۱۴

حرکت روی لبه‌ی تیغ

اصلاح طلبان و جبهه‌ی مشارکت گیر افتاده‌اند سر یک دو راهی حساس که عاقبت هیچ‌ کدام‌اش روشن‌تر از آن دیگری نیست. اول این‌که انصراف معین از شرکت در انتخابات (بعداً درباره‌ی دلیل‌اش حرف می‌زنم)، عملاً یک انتحار سیاسی است و فاتحه‌ی اصلاح‌طلبی و جنبش دوم خرداد را تا قیام قیامت می‌خواند.

راه بعدی البته ادامه‌ی مبارزه‌ی انتخاباتی است. معین باید این مبارزه‌ی انتخاباتی را ادامه بدهد. این استدلال به نظر من خیلی سست است که چون رهبر به شورای نگهبان نامه نوشته است، معین باید انصراف بدهد. الپر درست گفته است که «الان جنتی خلاف قانون کرده و رهبری خطای او را اصلاح کرده. این که نه غیرقانونی است، نه حکم حکومتی». پس هیچ دلیلی ندارد بازی را بیخودی شلوغ کنند که آی حکم حکومتی بوده است. (راستی کسی می‌داند اصلاً معنا و مفهوم همین اصطلاح «حکم حکومتی» چی‌ست؟ این اصطلاح بی‌ربط و نامفهوم و گنگ که معنای محصل و روشنی حتی در محاوره ندارد، از ابداعات کروبی است. همین اصطلاح را چند بار با خودتان تکرار کنید و به معنای تحت اللفظی و فارسی‌اش فکر کنید، سر گیجه می‌گیرید به خدا!).

خیلی صریح بگویم که دیدگاه پیکره‌ی اصلی و بزرگ اپوزیسیون خارج از کشور را نه می‌فهمم و نه قبول دارم. حس بد و مسخره‌ای به آدم دست می‌دهد وقتی ادبیات این طایفه‌ی اپوزیسیون را می‌بینی و از سر تا پای‌اش ابتذال، قشریت و درکی فوق‌العاده سطحی از وضعیت مسایل سیاسی و حتی جهانی می‌بارد. خیلی از مخالفین حکومت فعلی ایران، درک‌شان از حد همان اندیشه‌های دایی جان ناپلئونی یا افکار کمونیستی و کارگری تاریخ مصرف گذشته فراتر نمی‌رود. این را گفته باشم که کمی دل‌ام خالی بشود از دست این مزخرفاتی که هر روز می‌خوانم. جمع دیگری هم در کنار همان گروه اپوزیسیون که وزن عملی و سیاسی بالاتری دارند، مروج همان عقیده‌ی اعتزالی و تحریم‌گری هستند یعنی که آقای معین نباید در انتخابات شرکت کند چون زیر منت رهبری خواهد رفت و در نتیجه از همان اول تن به اقدامی فراقانونی داده است.

این استدلال را من اصلاً قبول ندارم. علی الظاهر و بر اساس درکی روشن و صریح از قانون اساسی فعلی، شورای نگهبان کارش ایراد جدی دارد و نه تنها به وظایف‌اش درست عمل نمی‌کند بلکه به استناد شواهد و قراین فراوانی که در رسانه‌ها و مطبوعات موجود است، شائبه‌های سیاسی‌کاری و نقض قوانین‌اش اظهر من الشمس است. پس، تا جایی که عقل به من و شما می‌گوید (نه تا جایی که جنتی خودش ادعا می‌کند) شورای نگهبان خطا کرده است. من دیگر کاری ندارم که رهبر نامه می‌دهد و تذکری در آن نامه هست یا نه. اصلاً‌ هم کاری ندارم که رهبر از شورای نگهبان‌اش تعریف می‌کند (تحت چه شرایطی؟) یا نه. مهم این است که شورای نگهبان خلاف کرده و تحت شرایطی این خطا مرتفع شده است. حالا حتی اگر فرض را بر این بگیریم که اصلاً ماجرا یک جریان پشت پرده‌ای داشته که شورای نگهبان رد صلاحیت کند بعد رهبر با سیاست و هوشمندی نامه بنویسد و حضرات را «دلالت» به راه راست کند، باز هم اصل ماجرا فرقی نمی‌کند. این‌که عده‌ای بگویند که معین باید کنار بکشد دقیقاً می‌شود همان چیزی که شورای نگهبان از اول می‌خواست! پس این چه انتخاباتی شود؟ بنا به این توضیحات روشن، انصراف یا کنار کشیدن معین را نه به صلاح کشور و ملت می‌دانم نه به صلاح اصلاح طلبان.

