۱۷

عصر مقدسات جدید یا ابزاری سیاسی برای سرکوب

قصه‌ی کاریکاتور پیامبر اسلام و این بازی تازه‌ای که به اسم آزادی بیان راه انداخته‌اند، دوباره بحث‌های کهنه را زنده می‌‌کند. بحث کردن با آدمی که مذهبی نیست – سهل است حتی ضد مذهب است – در این زمینه بیهوده است. چرا باید کسی که ضدیت با یک مذهب دارد، بخواهد استدلال خنده‌آور «آزادی بیان» را رد کند؟ می‌مانند آن‌ها که به خاطر اصولی انسانی و فرامذهبی و نفس احترام به عقاید انسان‌ها، بخواهند این سیاست دوگانه‌ای را که غرب با مسلمانان در پی گرفته است،‌ نقد کنند.

دیده‌اید طرف‌داران این کاریکاتور کشیدن‌ها چقدر از آزادی بیان مایه می‌گذارند و قداستی بیش از حد به آن می‌دهند؟ گمان نمی‌کنم یک مسلمان مؤمن معمولی آن قدر که این‌ها مدافع آزادی بیان شده‌اند،‌ سنگ خدا را به سینه بزند! این «آزادی بیان»‌ یا «حقوق بشر» برای عده‌ای در زمره‌ی مقدسات هستند، مقدساتی برای کوبیدن استبدادهایی که به باور آن‌ها از دین و مشخصاً از دین اسلام بیرون می‌آید. این گروه البته کسانی هستند که در این میانه کارشان هورا کشیدن و کف زدن برای تمسخر کنندگان است. طرف تمسخر کننده عمدتاً‌ هدفی روشن دارد. آزادی بیان بی‌قید و شرط و بی حد و حصر، زودا که دامن آزادی من و شما و حتی همین تشویق کنندگان تمسخر را بگیرد. آزادی اگر بی‌قید باشد، برای «هر» کسی رواست و حد و حصری ندارد.

بحث اصلاً بر سر این نیست که کسی آیا حق دارد مقدسات دینی را به طنز بگیرد یا نه؟ همیشه شرایط و بسترهای اجتماعی این موضوعات را رنگ می‌زنند. بگذارید کمی عقب‌تر برویم. حافظ در زبان و بیان خود و در زمانه‌ی خود زبان نقاد و تندی داشت که علما را به سخره می‌گرفت و از آفت‌ها و عفونت‌های دین‌داری زمانه‌ی خود به شدت انتقاد می‌کرد. اما، حافظ آیا به سراغ پیامبران می‌رفت و با این زبان سخن می‌گفت؟ عقب‌‌تر برگردیم زکریای رازی را می‌بینیم که نفس دعوت پیامبران را عبث می‌شمرد و البته مخالفت او صبغه‌ی استدلالی و عقلی داشت نه تمسخر و شانتاژ رسانه‌ای. اتفاق حاضر، یک پیام روشن دارد. به دلایلی یک مافیای رسانه‌ای دارد تلاش می‌‌کند انگشت در چشم مسلمین کند و قصد و غرض‌اش هم روشن است:‌ تحریک کردن یک آدم دیوانه که کار را به خشونت و قتل بکشاند. نتیجه چه می‌شود؟ قربانی اصلی آدم متعصبی است که خویشتنداری‌اش را از کف می‌دهد و طرف مقابل را تبدیل به قهرمان آزادی و شهید بیان می‌کند. خیلی تیزبینی می‌خواهد کسی فریب این بازی سیاسی را نخورد. اگر مسلمان‌ها عزت و احترام می‌خواهند و دوست ندارند کسی به محبوب‌شان اهانت کند،‌ باید تدبیری اساسی برای آن داشته باشند. بگذارید یک سئوال بپرسم: اگر روزی کسی در خیابان هر چه می‌خواهد به همسر شما بگوید، آیا شما به بهانه‌ی آزادی بیان سکوت می‌کنید؟ اگر کسی مشتی یاوه و دروغ را در روزنامه‌ای به شما نسبت دهد یا با آبروی شما بازی کند، سکوت می‌‌کنید؟ پیامبر اسلام یک شخصیت زنده که در میان ما در روزگار معاصر زندگی کند نیست. پس غرض کاریکاتورکشان، آشوب‌سازی و برآشفته ساختن پیروان اوست. با نقد کردن شخصیت پیامبر اسلام (که این‌جا معنای‌اش جز تمسخر چیزی نیست) واقعیت‌های تاریخی باور مسلمین (باورهای کلامی‌شان) هیچ تغییری نمی‌کند. پس واقعاً غرض در این‌جا چی‌ست؟

