۴

مسأله فقط زبان تحقيرگر نیست؛ مسأله تفکر استبدادی است

Print Friendly, PDF & Email
تکمله‌ی مهم: اين مطلب را بازنويسی کردم و فکر می‌کنم حتی بعد از اين‌که مطلب را درفت کرده بود، کلی بحث حول‌اش راه افتاده بود. اشکالات انشايی نامه (که به هر زبانی نوشته می‌شد، باز هم از لا به لای‌اش مشهود بود) اصل سخن من نبود. آن‌ها که نسخه‌ی قبلی را دیده‌اند می‌توانند با اين نسخه مقايسه‌اش کنند تا بدانند استخوان‌بندی نوشته اساساً چيز دیگری بوده است. البته من به دليلی کاملاً متفاوت که هيچ ربطی به زمانه و مهدی جامی يا ابراز نظر ديگران ندارد، نوشته را ويرايش کردم. بيشتر دلايل شخصی داشت. اين نامه (که ترجمه‌ی فارسی‌اش در دفتر زمانه نيز هست) تفکری سرکوب‌گر و استبدادی را نشان می‌دهد که خیلی سعی کرده است خودش را در لفافه‌ی ژست آزادی‌خواهی بپيچاند. تفکر، تفکری است سرکوب‌گر و انحصارطلب. اين‌جای کار است که می‌لنگد.

نامه‌ای از مدیر موقت رادیو زمانه، که اکنون بر جای مدير معلق‌اش نشسته است، در سايت-بلاگ ايرانيان دات کام منتشر شده است (که در دفتر زمانه نيز باز نشر شد). اين نامه، نامه‌ای است عبرت‌آموز. نخواستم بگويم حيرت‌آور، چون به هيچ رو حيرت‌آور نيست. درباره‌ی حواشی اين نامه و اتفاق‌هايی که تا اين‌جا افتاده است (و ما همه ديده‌ايم و علنی بوده است و چيز نهانی در آن نيست)، نمی‌خواهم بنويسم. خودِ نامه به قدر کافی روشنگر و افشاگر است.



نويسنده می‌گويد:

There has been sufficient explanation about the decision of the Radio Zamaneh Board regarding the suggested position (editor-in-chief) to Mr. Mehdi Jami and his negative response.

آن عبارت «توضيح کافی» اگر به حقیقت وافی به مقصود باشد و ادعای کذبی نباشد، مطلقاً شامل «پاسخ منفی» مهدی جامی نمی‌شود. آن را نبايد «توضيح» داد. «پاسخ منفی مهدی جامی» چيزی است که بايد پوشش داده شود، نه توضيح! توضيح‌اش به عهده‌ی خود مهدی جامی است نه کسی که بر جای او نشسته است!

نويسنده‌ی نامه، می‌نويسد:

The attitude of the Board, Press Now as financier and the development guide of RZ, and of the RZ lawyer is clear and irreversible.

در زبان انگليسی، معمولاً آن‌چه که «روشن» و «بازگشت‌ناپذير» است، «تصميم» است (decision)  و نه رويکرد (attitude). رويکرد، چيزی است که به مرور در ضمير کسی راسخ می‌شود. نفس اين استفاده‌های غلط و ناپخته از کلمات و الفاظ، ميزان بلاغت و شمِ زبانی مدير موقت زمانه را بر آفتاب می‌افکند.

نويسنده می‌گويد:

As the RZ lawyer said, people in Zamaneh who disagree with this decision, or if they feel stronger personal affiliation with Mr. Jami than devotion to Radio Zamaneh continuation and developing further, are free to start a new media outlet for their own.