شاید آخر الامر معین اصلاً رأی نیاورد و حتی اگر رییس جمهور شود، شاید نتواند کار زیاد مهمی انجام بدهد و از تمام موانعی که خاتمی با آن‌ها مواجه بود عبور کند، اما نکته‌ی مهم این است که میدان مبارزه‌ی مدنی و غیر خشونت آمیز خالی نشود. این‌ها البته همه گمانه‌زنی است و بس. آمدیم و در این شرایط عجیبی که پیش آمده، مردم شاید به خاطر همین کارهای شورای نگهبان با آن لج کنند و راست بروند به معین رأی بدهند. آن وقت می‌ماند آن طرفی‌ها که بازی تازه‌شان را رو کنند. اصلاً معلوم نیست بعدش چه می‌شود. اما خلاصه‌ی حرف این است که به اعتقاد من:

  1. معین باید در انتخابات شرکت کند و تمام نیروی‌های‌اش را باید بسیج کند تا انتخابات را ببرد.

  2. با تحریم انتخابات و این حرف‌ها در این شرایط موافق نیستم، چون هیچ نتیجه‌ی عملی و محسوسی بر آن مترتب نمی‌بینم. این سیاست، سیاست اعتزال محض است. اگر قرار بود جواب بدهد،‌ حتماً نهضت آزادی تا به حال از آن جواب گرفته بود. اما نهضت آزادی که همیشه خط و نشان تحریم کشیده، به هیچ جایی نرسیده است. پس این سیاست ظاهراً نتیجه‌ای عملی نداشته است. 

  3. من برای هیچ نظامی نه قداست ذاتی قایلم نه خباثت ذاتی. نه حکومت آمریکا قدیس است نه حکومت ایران. بر عکس‌اش هم صادق نیست. در نتیجه این دوگانه‌های خیر و شر و جلاد و دژخیم که ادبیات مبتذل و مسخره‌ی اپوزیسیون‌های منفعل است، تقسیم‌بندی‌هایی است که اصلاً کاری با واقعیت‌های عملی جامعه‌ی ایرانی ندارند. حر
    ف‌شان فقط خالی کردن عقده‌ها و بیان احساسات و عواطف خودشان است،‌ هر چند ممکن است همه‌ی این‌ها زخم‌های عمیقی داشته باشند و زجرهای فراوانی از حکومت فعلی کشیده باشند. هر چه باشد، با این ادبیات و این شیوه‌ی برخورد هرگز نمی‌توان حکومتی خوب و آرمانی را ساخت یا حتی به آن نزدیک شد. این ادبیات آخرش می‌شود حداکثر یک انقلاب دیگر که هیچ قدرتی هم جلودارش نخواهد بود و سر در برابر هیچ اصل انسانی و قاعده‌ی بشر دوستانه‌ای خم نخواهد کرد، ولو امروز صبح تا شب بیاید و شعار بشر دوستی و دفاع از حقوق بشر و زندانی سیاسی بدهد.
     

