۱۰

پلیدکاری اهل خشونت

مدتی است که از فاجعه‌ی تاسوکی گذشته است. چندی پیش خبرنگار روز با سرکرده‌ی گروگان‌گیران مصاحبه کرده بود. اخیراً هم گویا بی‌بی‌سی (در رادیو) کار مشابهی کرده است. اولی چنان با همدلی و مهر با قاتلان حرف زده که انگار آدم کشتن، فرق نمی‌کند آن آدم چه کسی باشد، قابل اغماض است یا بخشیدنی. من هم اول با خواندن آن مصاحبه‌ی روز خام شدم. اما وقتی آدم ته ماجرا را می‌بیند فقط بیشتر مشمئز می‌شود. آن‌ها که فیلم این جنایت را دیده‌اند می‌فهمند چه می‌گویم. هر چه که پشت ماجرا باشد، چه ریشه‌ی اصلی ماجرا قاچاق باشد و مواد مخدر یا محرومیت و تبعیض نژادی و مذهبی، هیچ کدام از این‌ها توجیه برای قتل آن هم به چنین شیوه‌ی فجیع و سبوعانه‌ای نیست. بدتر از همه و نفرت‌انگیزتر از آن این است که قاتلان هنگام کشتن یک انسان دیگر، نام خدا بر زبان جاری می‌کنند که روان هر انسان آزاده‌ای را می‌گزد. زشت‌تر و تلخ‌تر از این‌ها کار رسانه‌هایی است که قاتلانی را که دست‌شان به خون انسان آلوده است، طرف سخن قرار می‌دهند و با این کار برای آن‌ها منزلت و اعتباری ناخواسته می‌تراشند. نمی‌توان به پاس مصاحبه گرفتن از یک قاتل، مجیز او را گفت و لطفی را هم شامل حال او کرد. وقتی رسانه‌هایی چون روز و بی‌بی‌سی، خواسته یا ناخواسته دنائت و رذالت خون‌ریزی را تلطیف می‌کنند، بدا به حال مردم. به قول صاحب سیبستان، «تروریست را نمی‌توان به جای مبارز و آزادی‌خواه گرفت». نمی‌توان به بهانه‌ی این‌که یکی از حاکمیت فعلی ایران خوش‌اش نمی‌آید یا معترض است به آن، هر عمل خلاف انسانیت و وحشیانه‌ای را توجیه کند که احیاناً دل‌اش خنک شده باشد. ما پیش از این‌که هر گونه جهت‌گیری سیاسی یا دینی داشته باشیم، انسان هستیم. جان این انسان قداست دارد و با هیچ چیز قابل معاوضه نیست. در برابر قداست جان انسان‌ها حساس باشیم.

این ماجرای گروگان‌گیری و قتل البته ماجرای پیچیده‌ای است. نه می‌توان نقش نفوذهای آن سوی مرز در پاکستان و القاعده را نادیده گرفت و نه می‌توان نقشِ جهت‌دهی‌های خارجی را فراموش کرد. فیلم را که ببینید، شباهتِ این رفتارها با نوع حرکت‌های گروگان‌گیری و قتل در عراق شباهت زیادی دارد. به هر روی، نکته‌ی مهم این است که تحت هیچ عنوان و به هیچ مستمسکی نمی‌توان چهره‌ی خوبی از کسی که مرتکب قتل می‌شود ارایه داد. جای هیچ بحثی نیست که بلوچستان منطقه‌ی محرومی است و رسیدگی به آن نمی‌شود و البته باید دولت را در قبال محرومیت و تبعیض‌ها پاسخگو دانست. اما هیچ یک از این‌ها توجیه‌گرِ تلطیفِ چهره‌ی کریه تروریسم و آدمکشی نیست. وقتی رادیوی بی‌بی‌سی (باز صد رحمت به شعور بخش آن‌لاین‌اش!) با این‌ها صحبت می‌کند، یعنی در درجه‌ی نخست به آن‌ها اعتبار داده و ناخواسته به شیوه‌ی پلیدِ آن‌ها مشروعیت داده است. به گمان من هم روز و هم بی‌بی‌سی یک عذرخواهی بزرگ به ملت ایران و به تمام آزادی‌خواهان صلح‌جو بدهکارند. برای این خبط بزرگ هیچ توجیهی وجود ندارد.