به باور من تنها کاری که می‌شود کرد این است که به قوانین هر کشوری مراجعه کنیم و بپرسیم آیا در شرایط مشابه،‌ اگر چنین اتفاقی برای یک نفر غیر مسلمان بیفتد، موضع قانون چی‌ست و بعد همان را از قانون توقع داشته باشیم. بیش از این در حد منطقه‌ای کاری نمی‌شود کرد. اما بت ساختن از آزادی بیان و چماق کردن آن بر سر آدمی که نه آزاری به کسی دارد و نه خشونتی به کسی می‌ورزد و با صلح و آرامش با اطرافیان‌اش زندگی می‌کند و هیچ کجای رفتارش اقتضای سیاسی یا امنیتی رفتار کردن ندارد، تنها از یک ذهن بیمار و کینه‌جو تراوش می‌کند که تا دل‌تان بخواهد در همین فضای فارسی زبان ما زیاد است. بیایید مسأله را دینی نبینیم. هر چیزی را که به هر نحوی بر هویت یک آدم انگشت می‌گذارد،‌ در نظر بگیرید. حتی همان آدمی که کاریکاتور پیامبر اسلام را می‌کشد هم نقطه‌ی حساسی دارد و هویتی. همان هویت را اگر نشانه بگیریم واکنش آن‌ها چی‌ست؟ ما هم حق داریم حداقل همان واکنش را داشته باشیم:
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتن‌ات مشت
تنها چیزی که من می‌توانم فهمم این است که یک گروه رسانه‌ای – شاید با پشتیبانی‌های سیاسی – مشغول موج‌سواری است و دارد از آب گل‌آلوده‌ی سیاست جهانی که دست بر قضا ایران هم – به منزله‌ی یک کشور مسلمان با کلی ادعای دهن پر کن – یک طرف ماجراست، ماهی می‌گیرد. امیدوارم عقلا ملعبه‌ی این بازی سیاه نشوند. نه چهره‌ی پیامبر، که چهره‌ی هر انسان بزرگ و ارج‌مند دیگری را، نمی‌توان و نباید مخدوش کرد. این را من آزادی بیان نمی‌بینم:‌ این عدول کردن از اصول اولیه‌ی انسانی به بهانه‌ی آزادی است. این قربانی کردن حقوق بعضی از انسان‌ها در پای اختیارات بعضی انسان‌های دیگر است. تنها احساسی که من دارم این است که آزادی بیان و حقوق بشر برای بعضی‌ها حق‌تر است تا برای بعضی دیگر. اگر آزادی بیان است و حقوق بشر باید برای همه‌ی انسان‌ها فارغ از رنگ، نژاد، جنس و دین به طور یکسان وجود داشته باشد. آزادی و حقوق مسلمان از آزادی و حقوق غیر مسلمان، از حیث انسانی، بیشتر نیست. چرا
باید بر عکس آن درست باشد؟

پ. ن. این مطلب بی‌بی‌سی فارسی را ببینید و عنوان و جملات داخلی‌اش را مقایسه کنید با مطلب مشابه‌اش در بی‌بی‌سی انگلیسی. در متن فارسی آمده است: «آیا طنز در مورد اعتقادات مذهبی جرم است؟ مرز توهین به مذاهب کجاست و آیا می توان آن را توجیه کرد؟ آیا وضع چنین قوانینی نقض آزادی بیان است؟». تو را به خدا جمله‌بندی را می‌بینید؟ نویسنده‌ی این جملات تلویحاً «توهین به مذاهب» را در تعریف خود از «آزادی بیان» درج کرده است! در حالی که عنوان متن انگیسی بسیار سنجیده‌تر و حساب‌شده‌تر است: «آیا کاریکاتورهای ضد اسلامی باید منتشر می‌شدند؟». در متن فارسی آشکارا نگاهی منفی همراه با «طنز» و کنایه هست. یعنی چه «مرز توهین به مذاهب»؟! معنی‌اش این است که می‌شود،‌ حق داریم، به مذاهب توهین کنیم، اما این توهین حد و مرز دارد و از آن حد نمی‌شود فراتر رفت؟! یعنی نویسنده جواز توهین را قبلاً صادر کرده است؟ فرق است بین این‌که بگویید «طنز درباره‌ی مذهب» و «توهین به مذهب»! شاید نامه‌ای چیزی به رییس این آقایان نوشتم که قدری توجیه‌شان کند و فارسی نوشتن یادشان بدهد!

پ.پ. ن. لطفاً قبل از داوری‌های شتاب‌زده، همه‌ی مطالب زیر را بخوانید و همان اول پای بغض کینه‌ی شخصی با دین یا نظام‌های سیاسی که به نام دین حکومت می‌کنند را وسط نکشید. مطمئن باشید که پیش‌تر از این از طیف مقابل به اصطلاح مسلمان هم انتقاد کرده‌ام!
مطالب مرتبط:
راه‌‌های نرفته‌ی روشنفکران و اصلاح‌گران دینی (سیبستان)
یک نشانه (مکتوب؛ مهاجرانی)
جوهر آیینه (مکتوب؛ مهاجرانی)
کاریکاتور و حد و مرزهای آن (نیک‌آهنگ کوثر)
کاریکاتور و حد و مرزهای آن – ۲ (نیک‌آهنگ کوثر)
آسیب‌شناسی شیوه‌ی اعتراض مسلمانان (سیبستان)
درباره‌ی تقدس آزادی (نیک‌آهنگ کوثر)
درباره‌ی کاریکاتورها و اهانت‌آمیز بودن‌شان (نیک‌‌آهنگ کوثر)

  1. با سلام. مطلب جالبی بود و سخن شما صحیح است. آزادی بیان به هیچ روی به معنای آزادی در هتک حرمت انسانهای دیگر از هیچ نظر نیست. دست یازی به آزادی بیان تنها یک دستاویز است که باید از راه های قانونی در کشورهای اروپایی جلوی آن را گرفت. از سوی دیگر خود مسلمانان نیز نباید چنین اعمالی را مرتکب شوند
    پیروز باشید.