  4. من یک چیز را در ادبیات این مخالفین وضعیت انتخابات و اصل نظام فعلی نمی‌فهمم. آن چیز خنده‌دار این است که این‌ها این نظام را اصلاً از بیخ قبول ندارند، آن وقت می‌آیند درباره‌ی انتخابات یا تحریم و عدم تحریم یا صلاحیت و رد صلاحیت کاندیداهای‌اش اظهار نظر می‌کنند! ما یا حداقلی از نظام فعلی را می‌پذیریم و بر اساس آن شروع به حرکت می‌کنیم یا آن حداقل را هم قبول نداریم و قایل به همان خباثت و غاصب بودن ذاتی هستیم. وقتی چنین عقیده‌ای داشته باشیم اصلاً بحث درباره‌ی انتخابات را باید کنار بگذارند و بروند دنبال آلترناتیوی که شاید بتوانند پیدایش کنند. 

  5. تمام چیزهایی که تا این‌جا نوشتم یک نگاه است با آن نوع استدلالی که گفتم. شاید فردا با موضع‌گیری صریح معین و بیان دلایل‌اش نظرم تغییر کرد. شاید فردا رهبر هم جواب دیگری به نامه‌‌ی اخیر شورای نگهبان (که پاسخ به رییس جمهور بود) داد و صحنه کلاً عوض شد. به هر حال صحنه‌ی سیاست، صحنه‌ی یکه‌تازی قداست نیست. سیاست صحنه‌ی عمل‌گرایی و هوشمندی و دیپلماسی است. این مورد آخری شدیداً در میان ایرانیان نایاب است؛ خداوند روزی همگان کناد! 

  6. نکته‌ی آخر را هم بگویم و بروم. به نظر من حضرت علی، که اسطوره‌ی اخلاق، تقوا، عدالت و انسانیت است، اصلاً با آن درکی که ما از او داریم برای سیاست ساخته نشده بود.  شرح‌اش را می‌گذارم برای بعد که احتمالاً خطای خیلی فاحشی در توضیح و شرح مقصودم مرتکب نشوم.
  1. محمود گفت:

    سلام دوست من….
    شما با تفکر حرفاتون رو بیان کردین..و نامه ی رهبری فقط یک توصیه بود به اینکه شورای نگهبان درست عمل کند..اما باید بگم در مورد اینکه آقای معین بیاد ابتدا دلیل قانع کننده ای برای شرکت کردنش بیاره چون مردم به این فکر می افتن که شاید این موضوع از قبل برنامه ریزی شده و بین راست و چپ زدوبندی شده تا از این راه مردم رو به پای صندوقهای رای بکشند.در اینجا معین و همفکراش باید از شورای نگهبان بهخوان دلیل این عملکردش از مردم و اصلاح طلبان عذر خواهی کنه در این صورت حساسیت خیلی کمتر می شود… امیدوارم اصلاح طلبان تصمیم درستی بگیرن.موفق باسی بخو سربزن خوشحال می شم.یاعلی.

  2. محمود گفت:

    سلام دوست عزیز..
    با شما موافقم اما معین و همفکرانش باید بدونن که مردم روی این موضوع(حکم حکومتی هر چند که من هم اعتقاد دارم این فقط یک توصیه بوده به شورای نگهبان که درست عمل کند)حساس هستن پس باید تصمیم درستی گرفت
    امیدوارم که اینطور بشه و مردم هم آگاه بشن .موفق باشی .
    بهم سربزن خوشجال می شم.یاعلی.

  3. mohammadreza jalaeipour گفت:

    این دو روزه از هچل هفتهای بعضی سیاسیونمون رودل کرده بودم. معدود نظرات پخته ای مثل این رو که می خونم امیدوار می شم! خدا یکجو از شم غیر سیاسیونی مثل تو رو به سیاستمدارهای ما می داد غم نداشتیم!

