۱۵

محمد نمی‌میرد

این شور و هیجانی که این مردم را گرفته است و تماشای این صحنه‌ها تکان‌ام می‌دهد. یاد آن سخن مولانا می‌افتم که: «پس عزا بر خود کنید ای خفتگان». اما انگار این‌جا با همین نوحه‌هاست که قشر دین زنده‌تر می‌ماند و مغز دین پنهان‌تر می‌شود. اما آیا محمد می‌میرد که چنین عزایی بایدش؟ این همان محمدی نبود که وعده‌ی الهی می‌گفت از نام‌اش آفاق را پر خواهم کرد؟ پس این چه ماتمی است که گویی یکی از دست رفته است و فنا شده است و نابود؟

همیشه فکر می‌کنم که شیطان (اگر به زبان اهل دین سخن بگوییم و چنین نامی را به کار ببریم)، فربه‌ترین صیدهای خود را از میان دین‌ورزان می‌گیرد. هر جا غلظت دین‌ورزی ظاهری و قشری بیشتر می‌شود، معناها بیشتر به محاق می‌روند. پوسته‌ی شعائر ضخیم‌تر و ستبرتر می‌شوند و گویی باید این ظاهریان را به چیزی چون نوحه و ماتم گره زد تا پای‌بندشان کرد. گویی این آیین تنها با ترویج ماتم و غم است که می‌ماند. آیین شادی اولیا و عارفان (و پیامبران) تنها به کار افسانه می‌خورد در چنین جامعه‌هایی. نه، به باور من محمد (محمد معنوی، نه محمد جسمانی) نمرده است هرگز و هیچ‌وقت نمی‌میرد. کسی که بر محمد با چنین شیونی می‌گرید، می‌خواهد به همان زمان باز گردد و همان‌جا متوقف بماند و محمد قدیم برای او حجت است و سند. چنین کسی هرگز جسارت این را ندارد که درست در همین روز از خود بپرسد که اگر محمد امروز،‌ در زمان ما و چون ما در میان ما می‌زیست چه می‌کرد؟ حیرت نمی‌کرد آیا از این بلایی که بر سر دین‌اش آورده‌اند؟ امان از فتنه‌ی تقلید! به یاد این آیه‌ی قرآن می‌افتم که می‌گوید: «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاً الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا». گمان می‌کنند شیون بر محمد چه نیکوکاری است حال آن‌که عقل و دل و جان را اسیر غفلت و پوسته‌ها کرده‌اند.

  1. mohammad گفت:

    شک نیست که محمد اگر ام‌روز زنده بود بهت زده می شد از این همه نرم دلی که مسلمانان پیدا کرده اند و قساوت و قهر قرآنی را یک سر فراموش کرده اند.

  2. Ali گفت:

    Geryeh koneed mosalmonan!!! In jomleh kholseh tarze fekreh gheshry va soestefadeh andaki forsat talab ba pooshesheh eslami.
    Ghablaz enghelab hamin forsat talban “Javeed Shah” megoftand.

  3. جواد گفت:

    اشک است گوهری که جوهرها در او گم است

  4. عليرضا گفت:

    با سلام مولانا میفرماید:
    ای برادر قصه چون پیمانه است
    معنی اندر وی به سان دانه است
    دانه ی معنی بگیرد مرد عقل
    ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
    دوست عزیز کو مرد عقل؟؟ همه پیمانه نگریم نه دانه نگر اوضاع تعلیم وتربیت کلاسیک و آموزش مملکت ما از دبستان تا دانشگاه نیز متاثر از همین معضلی است که شمابه درستی انگشت روی ان گذاشته اید پایدار باشید.

  5. yaser گفت:

    سلام علیکم. اقا استفاده کردیم. مرحبا بکم

  6. سال پیامبر اعظم است به هر حال! مشکل این‌جاست که ما را به بزرگداشت بزرگان نیز “فرامی‌خوانند”.