يعنی وکيل زمانه، ظاهراً در ژستی دموکرات‌مآبانه، اما به شيوه‌‌ای سخت قيم‌مآبانه، گفته است که هر کس «سرسپرده‌»ی ما نيست، بفرمايد برود بيرون (به زبان عاميانه يعنی «هرررری»!). اين جملات و تعابير چيزی را به ياد شما نمی‌آورد؟ ياد محمدرضا پهلوی نمی‌افتيد که گفته بود هر کسی نمی‌خواهد پاسپورت بگيرد و برود؟ حبذا چنين رسانه‌ی آزادی که قرار بود کثرت‌گرا باشد و اهل مدارا. نويسنده آشکارا متمايل به زبان ارعاب و تهديد می‌شود. حتی آوردن تعبير «آزاد هستند که چنين و چنان بکنند» پوششی بر این رسوايی نيست. اصلاً چه معنا دارد که نيات و خواسته‌ها و تمايلات کارمندان‌شان را بسنجند و بعد بگويند اگر دوست نداريد، برويد؟ (اين‌ها البته همان چيزهایی است که هرگز «توضيح کافی» درباره‌ی آن به خوانندگان زمانه داده نشده است؛ کارکنان زمانه را نمی‌دانم!). نويسنده در بند بعدی، بلافاصله هشدار و تذکر می‌دهد که اين‌ها امور محرمانه است و هيچ کدام از شما حق گفت‌وگو با رسانه‌ها را ندارید. البته هر دعوايی جنبه‌های حقوقی خودش را دارد و بايد مسير لازم را طی کند، اما اين طی شدن مسير لازم تا کی ادامه پيدا می‌‌کند؟ امیدی هست به اين‌که بالاخره روزی مردم بفهمند واقعاً و دقيقاً چه اتفاقی افتاده است؟ يا هنوز همه بايد با ظنی قوی بگويند که کودتا و انقلابی در زمانه رخ داده است؟

نویسنده یکی دو بند بعد می‌نويسد:

After consultation with his editorial colleagues Mr. Alavi will also assign an Editorial Council work and cooperate with him in the editorial office.

عجب حماقت بزرگی! نويسنده  احتمالاً هوش و حواس‌اش به جا نبوده! مگر همه‌ی کسانی که امکان دارد آن کار را به عهده بگيرند، «مذکر» هستند که ايشان از ضمير مذکر استفاده می‌کند؟ يعنی از قبل تعيين کرده‌اند که چه کسی بايد این کار را به عهده بگيرد؟ (يا از ميان چه کسانی فرد مورد نظر بايد انتخاب شود؟)

اين نامه، برای منِ خواننده نه تنها وضع را بهتر نمی‌کند که به تمام آن گمان‌هايی که تا به حال رفته است دامن می‌زند.

اما و هزار اما. قرار بود که رادیو زمانه به سرنوشت همه‌ی رسانه‌های قربانی دچار نشود. اگر قرار باشد همان حکايتی که بر سر روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های فارسی زبان در داخل ايران می‌رود، در خارج ايران، آن هم در هلند برود، «پس فرقِ ميانِ من و تو چی‌ست؟ بگو!»

  1. Anonymous says:

    peales look at starparty.blogspot.com
    *****************
    منتشر شده است در همان تاريخ. بايگانی دفتر زمانه را ببينيد.

  2. معترض به سکوت و سانسوراز طرف شما says:

    آقا لطفن توجه کنید که مسئله روابط مهدی جامی و برخی از کارکنان دیگر رادیو زمانه با مقامات جمهوری اسلامی است. پرس ناو اگر دست بکار نمی شد، دیگر هیچ حیثیت و مشروعیتی نمی توانست برای کار مطبوعاتی داشته باشد.
    خوب کسی که در هلند زندگی می کند و بودجه دولتی مردم هلند را می گیرد تا برای آزادی و حقوق بشر تریبون باز کند و خبررسانی درست و صحیح داشته باشد، بعد می رود با وزارت ارشاد جمهوری اسلامی صلاح و مصلحت می کند ، به عنوان سردبیر از اعدام مهرنهاد به طور ضمنی دفاع می کند، آخر این که همسویی کامل با مقامات ایران است، کدام استقلال و آزادمنشی شما می بینید در این سیاستگذاری؟ زمانه رادیوی و سایت اصلاح طلبان حکومتی بود، نه صدای مردم زیر ستم و خفقان ایران.
    پس پرس باید چکار می کرده؟ اگر وارد عمل نمی شده که خودش را نفی می کرده و کلی مشکلات حقوقی و مطبوعاتی دیگر برای خودش درست می کرده؟
    شما هم نظر و همسو با مهدی جامی هستید اما اگر یک جو شرافت حرفه ای داشتید به پرس ناو حق می دادید! همین.
    *******************************
    دوست عزيز،
    «شرافت حرفه‌ای» يعنی چه؟ کدام سکوت؟ کدام سانسور؟ خوب است که دفتر زمانه هر نظری را از هر جايی منعکس کرده است! اگر اين صفحه دست شما بود، باز هم همين کار را می‌کرديد؟ من با هويت واقعی‌ام اين‌ها را نوشته‌ام. شما چه؟

  3. شاهد says:

    حضرت داریوش میم
    چرا اینقدر خودتان را به در و دیوار می زنید؟ چرا یک واقعهّ روزمره اینقدر شما را از کوره بدر برده است؟ از خودتان این سوالها را بپرسید و بکوشید باآنها پاسخ مشخص بدهید-مشخص و بی اماو اگر:
    ۱-فتسفهّ وجودی بورد چیست؟ آیا آقای جامی بهنگام استخدام شدن نمی دانست که پای چه قراردادی را امضا می کند؟
    ۲-آیا این راست است که جامی با ارشادیها در تماس بوده است؟
    ۳- حضور مسعود ده نمکی در لیست وبلاگها آیا واقعآبخاطر کثرت مراجعین بوده یا آنطور که ادعا شده حاصل توافقهای اعلام نشده بوده است؟
    ۴- اینکه کار جامی موفق از آب در آمده بمعنی خطا ناپذیری ایشان در همهّ وجوه است؟
    ۵-چرا از دوستتان جامی نمیخواهید با خلایق روراستتر باشند و یا قضایا را بی پرده عیان کنند یاهمراه با شما زبان در کام کشند و اجازه دهندا مور مسیر طبیعی خود را طی کند.
    خواهشمندم اگر این پیام را قید میکنید پاسخهای خودتان را هم بی حاشیه و صریح بدون فلسفه بافی بیاورید.ممنون
    ***************
    دوست عزيز،
    علی الظاهر اين شما هستيد که خودتان را به در و ديوار می‌زنيد! شما مگر نماينده‌ی آن «بورد» هستيد؟ مگر شما از سير به وجود آمدن آن «بورد» با خبر هستيد؟ مگر شما چيزی می‌دانيد که من نمی‌دانم؟ دانسته‌های من از حد معلومات عمومی منتشر شده در وب فراتر نمی‌رود و من بر اساس همين‌ها قضاوت می‌کنم و بس. اما شما گويا اطلاعات ديگری داريد. خوب بفرماييد به ما هم بگوييد تا مطلع شويم!
    پرسش‌های شما هم البته ربطی نداشت به متن نامه‌ی تحقيرگر رييس تازه انتصاب شده‌ی هيأت مديره. شايد در فرصتی فراخ‌‌تر، به طور مشروح‌تر نظرم را برای اطلاع حضرت‌عالی و همه‌ی هم‌فکران‌تان نوشتم. اما آن‌چه مربوط به مهدی جامی است البته خودش زبان دارد و بهتر از من بلد است از خودش دفاع کند. از خودش بپرسيد نه از من. من هيچ وکالتی برای سخن گفتن از جانب او ندارم.
    د. م.

  4. یه شورشی says:

    زیاد به در و دیوار می زنی رو خوب گفتی.
    کامنت اول – شاهد کامنت معترض به سکوت و سانسور از طرف شما
    خودش گویا همه چیزه

|