  4. امين گفت:

    «مهم آن است که میدان از مبارزه‌ی مدنی و غیرخشونت‌آمیز خالی نشود» این جمله اصل استدلال شما برای شرکت در انتخابات است. از شما می‌پرسم: مگر «مبارزه‌ی مدنی و غیرخشونت‌آمیز» منحصر به شرکت در انتخابات است؟ رفتار ماندلا یا گاندی یا مارتین لوتر کینگ آیا شرکت در انتخابات تبعیض‌آمیز به هر قیمت بود؟
    نمی‌دانم این نوشته‌ی شما هم مانند نوشته‌ی شما در زمینه‌ی موسیقی می‌شود که خاطر نازکتان از نظرها آزرده شود یا نه. ولی احتمالا می‌دانید که بحث تحریم کردن یا نکردن انتخابات مدتی طولانی است که در وبلاگ‌های فارسی مطرح است و هر دو طرف از دلایل محکمی برخوردارند و هیچ یک نتوانسته دیگری را قانع کند، آن وقت شما تحت تأثیر یک احساس آنی تصمیم می‌گیرید ناگهان وارد این بحث شوید و کار را یکسره کنید و تمام دلایل طرف مخالف شرکت در انتخابات را مبتذل و بدون نتیجه‌ی عملی بخوانید! تازه با کمک دلایلی که یک ده از قوت دلایل الپر یا آقای ابطحی یا تاج‌زاده را ندارد. مطمئن باشید نظرات مخالف بسیاری دریافت خواهید کرد که امیدوارم تحت تأثیر ادبیات احساسی شما قرار نگیرند و دلایل منطقی در آنها بیشتر از دشنام و ناسزا باشد! ببینید آقای ابطحی که استدلالی مشابه شما دارد (منهای تعبیراتی که شما بکار برده‌اید چون «مزخرفاتی که هر روز می‌خوانم» و «ادبیات … سر تا پای‌اش ابتذال، قشریت و درکی فوق‌العاده سطحی از وضعیت سیاسی و حتی جهانی») نوشته در پاسخ‌اش ۱۹۸ کامنت و تعداد زیادی هم ایمیل دارد که همه با شرکت معین در انتخابات مخالف‌اند. و اغلب هم مستدل.
    البته در پس حکم حکومتی اول، ظاهرا حکم دومی هم از جانب جناب خاتمی صادر شده که آقای معین را ملزم به شرکت در انتخابات کرده‌اند. یعنی در هر صورت این ماجرا به مقصود مورد نظر شما می‌انجامد، و ما خواهیم دید نتیجه‌ی این داستان برای چه کسانی اعتبار می‌آورد. نگران «میدان مبارزه‌ی مدنی و غیرخشونت‌آمیز» نباشید که خالی شود، بسیار کسان هستند که این میدان را خالی نکرده‌اند و آقای خاتمی و دکتر معین روی دوش آنها ایستاده‌اند که چنین بلند می‌نمایند؛ اما تصمیم به شرکت دکتر معین احتمالا باعث خواهد شد این میدان متأسفانه تا مدتی از امثال ایشان خالی شود.
    یک سؤال می‌ماند: آیا تحکیم وحدت که در دل شرایط داخلی است،‌ نه اپوزیسیون خارجی و مارکسیستی است و نه نگاه دایی جان ناپلئونی دارد، چطور از دکتر معین خواسته که شرکت نکند؟ چرا به نوشته‌ی گنجی اشاره نمی‌کنید که فارغ از داستانی که پیش آمده کلا تحریم انتخابات را به عنوان یک استراتژی پیشنهاد می‌کند و «نتایج عملی» مترتب بر آن را می‌شمارد؟ پاسخ دو حالت بیش ندارد: یا چنان که می‌نماید تازه وارد این گفتگو شده‌اید و بی‌خبر از بسیاری گفته‌ها نظری داده‌اید، و یا آن که بسیار بی‌انصافی کرده‌اید.
    در ضمن در مورد اصطلاح «حکم حکومتی» که اصلا ابداع آقای کروبی نیست، برای توضیح خدمت شما که احتمالا کتاب بینش سال سوم دبیرستان را از خاطر برده‌اید (کتابی که در تمام دوره‌های دبیرستان در ایران تدریس می‌شد) عرض می‌کنم: در نظام جمهوری اسلامی تنها ولی فقیه مشروعیت دارد و به حکم اوست که مجلس و ریاست جمهور و تمام نهادهای دیگر مشروعیت (شیعی و اسلامی) می‌یابند، در واقع ولی فقیه بعضی از اختیارات خود را به مجلس و رئیس جمهور و دیگران «تفویض» می‌کند. حکم حکومتی از اصطلاحات آقای خمینی است که برای فقیه اختیارات مافوق قانون و حتی مافوق فروع دین قائل بود و می‌گفت ولی فقیه حتی می‌تواند با حکم حکومتی احکام ثانویه (نماز، روزه، حج…) را تعطیل کند. به صورت عملی، حج در دوره‌ی حکومت آقای خمینی به فرمان حکومتی او پس از ماجرای کشتار ایرانیان در مکه یک سال تعطیل شد، و در قضیه‌ای هم آقای خمینی مستقیما از دولت آقای موسوی در مقابل راست‌گرایان مجلس دفاع کرد و حکم داد که مجلس به نفع دولت رأی دهد که ۹۹ نفر رأی ندادند و ملعون و مطرود شدند.

