۴

اهمیت انتخاب اوباما چی‌ست؟

امشب روزنامه‌ی تایمز لندن را می‌خواندم در قطار. شماره‌ی امروز گویی ویژه‌نامه‌ای بود که اختصاص داشت به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا. بحث مفصل و مبسوطی شده بود از آن‌چه که در صحنه‌ی سیاست آمریکا در این سال‌ها رخ داده بود. چرا اوباما پیروز شد و چگونه؟
یک تبیینِ ساده‌اندیشانه و راحت الحلقوم، البته این است که خودِ سیاست‌مداران آمریکایی فهمیده بودند که مردم جهان از آن‌ها متنفرند و آمریکا چهره‌ی خوبی ندارد، حالا اوباما را فرستاده‌اند جلو به جبرانِ این همه ویرانی. این البته تبیین ساده‌اندیشانه‌ای است که ذهن‌های تنبلی که حوصله‌ی تجزیه و تحلیل ندارند، شاید به سادگی قبول کنند و اگر از ظرافت‌های آن صرف‌نظر کنیم، پر بیراه نیست اما به این خنکی و خامی هم نیست توضیح ماجرا.

خاطرم هست که چندین ماه پیش، برای رساله‌ام با محمد ارکون مصاحبه‌ای داشتم. آن زمان هنوز هیلاری کلینتون به نفع اوباما کنار نکشیده بود. بحثِ ما بر سر اتوریته و قدرت بود. ارکون تفاوت اوباما و کلینتون را در این می‌دانست که کلینتون در پی قدرت است و اوباما صدایی است صاحبِ اتوریته. اوباما بر عدالت انگشت نهاده بود که ساکن نهان‌خانه‌ی ضمیرِ هر انسانی هست. آمریکا را کانون تمام توطئه‌های عالم دیدن، شاید بعضی از چیزها را بتواند توضیح دهد. اما از توضیح بسیار چیزها عاجز می‌ماند. دیشب، یکی دو ساعتی مانده بود به پایان شمارش آراء. در برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی بی‌بی‌سی، یکی از مفسران می‌گفت وضعیتی که اوباما امروز در آن است، وضعیتی است که بدون وجود جسی جکسون (فعال سیاسی سیاه‌پوستِ آمریکایی)، کالین پاول (وزیر دفاع سابق)، کاندولیزا رایس (وزیر خارجه) و مارتین لوتر کینگ میسر نبود. اوباما، صدای رسای جمعیتِ تا به امروز سرکوب شده‌ی سیاه‌پوست در آمریکاست. فروکاستن اوباما به بازیچه‌ی قدرت دیگران و ملعبه‌ی سیاست‌مدارانِ پشت‌ِ پرده، تصوری است ساده‌انگارانه. نبردِ دیشب میان مک‌کین و اوباما، نبردی بود نفس‌گیر اما اوباما به آسانی بر آن غلبه کرد. آن همه شور و اشتیاقی که در گوشه‌گوشه‌ی آمریکا موج می‌زد و حرص مردمِ آمریکا برای تغییر، خاطره‌ی انتخاب شدنِ خاتمی را پیش چشم بیننده زنده می‌‌کند.

انتخاب اوباما، طلیعه‌ی تغییرهای بزرگی در سیاست‌های داخلی و خارجی آمریکاست. اوباما تنها نماینده‌ی حزب دموکرات نیست. اوباما سیاه‌پوست هم هست. دقت کرده‌اید که در کنیا دو روز تعطیل عمومی اعلام کرده‌اند؟ کجای دنیا چنین کاری می‌کنند؟ اوباما تنها برای آمریکا نیست که مهم است. برای جهان هم مهم است. در این میان البته سیاست‌مداران کشور ما طبق معمول همان سیاست‌مداران سابق‌اند. وزیر خارجه‌ی ما گفته است امیدوار است آقای اوباما بتواند خواست مردم آمریکا را بر آورده کند. گذشته‌ از لحنِ بیان و ادبیات نامناسبی که برای ابراز نظر اختیار شده است و در عرف دیپلماتیک چندان زبانِ درخوری نیست، فرض کنیم هنگام انتخابات ریاست جمهوری ایران وزارت خارجه‌ی آمریکا عباراتی شبیه به همین را درباره‌ی رییس جمهور تازه انتخاب شده می‌گفت. واکنش دولت ایران چه می‌شد؟ آدم خوب است اول یک سوزن به خودش بزند بعد یک جوالدوز به دیگران! اگر سیاست‌مداران ما،‌ بلد نیستند درست حرف بزنند، اصلاً حرف نزنند. بگذارند وضعیت همینی که هست بماند. لازم نیست کار را خراب‌تر از این‌که هست بکنند.