  2. Sorosh گفت:

    Aya vaghean on sahnehe we are running out of virigin khalafe vagheh bood. in ro az zamani ke man to dabirestan bodam to goshemon kardand

  3. roza گفت:

    برای پاسخ به این سوالتان که در کشورهای غربی اگر این مسیله در مورد یک غیر مسلمان باشد چه میشود،به این ادرس مراجعه و ویدئویی را که در انتهای مطلب است ،خواهشا ببینید که اینطور روی منبر نروید…متشکرم..http://javaanehaa.blogspot.com/
    ۲۰۰۶_۰۲_۰۱_javaanehaa_archive.html#
    ۱۱۳۸۹۵۹۹۳۶۳۳۸۴۷۶۸۲
    ***
    دست بر قضا پاسخ بسیاری از حرف‌هایی که در آن پست آمده است را هم من به نحوی داده‌ام و هم نیک‌آهنگ دقیق‌تر پاسخ داده است. آن کلیپ هم مطلقاً هیچ بحث حقوقی را پیش نمی‌کشد و نشان‌ دهنده‌ی موازین عرفی و قانونی جوامع غرب نیست. بحث اصلی من بر سر سیاست دوگانه‌ی غرب در قبال آزادی بیان است. به باور من آزادی بیان مطلق نیست. مثلاً احمدی‌نژاد حرف‌هایی درباره‌ی هولوکاست زده بود که شدیداً تحریک کننده بود و اصلاً نباید می‌زد. اما اگر به همین موازین غربیان مراجعه کنیم، مگر آزادی بیان معنای‌اش همین نیست؟! اگر در بیان آزادیم، حتی می‌توان در زیر سئوال بردن هولوکاست آزاد بود. اگر در این کار آزاد نیستیم، یعنی صراحتاً آزادی بیان حد و مرز دارد. چرا این حد و مرز برای اسراییل باید باشد، اما برای مسلمانی که هیچ قدرت رسانه‌ای یک شبکه‌ای ندارد، نباید باشد؟! به نظر شما این‌ها خیلی مبهم است که استدلال‌های مرا «منبر رفتن» خوانده‌اید؟

  4. کيوان گفت:

    به نظر من موضوع را بسیار ساده کرده اید . شاید مهم ترین نقدی که می توان بر مسلمانان منتقد روا دانست این است که هر ۱۲ کاریوکاتور را در یک کاسه نقد می کنند . آن ۱۲ تصویر ، پیام مشترک نداشتند . و هر ۱۲ تصویر به قصد تمسخر نیستند . فهم این موضوع نیاز به دانش درک تصویر ندارد . شما هم در مقام انتقاد بد نیست به تفکیک آن تصاویر را نقد کنید ، گرنه این کلیات شما درباره آزادی بیان ، بارها از سوی مدافعان آزادی بیان هم ترویج شده . هیچ کجا از آزادی بی حد و حصر سخنی به میان نیامده . دست بر قضا کاملا برعکس ، در مطبوعات غربی بحث حدود این آزادی است . مدافعان آزادی بیان از همین حدود دفاع می کنند . ضمن اینکه در میانشان کم نیستند کسانی را که تعدادی از این تصاویر را فراتر از حدود آزادی بیان معرفی کرده اند . به طور مشخص می توانم به کاریکاتوری که در آن ، مردی با عمامه ای از بمب به سر تصویر شده اشاره کنم .
    اما سوال این است : آیا هیچ کس ، هیچ گاه اجازه ندارد تصویری از پیامبر اسلام منتشر کند ؟ آیا از آنجا که بنا به قوانین اسلامی این کار منع شده ، دیگران نیز باید به این قانون گردن نهند ؟
    و بی تعارف نظر شما را بپرسم . تحت چه شرایطی شما اجازه نقد اندیشه ، تصورات و زندگی پیامبر اسلام را می دهید ؟
    در این میان آیا میان شان پیامبر اسلام و دیگر پیامبران تفاوتی قائلید ؟
    گرنه شکی نیست که نه تنها پیامبر اسلام ، بلکه ایراد اتهام بی پایه به هر شخص ، اندیشه و مکتبی می تواند تعقیب کیفری به دنبال داشته باشد . مانند همان تصویری که پیامبر اسلام را به تروریست بودن متهم می کند .