مطالب مرتبط:
فیلم فاجعه‌ی تاسوکی (انتخاب)
مصاحبه‌ی روز با قاتلان
ترور نشانه‌ی سرطان است (سیبستان)
«تحت اشراف» (یادداشت معترضانه‌ی بهنود)

  1. makvan گفت:

    بلی دوست عزیز خشونت به هر صورت که باشد ناخوشایند است اما شاید این حرکات خود حقد و کینه ای باشد که در اثر خشونت بوجود آمده اند.

  2. مهسا گفت:

    دوست عزیز,
    از آنجا که مطالب شما همیشه با دیدی باز و لحنی بی طرفانه ( تا حد ممکن!)به نظرم آمده، با خواندن مطلب جدید چند نکته به ذهنم رسید.
    مطلب شما در مورد تروریسم کاملا بجاست اما اعتراض شما به مصاحبه هرچند تا حدی درست ، بسیار تند و تیز است و تا اندازه ای غیر منصفانه.
    مصاحبه با یک تروریست به نظر من کاملا لازم است . یک به دلیلی که در مطلب آقای بهنود به آن اشاره شده. دوم اینکه اگر به آزادی بیان قایل باشیم حتی یک تروریست حق بیان دیدگاهش را باید داشته باشد. سوم، از دیدگاه جامعه شناختی مطرح شدن این امور اهمیت بسیار بالایی دارد. صرف ریشه یابی یا بیان دیدگاههای تروریسم توجیه یا تلاش برای بخشش تعریف نمی شود.
    و…
    امیدوارم توانسته باشم تا حدی منظورم را بیان کنم…
    بابت نوشته و لینک ها ممنون.
    موفق باشی
    ***
    حرف شما متین. نفس مصاحبه کردن چندان ایراد ندارد که همدلی کردن با قاتل. این همدلی کردن است که قبیح است. «حق بیان» هر انسانی – از جمله تروریست – به جای خود. اما «حق قتل و آدم کشتن» و «حق همدلی کردن با خون‌ریزی» خلاف اصول اولیه‌ی انسانی و دموکراسی و پرهیز از خشونت است. خشونت را به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید تطهیر کرد. این شامل همه می‌شود. هر چه بود،‌ هم روز و هم بی‌بی‌سی خیلی خوب می‌توانست با احتیاط بیشتری عمل کند. در کار آن‌ها چیزی که بیش از همه مهم است ذوق‌زدگی و خبر ساختن و ترفیع درجه گرفتن است نه کار خبری و اصولی و متعهدانه و مسئولانه کردن و «ریشه‌ یابی».

  3. مطهری گفت:

    قصه‌ی مبهمی است. چطور می‌شود که بلوچ بی‌سواد صاحب سایت می‌شود، از جنایاتش فیلم می‌گیرد و به فاصله‌ی ۲۴ ساعت یک شهر را پر از سی‌دی‌های صحنه‌ی جنایت‌اش می‌کند و ۲۵ سال بیش‌تر ندارد. چه کسی از تبلیغ مالک سود می‌برد؟ به نظرم حتا نوشتن در این‌باره هم باید با درنظر گرفتن جوانب مختلف باشد چرا که ممکن است مطلب ما هرچند ساده اما مبلغ این جوان ۲۵ ساله‌ی جانی باشد. یک توصیه: فیلم را نبینید بهتر است!

  4. پيام گفت:

    دوست عزیز داریوش خان،
    سایتهای بی بی سی و روز‌آنلاین در ایران فیلتر شده اند. لطفا وقتی به آنها لینک می دهید، لینک را همراه فیلترشکنش بدهید که بتوانیم باز کنیم.
    تشکر.
    ***
    من آدرس فیلتر شکن ندارم این‌جا. مسلماً در ایران بهتر می‌شود آدرس فیلتر شکن پیدا کرد تا این‌جا!!!

