۳

واشکافی مصحف از ديد محمد ارکون

Print Friendly, PDF & Email

ديروز در مجلسی تقريباً خصوصی اتفاق استماع سخنان محمد ارکون دست داد. عنوان سخنرانی او اين بود: «از منهتن تا بغداد: دگرديسی‌های مدرنيت». چيزهايی را که جسته‌گريخته به ذهن‌ام می‌رسد می‌نويسم به اضافه‌ی پاره‌ای مشاهدات.

ارکون در کيمبريج، آگست ۲۰۰۵نخست اين‌که اين پيرمرد سپيدموی مهربان و خوش‌مشرب ديگر عملاً پا به سن گذاشته است و واقعيت اين است که عمده‌ی توليدات فکری و علمیِ خودش را انجام داده و اين روزها، روزگار بازنشستگیِ اوست و انديشه‌های او جدای اين‌که افزوده‌های مهمی به تاريخ عقلانيت انتقادی معاصر مسلمين است، ديگر دارد تبديل به تکرار مکررات می‌شود. گمان می‌کنم در اين سه چهار ساله‌ی اخير بارها و بارها تعبير «جهالت نهادينه» را از ارکون شنيده‌ام. البته ارکون تعابير و اصطلاحات زيادی را وضع کرده که امروزه در ميان انديشمندان منتقد جای بحث زياد دارند.

باری ارکون چنان‌که در بسياری از مقالات‌اش آورده است، فراوان به کتاب آسمانی مسلمين، يعنی قرآن، عطف عنان دارد و بسيار کوشش کرده است تا باب مطالعه‌ای انتقادی را درباره‌ی قرآن باز کند. ارکون به خوبی مراحل شکل‌گيری قرآن را به صورتی که امروزه می‌شناسيم توضيح می‌دهد. اگر به زبان قرآن و نحوه‌ی شکل‌گيری و مکتوب شدن آن نگاه کنيم، می‌بينيم که اين قرآن، آن قرآنی نيست که در زمان رسول الله بود. در آن روزگار، مؤمنين کلام پيامبر را مستقيماً می‌شنيدند، در متن احوال و اتفاقاتِ آن زمانه قرار داشتند و حتی هنگام خوانده‌ شدن آيات توسط پيامبر، تفاوت لحن او را حس می‌کردند. خوب می‌دانيم که، مثلاً، وقتی که ما امروزه شعر مولوی را می‌خوانيم يا می‌شنويم، چقدر تفاوت دارد با اين‌که خود شخصاً حاضر باشی و خوانده شدن شعر از زبانِ آتشين مولوی را ببينی، بشنوی و حس کنی. اين نخستين محل ورود به بحثی است که غوغا و جنجال بر سر آن فراوان رفته است.

محمد ارکون - با سپاس از محمد برای عکسارکون، به زيرکی از حضار پرسيد «مصحف» يعنی چه؟ و دو سه نفر بلافاصله – شتاب‌ناک – پاسخ دادند که «يعنی قرآن»! و ارکون به حسرت سر تکان می‌داد که ببينيد اين است که می‌گويم زبان‌ام را نمی‌فهميد! قرآن، آن چيزی است که خود خداوند از کتاب به آن ياد می‌کند، در حالی که مصحف اين مجموعه‌ی مکتوب گردآوری شده و مدونی است که امروزه در برابر ما قرار دارد. قرآن، اين نظم امروزی را نداشته، ترتيب و توالی آيات و سور چنين نبوده است که امروز هست. اين قرآن صامت است و بی‌زبان، آن قرآن بر زبان پیامبر جاری می‌شده است و از دهانِ او استماع می‌شده و تمامی جوانب و ابعاد شخصيتی پيامبر در نحوه‌ی ادراک و استنباط مؤمنين از کلام خدا اثر داشته است. یکی از اصطلاحاتی که ارکون درباره‌ی کتاب آسمانی وضع کرده است، «پيکره يا متن رسمی بسته» است و انصافاً ترجمه‌ی اين اصطلاح [Official closed corpus] کار دشواری است (مگر مهدی خلجی راهنمايی کند!). خليفه‌ی سوم زمانی که دستور داد متن واحدی از قرآن تهيه کنند که مرجع رسمی تمام مسلمين باشد، دستور داده بود تمامی نسخه‌های موجود از قرآن را در آب و سرکه بجوشانند تا هيچ اثری از نسخه‌ی ديگری باقی نماند و همه رسماً از نسخه‌ای واحد، از مصحفی يکسان استفاده کنند که ترتيب و توالی يکسانی داشته باشد. و می‌دانيم که مصحف امام علی، مصحفی بود بر اساس ترتيب نزول قرآن يعنی با سوره‌ی علق آغاز می‌شد و به سوره‌ی نصر ختم می‌شد. اين مصحف البته معيار رسمی واقع نشد (خوب يا بدش از داوری من خارج است). ارکون، علی‌الظاهر، معتقد است که کار امروزِ ما واشکافی انتقادی اين «مصحف» است و فهم آن. می‌شود آيا گفت که ارکون می‌خواهد از طريق واشکافی اين مصحف، به يک نوع تأويل از متن قرآن برسد که آن را از تفسيرهای افراطی يا ناصواب برهاند و برداشتی به روزتر از آن عرضه کند؟

منتظر می‌مانم که کاتب کتابچه، چنان‌که وعده داده است، زودتر به کار گردآوری و ترجمه‌ی آثار ارکون بپردازد که خود خدمتی ارزش‌مند به جريان انديشه‌ی انتقادی در اسلام خواهد بود.

پ. ن. اگر از عکس‌های قديم و جديد ارکون چيزی يافتم به اين مطلب خواهم افزود.

  1. داريوش جان
    به نظر من «متن مدون رسمی بسته» تعبيری باشد که مراد ارکون را می‌رساند.
    من درباره‌ی تصور ارکون از قرآن به تقصيل در کتابی که درباره‌ی ارکون نوشته‌ام و سازمان فرهنگ و ارتباطات نشر داده شرح داده‌ام. به صورت تفصيلی‌تر در کتابی که خواهم نوشت ديدگاه او را درباره‌ی قرآن خواهم آورد. علی العجاله به مطلب کوتاهی که درباره قرآن در کتابچه نوشته بودم می‌توان ارجاع داد:
    http://blog.naqd.org/blog1/archives/2003_07.html

  2. Anonymous says:

    دانلود انواع مصحف بر ترتيب نزول
    http://aelaa.net/Fa/viewforum.php?f=36

|