  5. roza گفت:

    شما با چه منطقی چنین چیزی را مطرح میکنید و صحبتهای احمدی نژاد=رییس جمهور یک کشور که در راس قوه مجریه ایستاده و اسراییل و کشورهای مرتبط با او را تهدید میکند،با یک سری روزنامه نگار و کاریکاتوریست….من واقعا نمیفهمم که شما چطور این دو را با هم مقایسه کرده اید؟؟؟؟؟؟؟کسیکه اهرمهای لازم نظامی را در اختیار دارد و اگر بتواند انجام میدهد،با کسیکه هیچکدام این وجوه(اجرایی و دولتی را ندارد و صرفا کار مطبوعاتی میکند)…شما چطور در این دو توانستید نوعی ارتباط و سنخیت پیدا کنید؟؟؟؟لطفا دلایلتان را ارایه دهید و بنده را از گمراهی در بیاورید……..
    ***
    چقدر عصبانی!! نه دوست عزیز این دو را با هم مقایسه نکردم. شما به جمله‌های شرطیه هیچ توجهی نکردید گویا. این‌ها اصلاً محل قیاس ندارد. اما همین که شما از نفس مقایسه‌ی این دو برآشفته می‌شوید یعنی این‌که آزادی بیان نسبی است و برای هر کسی در هر مقام و شرایطی روا نیست. شما خودتان با همین واکنش تند جواب خودتان را دادید. من هرگز استدلال نکرده بودم که احمدی‌نژاد حق گفتن آن سخنان را دارد. شما مفروض گرفتید آن را. اما جواب خودتان را خیلی دقیق و گویا دادید. آزادی بیان برای «هر» کسی در «هر» شرایطی وجود ندارد. هیچ ارتباط و سنخیتی هم میان حرف آن آقا با کار کاریکاتوریست وجود ندارد، اصلاً!

  6. تهرانی گفت:

    کاری که این اروپایی هاکردند یا به قول شما کار یک گروه رسانه‌ای – شاید باپشتیبانی‌های سیاسی – مشغول موج‌سواری است که دارد از آب گل‌آلوده‌ی سیاست جهانی ماهی می گیرد و یا ناشی ازدرک ناقص جمعی روزنامه نگارازاسلام است که خواسته اند انزجارشان را از اسلام تروریست با یک کار فرهنگی نشان بدهندولی نکته ای که جای سوال دارد این است که در جامعه جهانی کنونی مسلمانان که هر زمان فیلمی وهر تصویر جدی ازپیغمبر صلی الله علیه (حتی چهار خلیفه اول)به نمایش در آمده کسی به خودش اجازه بازسازی تصویر ایشان را نداده این کاریکاتوریست هااین همه جرات و شهامت را از که وام گرفته اند؟ معتقدم دروضعیت کنونی اعتراض باید از طریق نهادهای قانونی(هر چه مهمتر و بزرگتربهتر )صورت پذیردنه از طریق گروهکهای تروریستی سوپر مسلمان!!!
    حفظ شان والای پیغمبر اسلام کم وظیفه ای نیست اگرچه او از سرچشمه وحی نوشیده ودر پناه حی قدیر است و احترامش بر ذره ذره این کائنات واجب…

  7. roza گفت:

    راستی یک چیز را فراموش کردم،اگر شما مقاله ویا اظهار نظری در مورد محکوم کردن صحبتهای اقای احمدی نژاد در جایی نوشته اید ،لطفا اطلاع بدهید تا من مطالعه کنم و مطمئن شوم که شما رویکرد دوگانه ای در مورد ازادی بیان و حقوق بشر و الزام احترام به عقاید مذاهب دیگر ندارید،و اظهار نظر شما در اینجا از تعصبات شما به عنوان یک مسلمان نشات نگرفته….متشکرم…..
    ***
    دوست عزیز،
    علی‌الظاهر شما در پی مچ‌گیری از بنده هستید. اما ایرادی ندارد. محض نمونه همین یک مورد را درباره‌ی مسایل قبل از انتخابات داشته باشید:
    http://blog.malakut.org/archives/2005/06/post_1371.shtml
    دیگر این‌که در همین وبلاگ «آزادی بیان»‌ را جست‌وجو کنید و بحث‌های فراوانی را که شده است پی بگیرید.
    نکته‌ی آخر این‌که وبلاگ من حزب سیاسی نیست که مرتب در برابر مواضع سیاست‌مداران مسلمان و غیر مسلمان موضع بگیرم. من به عنوان یک مسلمان، نسبت با باورهای خودم حساسیت دارم و این «حق» من است. به خاطر داشتن این حق نه دست به مال کسی دراز کرده‌ام نه جان کسی. نه عرض و آبروی کسی را برده‌ام و نه هویت کسی را به سخره گرفته‌ام. اسم این اگر «تعصب مسلمانی»‌ است، زهی تعصب و حبذا تنگ‌نظری! باور دینی من این‌هاست و جز این‌ها نیست که:
    ۱. مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن/ که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
    ۲. بکنم آن‌چه بدانم که در او خیر است / نکنم آن‌چه بدانم که نمی‌دانم
    حق هر کس به کم‌آزاری بگذارم / که مسلمانی این است و مسلمانم
    ۳. پارسایی را کم‌آزاری است جفت / شخص دین را این شمال است آن یمین
    ۴. با این حال به کسی اجازه نمی‌دهم باور مرا به سخره بگیرد. سر به زیری، تواضع، گذشت و گوشه‌نشینی تا جایی امکان‌پذیر است. حتی یک انسان بی‌دین نیز صبر و تحملی دارد.
    با احترام،
    داریوش