  7. Ali گفت:

    Your analysis remind me of Molana’s marvelous poem, “Mosa va Shaban”. Azize dele baradar, Let peopel honor THEIR Mohamad with their own means, of course you could have your way of remembering him.

  8. محمد گفت:

    سلام
    واقعا از گرداوری این مجموعه از استاد شجریان از شما سپاسگزارم .
    محمد از پاریس

  9. Ahmadreza گفت:

    salam! Azadari khodesh yek no yadavarist, manzoore molana in nist ke azadari nakonin. Hazrate Ali (as) ham gerye kardand bar mazaare rasulollah (saw).rooze vafate payambar rooze ghat shodan “vahy” bood. Ghatan in rooz rooze azaast. chera hamash az yek manzar bar mozoo negah mikonid?

  10. ندا گفت:

    من هم مثل شما با قشری گری مخالفم. اما یک واقعیت را باید پذیرفت.دورکیم چیزی بهاین مضمون می گوید که مذاهب با مناسک شان زنده نگه داشته می شوند و مناسک حس تعلق به گروه را شاداب و زنده نگه میدارد، جماعت را حفظ می کند و از اعتقاد و ایمان افراد مواظبت می کند. بنابراین از این دید اگر نگاه کنیم قضیه کمی فرق می کند.

  11. ناشناس گفت:

    آیا پدرت را دوست نداری! برای از دست دادنش اشک نمیریزی؟
    پیامبر را بیشتر دوست داری یا پدرت را؟!
    برای پیامبر نمیگرییم چون که مرده است!مسئله این نیست… بلکه مرگ عزیزان سخت است!

  12. شیوا گفت:

    مساله اونقدر بدیهیه و جواب اونقدر روشن و نقد شما اونقدر … که آدم میمونه چی جواب بده! اصلا قصد توهین ندارم، واقعا به هیچ وجه، ولی حقیقتا تعجب کردم از اینکه شما همچین متنی رو نوشته باشین.
    ***
    نه دوست عزیز،
    مسأله متأسفانه آن قدرها که شما می‌گویید بدیهی نیست. من از افراط کردن انتقاد می‌کنم و مستور کردن روح دیانت به سود قشر و ظاهر آن. نه مسأله بدیهی است و نه جواب روشن. شما مختارید درباره‌ی نظر من هر نظری داشته باشید، اما به تفصیل خیلی بیشتری می‌شود درباره‌ی پیامدهای این مناسکی شدن دین و مخصوصاً قشری شدن و «عوامانه» شدن آن سخن گفت. این هم از اشاره.
    د. م.

  13. Sadra گفت:

    Daryoush jan, I fully agree with you; You have brought a very important issue into the attentions at this critical period of time. I would like to add another comments for some of my friends whose comments are mentioned here. Please do not relate some parts of our best poets to every thing. It is not really fair . e.g. “moosa va shaban”‘s story does is not reaaly applicable here.
    Daryoush jan, good luck in the way that you are on.

  14. fereshteh گفت:

    خشک امد کشتگاه من
    در کشت همسا یه گرچه می گویند :مگر یند روی ساحل نزدیک سوگواران در میان سوگواران
    قاصد روزان ابری ” داروگ کی؟ میرسد باران
    بر بساطی که بساطی نیست.
    در درون کومهی تاریک من که ذره ای با ان نشاطی نیست
    و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش مترکد
    چون دل یاران که در هجران یاران قاصد روزها ی ابری داروگ کی مرسد باران؟

  15. hanieh گفت:

    سلام.اطلاعاتی در مورد سیره ی حضرت محمد در نهج البلاغه می خواستم. با تشکر
    ***
    می‌توانید به خود نهج البلاغه مراجعه کنید. لینک‌اش در قسمت لینک‌های ملکوت هست. من متأسفانه نمی‌توانم چیز جامعی در اختیارتان بگذارم.

|