۳

اين خستگی‌های بی‌امان

Print Friendly, PDF & Email

به ميمنت و مبارکی (!) اسباب‌کشی به ظن قريب به يقين تمام شد، يعنی حالا تقريباً به طور کامل مستقر شده‌ايم و فقط مانده است کمی جمع و جور کردن خرده ريزه. فقط با وجود کمک بی‌دريغ مينا، يوسف و حامد، هم بانو و هم من به طرز وحشتناکی از کت و کول افتاده‌ايم و تا يکی دو هفته‌ی ديگر تمام اعضا و جوارح‌مان درد می‌کند! بحمد الله تلفن و اينترنت‌مان را هم امروز وصل کردند و در اين گوشه‌ی دور افتاده‌ی خوش آب و هوای شمال غرب لندن، ديگر احساس نمی‌کنيم وسط ده پرتاب شده‌ايم! اينترنت اين خاصيت‌ها را هم دارد ديگر. اين را هم ناگفته نگذارم که با اين اسباب‌کشی مرتکب دو خبط بزرگ شدم. يکی اين‌که در حين تميزکاری به سرم زد مانيتور کامپيوتر را هم تميز کنم که با آبی که کاملاً به طرز دور از عقلی روی آن پاشيدم يک لکه‌ی بزرگ وسط ال‌سی‌دی افتاده است که دارد يواش يواش خشک می‌شود. از همه بدتر اين‌که همان آب‌های اسپری کذايی را روی صفحه‌ کليد ريختم برای نظافت که نتيجه‌اش سوختن و نابود شدن صفحه کليد بود. در نتيجه، ديشب حامد را تا صبح اين‌جا نگه داشتيم تا با صفحه کليدی قرضی، اين فاجعه‌ی عالم بشريت را رفع و رجوع کند و امروز با بانو به کار خريد يک صفحه کليد نو و دو عدد اسپيکر توپ رفتيم و کلی پياده شديم!

هنوز فرصت نکرده‌ام ببينم می‌توان آن مشکل نظرهای ملکوت را درست کرد يا نه،‌ اما آن هم قطعاً قابل حل است. باری اين کوتاه را نوشتم که خبر بازگشت (!) را بدهم (انگار از سفر حج برگشته باشيم!!) و اين‌که ان شاء الله، ملکوت صاحب يکی دو مقيم ديگر خواهد شد در همين چند روز آينده. ملکوت، مملکتی است که دايماً رو به بسط و گسترش است (هر چند يکی بايد حداقل گوش اين ملک‌الشعرای متمرد را بکشد که هر روز به بهانه‌ای از ادای رسوم آستان‌بوسی می‌گريزد!). باز بر می‌گرديم.

  1. binesh says:

    خدا قوت .خوش یمن و خوش استانه باد.

  2. salam
    khosh bashi.
    salam banoo ham beresanid.
    ya hagh

  3. مینا says:

    خانه نو بر تو وبانو مبارک.
    امیدوارم خوش قدم باشد.

|