  8. الناز گفت:

    دوست عزیز نداشتن مذهب دلیل بر ضدیت با یک مذهب یا به طور کلی هر مذهبی نیست. فکر کنم فهمیدن‌اش کار چندان سختی نباشد. هر چند که هنوز متوجه این موضوع ساده هم نشدید که آن کاریکاتورها نه از جهت تمسخر بلکه برای نقد کردن یک تفکر کشیده شده. یا شاید این را هم که مورد استفاده‌ی کاریکاتور چیست را هنوز نمی‌دانید. در مورد مافیایی که گفتید و آن تحریکات به نظرم باید دنبال ریشه‌هایش بین خود امت اسلامی و دولت‌های آنان بگردی تا توی دفتر روزنامه های اروپایی. چه دلیلی داشت که قضیه‌ای را که مربوط به گذشته بود دوباره رو کنند؟ همان موقع کاریکاتورها را ندیدند یا مثل همیشه از دنیا عقب هستند. به نظرم بیشتر از این‌که استدلال آزادی بیان خنده‌آور باشد قیاس شما خنده‌آور است: «اگر روزی کسی در خیابان هر چه می‌خواهد به همسر شما بگوید، آیا شما به بهانه‌ی آزادی بیان سکوت می‌کنید؟ اگر کسی مشتی یاوه و دروغ را در روزنامه‌ای به شما نسبت دهد یا با آبروی شما بازی کند، سکوت می‌‌کنید؟ » چون به خوبی نشان می‌دهد شما هنوز درک درستی از کاریکاتور ندارید که آن را با چنین چیزهایی مقایسه می‌کنید. قصدم تحت هیچ شرایطی دفاع از چاپ آن کاریکاتورها نیست هر چند به نظرم آن تصاویر هیچ مشکلی نداشتند جز این‌که برخی واقعیت‌ها را نشان دادند اما جانب انصاف را اگر نگه داریم بد نیست. چطور مسلمانان با نجس و ناپاک خواندن پیروان ادیان دیگر، با ساختن انواع فیلم‌ها و سریال‌ها که کم توی تلویزیون خودمان شاهدش نیستیم، با یکی کردن صهیونیست‌ها و یهودی‌ها و خواستن مرگ و حذف آن‌ها به ادیان دیگر توهین می‌کنند آن هم نه در قالب نقد ولی آن دیگران اجازه چنین کاری ندارند و حتمن قصدشان سخیف کردن دین اسلام است. آدم این طور مواقع باید کلاه‌اش را قاضی کن. جای دوری نمی‌رود.
    ***
    ای بابا! ‌عجب گیری کردیم ها. کی گفته نداشتن مذهب به معنای ضد مذهب بودن است؟ شما چرا بحث‌ها را قاطی می‌کنید؟ نه من گفته‌ام که مثلاً حرف‌های آقای جنتی درست است و دمش گرم نه حتی نیک‌آهنگ کوثر. چرا در توجیه رفتار یک رسانه، می‌روید از کسی مایه‌ می‌گذارید که من قبول‌اش ندارم؟ گرفتیم من نمی‌فهمم طنز و کاریکاتور چی‌ست، نیک‌آهنگ کوثر هم یک بچه‌ی نقاش آماتور است یا یک کاریکاتوریست حرفه‌ای؟ چون هزار و یک حرف ناجور را هزار و یک آدم دیوانه ممکن است بزنند، لزوماً طرف مقابل‌شان امامزاده می‌شود؟ چرا عقل خودتان را تعطیل می‌‌کنید خانم؟ روی پای استدلال خودتان بایستید و نه به جنتی و احمدی‌نژاد – نفیاً یا اثباتاً – تکیه کنید نه به کاریکاتوریست‌های دانمارکی یا هر جایی. خودتان باشید با عقل و انصاف و استدلال خودتان. چرا همه چیز را از دید مقابل به مثل و تلافی می‌بینید؟ گفته‌اید مسلمانان پیروان ادیان دیگر را نجس و ناپاک می‌خوانند. من که در اسلامی که دارم سراغی از چنین رفتاری ندیدم. اگر مقصودتان آقای جنتی است بروید گریبان او را بگیرید. شما که کلاه‌تان را قاضی می‌کنید چرا فکر نمی‌کنید که یکی با این شیوه‌ی استدلال‌تان بیاید همه‌ی اتفاقاتی را که مثلاً در ایران می‌افتد به پای شما بنویسید چون ایرانی هستید و فرض این است که ایرانی‌ها مسلمان هستند؟ کسی که می‌خواهد کلاه‌اش را قاضی کند، کلی‌گویی نمی‌کند و سراغ مصداق‌های مشخص‌اش می‌رود. لحن نوشته‌ی من کاملاً روشن است و خشونت و افراط را به هر نحوی از سوی هر کسی طرد می‌کند. شما می‌خواهید به زور مرا مدافع خشونت و افراط جا بزنید؟ اگر همسایه‌ی شما قاتل از آب در بیاید شما هم باید تفنگ به روی او بکشید؟ فرق نمی‌کند آن آن همسایه‌ طرف مسلمان باشد یا شما طرف مسلمان‌اش باشید. مهم نحوه‌ی نگاه به ماجراست و شیوه‌ی برخورد با چیزی که می‌شود بدون خشونت‌ حل‌اش کرد. ما داریم حنجره‌ی خودمان را پاره می‌کنیم که به طرفین بفهمانیم بدون توهین، بدون خشونت، بدون افراط می‌توانید با هم حرف بزنید. آن وقت شما با این استدلال‌ها دارید رسماً در گفت‌وگو را می‌بندید. اگر قرار بود از این نوع استدلال‌ها پیروی کرد، باید فاتحه‌ی همه‌ی کسانی که قایل به شهادتین هستند را خواند!