به حاشیه نروم. مقصود من از نوشتن این یادداشت این بود که باید انتخاب شدن اوباما را در بستر تاریخی بلند آن دید و تحلیل‌های عامه‌پسند و ساده‌اندیشانه را برای جای دیگر گذاشت. اوباما به طرز بی‌سابقه‌ای عاطفه و احساس ملت آمریکا از سیاه گرفته تا سپید را برانگیخت. و این یعنی اتوریته. این کار را با قدرت و زور نمی‌شود کرد. (می‌توان گفت اوباما کاریزما دارد؟ شاید. نمی‌دانم.) اوباما بر خلاف مک‌کین سنجیده حرف می‌زند. حساب شده صحبت می‌کند. گفتارش شمرده و متین است. بی‌عقلی و شتابزدگی در گفتارش نشنیده‌ام تا به حال. داشتم امروز فکر می‌کردم بی‌سوادی و زبان‌نادانی بوش مدت‌ها برای ماها اسباب تفریح و خنده بود. الآن که بوش رفته است به کدام سیاست‌مدار به خاطر گاف‌های گفتاری‌اش باید خندید؟ انتخاب اوباما برای آمریکا نشانه‌ی بازگشت عقلانیت و صداقت در گفتار و رفتار باید باشد. آینده بیشتر نشان خواهد داد چقدر این برداشت درست است. اوباما به درستی گفته بود که آن‌چه که امروز رخ داده است، گواهی است بر این‌که در آمریکا هر اتفاقی ممکن است بیفتد. همه چیز در آمریکا ممکن است. آمریکا هنوز قابلیت‌های فراوانی دارد. ویرانی‌هایی که حزب جمهوری‌خواه با یکه‌تازی جورج بوش و نئوکان‌ها در خودِ آمریکا و اطرافِ جهان آفرید، جایی باید متوقف می‌شد. باید دید اوباما چه می‌‌کند. اوباما در لحظات اولیه‌ی اعلام نتایج از فضای تلخ و مسمومی که دیرزمانی بر سیاست آمریکا حاکم بوده است سخن گفت ( متن کامل سخنان اوباما را بخوانید).  او برای تغییر آمده است. از انتخاب اوباما و رفتن بوش و جمهوری‌خواهان کم‌ظرافت و خشنی که مایه‌های عقلانی ژرفی در آن‌ها نمی‌دیدم، خوش‌حال‌ام.

پ. ن. اوباما سخنان‌اش را با این جمله آغاز کرد:
«اگر هنوز کسی این‌جا هست که باز هم شک دارد که آمریکا جایی است که در آن هر چیزی ممکن است؛ یا کسی باشد که نداند آیا رؤیای بنیان‌گذاران ما هنوز در زمان ما زنده است یا نه؛ یا کسی باشد که هنوز قدرت دموکراسی ما را زیر سؤال می‌برد، امشب جواب‌اش را گرفته است.»
بد نیست این مقاله‌ی تایمز را هم بخوانید: «چهار دلیل انتخاب اوباما»

  1. م گفت:

    این جسی جکسون که شما به‌اش لینک داده‌اید سناتور نیست

  2. احسان گفت:

    دوست عزیز از نظر من دیدگاه شما نیز تا حدودی ساده انگارانه است. درست است که رسیدن یک سیاه پوست در عرض ۴ سال از مجلس سنا به ریاست جمهوری امریکا بیانگر نظام شایسته سالار است. در ایران بی حساب و کتاب هم احمدی نژاددر عرض ۳ تا ۴ سال مطرح میشود و میشود ریس جمهور. تفاوت ایران با امریکا در این است که انجا فرد بایستی توانمند باشد اما در ایران نه. با این وجود ممکن است در ایران یک بازیگر بتواند هر طور دلش میخواهد بازیکند و سناریو خودش را تغییر دهد اما در امریکای حساب و کتاب دار بعید است. اوباما تنها یک بازیگر خوب است. به گمان من اگر بخواهد کوچکترین تغییری در دیالوگها ایجاد کند از بازی بیرون کشیده خواهد شد. ممکن است انتخاب اوباما نشان گر ظهور تغییرات زیادی باشد اما ناخوشایند بودن این تغییرات چندان دور از انتظار نیست.

  3. امبن گفت:

    آدم کم میاره واقعاً! پیام تبریک احمدی‌نژاد به اوباما:
    http://tabnak.ir/pages/?cid=24348

  4. nima گفت:

    اتوریته کافی نیست. جهان پس از ۱۱ سپتامبر جهان پیچیده ایست. جهانی که در آن یک دشمن همزمان همرزم است. مثل رابطه سه گانه ایران و امریکا و القاعده. با مطلبی درباره اوباما با عنوان او با او در خدمتم.
    ****************
    دوست عزیز،
    من هیچ جا نگفتم «اتوریته کافی است».

|