  5. lمحمود فرجامي گفت:

    آقا شما این گفتگوی بی بی سی با ریگی را بالاخره خودت شنیده ای یا نه؟ اگر بله که آن “گویا” در متنت چه می کند؟ و اگر نه…!
    ضمنا آن فیلم آدمکشی ربطی به این ماجرا ندارد و انتخاب به اشتباه گذاشته. فیلم مربوط به کشتن پسر یکی از همتایان ریگی است به انتقام.
    البته به هر حال فجیع است.
    ضمن اینکه با کلیت حرفت موافقم. به خصوص در مورد روزآنلاین.
    ***
    عزیز جان،
    بی‌بی‌سی آنلاین این مصاحبه را انجام نداده بود. مصاحبه ابتدا در رادیو پخش شده است اما به هر تقدیر ظاهراً به دلیل یک آگاهی ناخودآگاه فهمیده بودند چه سوتی عظمایی است که در آنلاین منتشر نشده است. اما «گویا» به این دلیل بود که من برای فایل صوتی آن گفت‌وگو لینک نداشتم و الا خبرش کاملاً موثق و درست است. در ضمن محض اطلاع امت شهید پرور می‌نویسم که بی‌بی‌سی چه رادیو باشد و چه آنلاین هیچ دخلی به «دولت»‌ انگیس ندارد. بی‌بی‌سی رسانه‌ی دولت نیست.
    درباره‌ی فیلم هم من چیزی نمی‌دانستم. همان را می‌دانم که همه می‌دانند. اما باز هم نفس ماجرا تغییری نمی‌کند. قتل، قتل است. چه قتل رقیب باشد، چه قتل آدم بی‌گناه. خون‌ریزی پلید است و باید خون‌ریزی را از سوی هر کسی که صادر می‌شود و به هر انگیزه و بهانه‌ای تقبیح کرد.

  6. علی گفت:

    خشونت بد است ولی فاشیسم از ان هم بدتر است خدا ریشه پان فارسیستهای فاشیست را بسوزاند

  7. وحید گفت:

    “دوم اینکه اگر به آزادی بیان قایل باشیم حتی یک تروریست حق بیان دیدگاهش را باید داشته باشد” این همیشه برای من سوال بوده که این حقوقی که ما برای “انسان” قائلیم، مثل همین آزادی بیان، تا کجا اعتبار دارد؟؟ یک “انسان” تا کی “انسان” است؟ باید چقدر جرم و جنایت انجام دهد تا از شان انسانیش ساقط شود؟؟ آزادی بیان را با حق دفاع از خود اشتباه نگیرید. مسلما یک جنایتکار حق دارد و مطلقا حق دارد در محکمه از خود دفاع کند، اما آزادی بیان شان دیگری است. ما حقوقی برای انسان قائلیم، درست. اما آیا هر موجود دوپایی انسان است؟؟؟؟

  8. استاد نقد من بر اقدام سابق جناب ارکون رو بخون و نظر بده نممنونم

  9. khosro گفت:

    گاه قضاوت اخلاقی از نوع کانتی محافظه کار ترین نوع قضاوت و ساده ترین آن است. قتل اخ است پس…
    شما که احساس وظیفه کرده اید در مورد اعمال آن گروه( عمل که نه بلکه روش) قضاوت کنید پس پیش از آنرا هم قضاوت کنید.
    نکند در نظر شما هر دو ناپسند و مذموم است. همین، فقط ناپسند! این نظر شما زندگی مرا و آنها را عوض نمی کند. من و آنها نیاز به اقدام داریم. بگو چه بکنیم که آقای کانت هم راضی باشد.

  10. ali گفت:

    سلام ای کاش حرفهای دیگر شما این گونه نباشد که بدون آن که به مصاحبه رادیو بی بی سی گوش داده باشید و حرفها و مصاحبه های قبل یا بعد آن را شنیده باشید حرف بزنید. من گوش دادم آن شب و به نظرم اصلا چیز بدی نبود. فیلم ها هم بعدا منتشر شد.

|