  9. تهرانی گفت:

    چقدر بعضی از دوستان موضوع رو پیچیده میکنند . اتفاقا پذیرش این موضوع از طرف حامیان حقوق بشرباید راحت ترباشه.تو این دنیای چند میلیارد نفری یک میلیاردو خورده ای مسلمونندکه بعضی هاشون!! به شدت به دین و کتاب آسمانیشان پایبندندو تو همون کتاب گفته شده که:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ(حجرات-۲)
    اى مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر نکنید، وآنگونه که با یکدیگر بلند سخن مى گویید با او بلند سخن نگویید،
    یعنی رفتارهای اخلاقی اعمال شده بین خودتون رو در مورد او حق ندارید اجرا کنید.
    حالا همین گروه مسلمون که البته جز بشریت به حساب می آیند نسبت به این حق دینیشون اعتراض دارند.همین!!

  10. رهگذر گفت:

    این نظر را زن ایرانی در وبلاگ نیک‌آهنک نوشته بودم. فکر کنم به در این‌جا هم می‌خورد:

    Freedom of speech comes with responsible behavior. It doesn’t mean thrusting racism up Muslims’ face by demeaning what is holy to them and in the name of Freedom of Speech that is!! These cartoons are politically incorrect. We never see a cartoon of Christ having bombs around his head (he was from the Middle East after all!) Or two Jews sitting in Auschwitz speaking about who will taste better! A racist cartoonist draws politically incorrect cartoons! At the same time… what is surprising is that we never see such reaction when there is a beheading, stoning, and execution in the name of Islam!!

  11. امين گفت:

    داریوش عزیز، من هم چیزکی در این باره نوشته‌ام. (اگرچه دیدم کلاغ سیاه در همان مایه بهتر از من نوشته)

  12. roza گفت:

