب محفوظ دارد.دکتر حسن نظری
    ***
    آقای «دکتر» بزرگوار!
    گمان‌ می‌کنم در کلاس‌های «دکترا» درس «درست و دقيق خواندن» يک متن را به شما نداده‌اند! کجای نوشته‌ی من به «مردم» و شعورِ آن‌ها توهين کرده بود؟! البته قطعاً تصديق می‌کنيد که همه‌ی مردم فهم يکسانی از دين ندارند (اين خيلی فرق دارد با «شعور»). ممکن است آدمی خيلی خيلی هم با شعور باشد، اما فهم او از «دين» سطحی باشد.
    نکته‌ی بعد اين‌که من کجا گفتم که محمد ارکون «مغسر بزرگ قرآن» است؟ دوست عزيز‍! برويد چشم و گوش‌تان را پاک بشوييد و سينه از کينه‌ها خالی کنيد. وسوسه‌ی بزرگتر شيطان در دلِ همين کژبينی‌ها و سوء تفسيرهای خودتان است. من کجا ادعا کرده بودم که زکريای رازی کافر مطلق است؟ من کجا فتوا داده بودم؟ مگر خود زکريای رازی زبان و قلم نداشته که با قاطعيت و پرده‌پوشی باور خود را بيان کند که فکر کرده‌ايد من دارم پرده‌دری می‌کنم؟ من از يک ماجرای تاريخی مسلم و قطعی سخن گفته‌ام. حال اگر با کليشه‌های ذهنی شما سازگاری ندارد و شما نمی‌خواهيد واقعيت مسجل تاريخی را بپذيريد، مشکل خودتان است. خدا سلامت نفس عنايت کناد!
    نسبت هوای نفس به رسول اکرم را هم شما داريد بر زبان خلايق می‌نهيد. حاشا که من پيامبر بزرگ اسلام را با آن صفات کريمه و متعالی بازيچه‌ی هوای نفس بنام‌ام. اين افتراها را به کسی ببنديد که مانند شما همه چيز را سرسری می‌خواند. راستی شما قرآن را هم، اين اندازه سهوی و سرسری می‌خوانيد؟!
    د. م.

  9. arash says:

    salam bedanid marg hagh ast
    akherat hagh ast vahamehyeh ma bayad javabgooyeh amale khodeman bashim.

|