  5. امين گفت:

    خوش‌تر آن باشد که سر دلبران/گفته آید در حدیث دیگران. این را هم بخوانید بد نیست: http://news.gooya.com/president84/archives/029555.php

  6. داریوش من با نظرت نسبت به نوشته های چرت و پرت مخالفان نظام موافقم.و خیلی هم موافق هستم. خیلی سطحی می نویسند و زشت و همان حرفهایی که چند سال قبل گفته بودند در ساختاری جدید و یا طراحی سایت دیگر ارایه می دهند.بقول یکی از دوستان برای صاف کردن روح و روان آشفته است تا فکری با تدبیر.
    اما این ابتدای موضوع است.در آخر نوشته ات نظرم دقیقا مثل خودت است و عرصه سیاست را هم میدان یکه نظری و سالها ماندن بر یک فکر را نمی پسندم.
    اما چگونه می شود نامه رهبری که یک دستور است را حکم ندانست. کار با حکم حکومتی و یا چیزی که می گویی ندارم. ولی ما داریم از چیزی صحبت می کنیم که واقعیت دارد و نه خیال.
    از نامه رهبری می شود فهمید که شورای نگهبان خطا کرده و یا نه؟ رهبری به شورای نگهبان دستور داد معین را تایید صلاحیت کند . همین و بس. وگرنه با شعاد چند دانشجو که معلوم نیست می خواهند انتخابات را تحریم کنند و یا شرکت فعال داشته باشدند شورای نگهبان و رهبری نظرش را عوض نمی کند.
    عرصه سیاست جای لجبازی نیست ولی جای سازش خیلی زیاد هم نیست. مگر نه انکه ما به یک سری چیزها اعتقاد داریم. مگر نه انکه وضعیت فعلی خوب نیست و تحریم جالب نیست و هزار بلا به سر مردم و ایران می اید ولی در این بده و بستان باید اصلاح طلبان بتوانند برگهای برنده خود را بیشتر کنند یا نه.؟ می شود با انتقاد خیلی روشن از شورای نگهبان و رهبری معین در اتخابات شرکت کند و توپ را در میدان انها بیندازد وگرنخ معین تمام محبوبیت بدست آمده اش را خیلی راحت از دست می دهد. از طرفی نمی شود نامه رهبر به مجلس ششم را حکم حکومتی دانست و این یکی را نه. مگر نه انکه هر دو نامه امری است پس چرا اولی را حکومتی نام دادیم و این یکی را نه؟
    موفق باشی

  7. داريوش گفت:

    امین عزیز،
    نخست این‌که ممنون از توضیحاتی که افزوده‌ای (هر چند پیش فرض‌های‌اش بر استدلال‌های‌اش می‌چربد!). نظر شما هم مثل نظر بقیه این‌جال منتشر می‌شود و هنوز نفهمیدم «خاطر نازک» یعنی چه؟
    وقتی درباره‌ی ادبیات مبتذل حرف می‌زنم، مقصودم نوشته‌های کسانی است که تنها با فحاشی و سر و صدا کردن دنبال حل مسأله هستند. در نوشته‌های اکبر گنجی که آن همه راه افراط را پیموده است و باز هم عزیز و محترم است،‌ دو خط ناسزا یا فحاشی داریم؟‌ یقیناً‌ مخاطب من اکبر گنجی نبوده است.
    سوم،‌ من از تعبیر «حکم حکومتی» و به کار بردن عین این اصطلاح صحبت کرده‌ام. آن‌ها که شما به آن اشاره کرده‌اید ما هم خوانده‌ایم ولی در همان کتاب بینش آیا عین این تعبیر وجود دارد؟ کاری ندارم به اختیاراتی که برای ولی فقیه تعریف شده. حرف من درباره‌ی عین این تعبیر عجیب است. در نتیجه، باقی توضیحاتی که درباره‌ی حج و غیره داده‌اید توضیح واضحات است و من در آن‌ها با شما بحثی ندارم.
    درباره‌ی بی‌خبری از این مسایل زیاد حرفی نمی‌زنم. ادعای چندانی ندارم (بر خلاف آن‌چه از ظاهر نوشته‌ی شما بر می‌آید). چنان که نوشته‌ام تنها نظرم را گفته‌ام (حتماً در خانه‌ی خودم حق ابراز نظرم را دارم. نه؟). شاید این‌ها ایراد داشته باشد. ایراداتش را بگویید به استدلال. از خاطر نازک ما هم مهراسید. بیم من این است که خاطر شما نازک‌تر باشد!
    سخن آخر این‌که من اصولاً اهل سیاست و سیاست‌نویسی نیستم. یک بار چیزی نوشته‌ام مثل هر آدم دیگری. شما هم بنویسید برادر من. شما هم که اهل وبلاگ
    هستید، از جمله همین حرف‌های من را به نقد بکشید و بگویید فلانی بیسواد بود. همه را ولی به یک چوب نرانید. خودتان می‌دانید که فرق اکبر گنجی با اپوزیسیون خارج از کشور که هنری جز فحاشی و خیال‌بافی ندارد چی‌ست؟
    (در ضمن ممنون از حسن اشارتی که به کیهان کرده بودید!!)

  8. binesh گفت:

    با بندهای سه و شش بسیار موافقم.

  9. امين گفت:

    داریوش عزِیز، من اشاره ای داشتم به اشکالی که به نظر شما وارد است، آن هم این که ظاهرا مبارزه ی مسالمت آمیز و مدنی را تنها منحصر به انتخابات دانسته اید. می توان استدلال مفصل تری داشت که چرا چنین نیست، ولی برای خالی نبودن عریضه می توانید به مثال های تاریخی که آورده ام نگاهی بیندازید. در ضمن بپذیریدکه منظورتان را از ادبیات مبتذل با ابهام گفته اید، طبیعی است که هر کس خطاب شما را متوجه همه ی طرفداران شرکت نکردن در انتخابات بداند، از جمله گنجی و دفتر تحکیم وحدت.
    دسترسی به آن کتاب بینش ندارم که مطمئن شوم ولی گمان می کنم تعبیر حکم حکومتی را من اولین بار در آنجا دیده ام.
    یک نکته هست درباره ی وبلاگ، درست است که وبلاگ خانه ی شماست، اما خانه ی شما خانه ای است که پنجره هایش بروی دیگران باز است. شما قطعا حق دارید نظرتان را در وبلاگتان بنویسید و در پیام قبلی هم من خلاف این را نگفتم. فرق وبلاگ با دفترچه خاطرات این است که آدم را متواضع می کند و کسانی که دوست دارند همچون دفترچه ای شخصی بر متن شان تسلط بلامنازع داشته باشند معمولا این خصوصیت وبلاگ را دوست ندارند.
    اما درباره ی دقت شما در تعبیر «خاطر نازک»، که مشابه همان دقتی است که درباره ی تعبیر «حکم حکومتی» بکار برده اید. به فکر افتادم که شاید دارید فیلولوژی می خوانید که این قدر در عمق معانی لغات دقیق می شوید. اما اگر این تعبیر حافظ را که می گوید «وجود نازک ات آزرده ی گزند مباد» بخاطر بیاورید منظور مرا از خاطر نازک در می یابید.
    اگر این خاطر نازک آزرده ی گزند پیام قبلی من شد، عذرم را بپذیرید داریوش عزیز!