    شاید ناراحت بشوید که من باز نظر میدهم و فکر کنید که بحث را کش میدهم،ولی من شخصا از بحث بی نتیجه متنفرم و انرا وقت تلف کردن میدانم.و البته خیلی کنجکاوم که به کنه نظرات دیگران پی ببرم و در مورد شما چیزهایی هست که برای من سوال برانگیز است..
    شما نوشته اید که وبلاگ شما سیاسی نیست ،با مطلبی که نوشتید نتیجه میگیریم پس اجتماعی است..با تحلیل اجتماعی این موضوع که مخالف نیستید؟؟؟؟
    ببینید غرب از ۱۱ سپتمبر به بعد با یکسری خشونتها و ناامنیهای گسترده از سوی مسلمانها روبرو شده،پس خیلیها به این مسئله فکر میکنند که این موج نفرت و خشونت این دسته از کجا سرچشمه میگیرد..(با توجه به اینکه این گروهها بنیادگرا هستند و داعیه پیاده کردن دین و ایدئولوژی خود را یدک میکشند)یک نگاهی میکنید به کتاب مقدس انها و روایات و تاریخ دین اسلام…پر از خشونت و جنگ و خونریزی…مباح دانستن خون کافران،جزیه برای پیروان ادیان دیگر،جهاد برای صدور دین،شهادت وووووووو
    خب،حالا انطرف راه حل برملا کردن این ایدهها و کنار زدن این پرده تقدس را در نظر میگیرد.دو حالت دارد: یا شما و دیگر مسلمانان انقدر حقیقت و اصالت برای ایدئولوژی خود قائل هستید،که در انصورت نیازی به تهدید و اتش زدن این و ان نیست،،و یا نه شما فکر میکنید که دین شما به جز قداستی که شما برایش به وجود اورده اید چیز دیگری ندارد و اگر این پرده بالا زده شود به خطر میافتد که نتیجه اش میشود این..این یک امر بدیهی است که اگر چیزی کامل و بینقص باشد از این چیزها نمیترسد و به لرزه نمیافتد.
    من و شما هر دو در یک جامعه مسلمان رشد کرده ایم..منکه تازه بعد از انقلاب هم به دنیا امده ام….بیایید در نظر بگیریم مثلا فرض محال که محال نیست:ما در کشور مسلمان خود زندگی میکنیم و گروهی از یک مذهب دیگر مثلا مسیحی به کشور ما پناه میاورند و ما انها را میپذیریم و انها از همه حقوق اجتماعی و سیاسی که ما داریم استفاده میکنند(از تکسی که ما میدهیم هم حقوق بیکاری میگیرن)ازادانه به در خانه ما میایند و دین خود را تبلیغ میکنند(به چشم خودم دیدم)و تازه ما را نجس میدانند،بمب میگذارند و کشور ما را ناامن میکنندو همیشه نفرت انها را در چشمانشان حس میکنی،،،به چه گناه؟؟؟چون از نظر انها کافری….ما در کشور مسلمان ایران با اینها چه میکنیم(روی هیتلر را در نسل کشی سفید میکنیم)
    من در سیدنی زندگی میکنم و هرگاه برای خرید به محله های مسلمان نشین میروم (که در ان نود درصد زنان حجاب دارند)برخوردی با من میشود که هر بار ارزو میکنم که اگر قرار است اینها به قدرتی در اینجا برسند ،هرچه زودتر ضربه مغزی شوم و بمیرم که این گروه خشن و مملو از نفرت را سوار بر سرنوشت خودم نبینم….در این کاریکاتورها هم فقط انروی اسلام و حضرت محمد(جنگ طلبی و خشونت،نگاه به زن به عنوان جنس دوم نه سوم،حلال دانستن جان و مال و ناموس کشوریکه به انجا هجوم برده و تجارت و تجاوز به نوامیس مردم به اسم غنیمت جنگی)نشان داده شده،،اگر شما اینها را درست میدانیدو بر حق بودن ان اصرار دارید،باکی نیست،ولی دیگران را از فاش گفتن ان برحذر نکنید وبا نخ تقدس دهان کسیرا لطفا ندوزید….با تشکر
    رزا
    ***
    خانم عزیز،
    لطفاً این‌ها را – و مخصوصاً جمله‌ی آخر را – خطاب به جک‌استرا، تونی بلر، کن لوینگستون و وزارت خارجه‌ی آمریکا بگویید. بنده بی‌تقصیرم! اصلاً ما خیلی زودتر از آن‌ها حرف زدیم!!‌ باید فقط صبر می‌کردیم تا آن‌ها دقیقاً همین حرف‌های ما را می‌زدند بعد هم ما برای‌شان کف می‌زدیم و هورا می‌کشیدیم! تمام چیزهایی را که من می‌خواستم بگویم ساعاتی پیش جک استرا بی‌کم و کاست گفت. اگر در تعابیر من لغزشی وجود دارد که به دیده‌ی مشکل پسند شما غیر عقلانی یا ضد انسانی است، بروید سخنان یک نفر دیپلمات کارکشته را بخوانید که به دقت مراقب انتخاب کلمات‌اش هست! اما خانم بزرگوار! کمی انصاف و مروت هم بد نیست. بنده نه شما را از فاش گفتن برحذر داشته‌ام و نه دهان‌تان با نخ تقدس دوخته‌ام. کمترین نشانه‌اش همین که سخنان شما را که از روی سوء تفاهم – و حتی درشت – می‌دانم در وبلاگ‌ام منتشر می‌کنم. این گام نخست حسن نیت از سوی من که باب گفت‌وگو را بدون درشت‌گویی و ناسزا گفتن باز کرده‌ام و مرام‌ام را هم با آرامش برای‌تان بازگو کرده‌ام. قدم شما چی‌ست؟ تکرار اخبار فجایعی که در عالم اسلام رخ داده‌ است؟ همین که من این یادداشت را می‌نویسم یعنی نسبت به اسلام احساس مسئولیت می‌کنم که نه به دست مسلمان متعصب و نادانی که از روح اسلام بی‌خبر است بدنام و ملکوک شود و نه از سوی سیاست‌بازانی که یا با اسلام دشمنی دارند و یا اسلام را نمی‌شناسند منزوی شود. همین. خدا خیرتان بدهد خواهر!

  13. سخت نگیر عزیز جان
    مسلمانها اگر واقعا نگرانند که به دینشان یا پیامبرشان توهین شده چرا آن موقع که به اسم او و با گفتن الله اکبر جلوی چشم کلی بیننده ی تلوزیون سر می بریدند به خیابانها نریختند و تظاهرات نکردند که دین ما مخالف این حرفهاست و ما مبرا هستیم از این خشونتها. یا وقتی که حضرت آقای اسامه سه هزار نفری رو با همدیگه فرستاد اوون دنیا و همش رو هم به اسم اسلام انجام داد کسی پانشد تظاهرات اعتراضی کنه. شما توقع دارید یک غیر مسلمان اصولا چه برداشتی بکنه جز اینکه مسلمانها موافقند با این خشونتها و اگر این رو در غالب کاریکاتور نشون داد خیلی هم به خطا نرفته. خوبه خیلی هم حق به جانب به قضیه نگاه نکنیم.
    ***
    عزیز دردانه‌ی عزیز!
    چرا ماجراها را توجیه می‌کنید. مگر بده و بستان است این‌جا؟ من دارم با موازین خود غرب مراجعه می‌کنم. تمام حرف من این است که آن‌چه بر خود نمی‌پسندی بر دیگری هم مپسند. وانگهی بحث بن لادن کجا و کاریکاتور کشیدن کجا؟ چند دولت مسلمان در عالم این رفتار را محکوم کردند؟ بن لادن را چند نفر به عنوان مسلمان قبول دارند؟ برداشت غیر مسلمان از اسلام، می‌تواند مانند برداشت من مسلمان از غرب باشد که همه را به یک چوب نمی‌راند و تفاوت‌ها را می‌شناسد و مسایل را ساده‌سازی نمی‌کند برای این‌که ذهن‌اش از فکر کردن خسته نشود! به نظر سرکار فرض کنیم بخواهند مسلمان‌ها به همان شیوه یقه‌ی بن لادن را بگیرند یا گروگان‌گیرها و آدم‌کش‌ها را مجازات کنند. به کدام سفارت‌خانه‌ی بن‌لادنی یا کنسولگری آدم‌ربایی اسلامی باید مراجعه کنند؟ در غرب آیا کلیسای کاتولیک و تمام کشورهای کاتولیک جهان در محکوم کردن رفتار ایرلندی‌ها تظاهرات راه انداختند؟ آدم به کسی اعتراض می‌کند که نام و نشان داشته باشد (…). راست اگر می‌گویند همین بن لادن را بگذارند جلوی یک عده مسلمان. چند کشور اسلامی رسماً به بن لادن پناه داده است و آدم‌کشی‌های‌اش را توجیه کرده است؟ چرا گزاف می‌گویید و مقایسه‌های بی‌ربط می‌کنید. شما از من نوعی محکوم کردن خشونت و افراط به نام اسلام را می‌خواهید که هزار بار کرده‌ام. مسلمان‌ها هم در کنار بقیه‌ی انسان‌ها جهان، آدمیانی هستند و حقوقی دارند. حداقل توقع این است که حقوق‌شان به یک اندازه رعایت شود و نگویند چون در فلان کشور مسلمان دارند مثلاً زن را سنگسار می‌کنند حقوق شما نصف حقوق بقیه است!!
    توضیح:‌ آدرس وبلاگ عزیزدردانه را بعدا پیدا کردم. به اعتبار این‌که اسم و آدرس قلابی است عنوان مطلب را نوشتم و جمله‌ای در میان پاسخ، که الآن اصلاح شده است.

  14. roza گفت:

    اولا من در کجا به شما (شخص شما)توهین کردم؟؟دوما من منظورم از دوختن دهان دیگران به خودم نبود،سو تفاهم شده،منظورم به ان کاریکاتوریستهای بخت برگشته است(که مثل اینکه هنوز مزه ترکه این متعصبین کور را نچشیده اند و دود بی دانشی این جماعت قوه باصره شان را زائل نکرده)
    اتفاقا یک مشت و مال هم برایشان بد نیست،اینجوری شاید درک کنند که ما در چه جهنمی برای بقای خودمان تلاش کرده ایم و برای احقاق هر حقی از این چماقداران توسری خورده ایم،،لطفا دو تا پرچم دانمارک هم از طرف من اتش بزنید…تا دو هفته هم لب به پنیر دانمارکی نزنید…درست میشود…(شوخی کردم،به خودتان نگیرید لطفا)
    موفق باشید دوست عزیز

  15. کيوان گفت:

    داریوش خان، کامنت دانی شما با فایرفاکس سازگار نیست . اگر فکری به حالش بکنید ، در واقع کاربران فاریرفاکس که خواننده شما هستند را از عذاب رهانیده اید .
    ***
    کیوان عزیز،
    مشکل فایرفاکس را من نتوانستم حل کنم. باید از طراح صفحه بپرسم. اگر راهی یافت حل‌اش می‌کنم در اسرع وقت. خودم مدت‌هاست که به فکرش هستم.
    د. م.

  16. سلام! بانظر شما موافقم. به گمانم در نسبی ترین دیدگاه های اخلاقی اصل هرچه برای خودمی‏پسندی برای دیگران هم بپسند، مورد تأیید باشد. کانت می‏گوید: آزادی یعنی رعایت قانون. قانون هست که حدومرزها را معین می‏کند. در مغرب‏زمین نیز حد آزادی را تاجایی دانسته‏اند که به کسی آسیبی نرسد. این مطالب را از نگاه یک انسان می‏گویم نه یک مسلمان…

  17. احمد گفت:

    بخش اول : شما متاسفانه دچار دگماتیسم اید. خیلی ساده است مسئله روح قانون اینجا حاصل عقل بشر است – شما چون عقل آزاد بشری را تجربه نکرده اید و مطمئن به وجود خدا و محمد هستید – همین فرض می خواهید در حلقوم عقلانیت قضایی اینجا کنید.
    شما فرض را بر وجود فردی به اسم محمد گذاشته اید. اصلا اینطور نیست. قانون در این خصوص که فردی به نام محمد وجود خارجی داشته یا نه ساکت است. البته شهروندان آزادند حتی اشیاء و موهومات را پرستش کنند. شما درست گفته اید توهین به شخص مجازات دارد. در صورتی که فرد شکایت شخصی کند. شکایت از توهین به محمد هم مقدور است – اگر مدارک تولد و ثبت شناسنامه او ارائه شود و ورثه قانونی او تقاضای دادرسی نمایند

|