  10. Mohsen گفت:

    Salam
    Ensaf chiziye ke motaassefane kheylia nadarand.Albate dashtane ensaf khodesh pishniazhayee dare.
    Az inke webloge ye adame monsef ro mikhunam hich vaght ehsase pashimani nemikonam.
    Payande bashid.
    Mohsen

  11. دخو گفت:

    درس اصول فقه/ ختم کلام در باب حکم حکومتی
    حکم حکومتی اصطلاح ابداعی آقای کروبی نیست. اصطلاحی است از اصطلاحات علم اصول فقه .حکومت در اصول فقه عبارت است از بیرون بردن فردی از حکمی که برای موضوعی صادر شده البته با تصرف در موضوع که این تصرف گاه با تضییق در موضوع است و گاه با توسعه آن. برخلاف تخصیص که فقط فرد یا افرادی را بدون تصرف در موضوع از حکم خارج می کند.
    مثال برای تخصیص: “هیچ کس را تایید نکنید مگر صلاحیت دارها را” حکم “عدم تایید صلاحیت” است و صلاحیت دارها از حکم خارج شده اند.
    مثال برای حکومت: ” هیچ کس را تایید نکنید مگر صلاحیت دارها را و معین و مهرعلیزاده صلاحیت دارند” حکم عدم تایید صلاحیت است ولی دایره موضوع که “بی صلاحیتها” باشند تضییق شد و به عبارتی در موضوع تصرف شد.
    در نامه شورای نگهبان نیز به درستی به این مطلب اصولی اشاره شده است.”… اعمال این اختیارات ملازمه با خطا و اشتباه مجریان قانون نداشته و نیز قوانین را بطور کلی ساقط نمی‌کند، بلکه احکام موردیست که در خصوص موضوع، موجب ضیق یا توسعه قوانین مربوطه است،‌ این احکام موصوف به احکام حکومتی است.”

  12. Enkratic گفت:

    تهجب می کنم که اینچنین از حکم حکومتی سخن میرانی ! .. اگر نگاهی به وصیت نامه ی امام(ره) بیندازی خواهی فهمید حکم ثانویه یا حکومتی ابتکار کروبی نیست ..

  13. آرش گفت:

    با نظرت صد در صد موافقم. فقط میخوام اینو اضافه کنم که حتی برای کسانیکه خواهان دگرگونی اساسی جمهوری اسلامی هستند هم با انتخاب معین مسلماً فرصتهای بیشتری برای عرض اندام خواهند داشت. همانطور که در زمان خاتمی اعتراضات بسیار گسترده تری از زمان رفسنجانی رخ داد. حتی به نظر من انتخاب معین یک مقاومت مدنی در برابر رژیمه و رژیم رو دچار یک چالش اساسی خواهد کرد. آونهایی که موافق تحریمند به حرفهای معین و روند اوضاع توجه نمی کنند. حیفه که ما یک فرصت تاریخی دیگه رو به خاطر این روح عزلت طلب ایرانی و عدم اطلاع از دست بدیم.

  14. رضا گفت:

    این که بگی چون معین گفته حکم حکومتی را قبول نداره(اگه گفته) پس حالا که به دستور(یا توصیه) رهبر تایید صلاحیت شده نباید ادامه بده مثه اینه که بگی اگه کسی (مثل عبدالله نوری) گفت که دادگاه ویژه روحانیت رو قبول نداره و بعد دادگاه او را تبرئه کرد رو نباید قبول کنه و باید بره زندان!
    اگه کسی فکر کنه شرکت در انتخابات درست نیس این یه حرفیه ولی اگه بخواد به کسانی که معقد به شرکت در انتخابات هستند، با هر روش منطقی یا غیر منطقی بتازه، بد نیست به شباهت کارش با بعضی ها، بیشتر فکر کنه

|