۴

قحط خدا

«قحط خداست، قحط خدا، قحط خدا!»

پ. ن. این حرف زمان ابوسعید ابوالخیر بیشتر معنا داشته یا حالا؟ این او بوده که حس می‌کرده قحط خدا بوده یا همه فکر می‌کرده‌اند قحط خدا بوده؟ این من هستم که فکر می‌کنم قحط خداست یا بقیه هم همین‌طور فکر می‌کنند؟ یعنی نیچه هم که می‌گفت: «خدا مرده است!» چیزی شبیه به همین را حس کرده بود؟ یعنی «قحط خدا» چیزی است شبیه به «مرگ خدا»؟

  1. ناشناس گفت:

    man fekr mikonam khoda darune adamast vaghti az khodet door mishi khodaham
    azat door mishe
    shyadam vaghti baghiye adamaro mibini ke del mordan

  2. دانشجوی دانشگاه تهران گفت:

    سلام ملکوتی
    جالب بود برام !
    دیروز یک مطلب در بالاترین خوندم از یک وبلاگی که برام جالب بود گفتم شما هم بخونی بد نیست آدرسش اینه! اما اسمشو نتونستم بخونم
    http://www.qooqel.blogfa.com

  3. یعنی گوش های خدا کمی سنگین شده…

  4. فرزین گفت:

    برادر ارجمند
    با این تعلقات که شما دارید فضای قم یا تهران بیشتر کمکتان میکند فکر میکنم وقت و پولتان را بهدر میدهید قدر امثال محمد علی فروغی ها را تازه میفهمیم که از حضورشان در غرب چه بهره ها رساندند .
    *********
    شما از کجا سود و ضرر بنده را تشخیص دادید که حالا بنده را گذاشتید کنار محمد علی فروغی؟ برادر ارجمند دیر آمده‌اید، زود دارید می‌روید! معلوم است که در تمام عمرتان این‌ جور حرف‌ها را فقط در قم و تهران تحویل‌تان داده‌اند! (البته بسیار بعید می‌دانم در قم و تهران حرف‌های ابوسعید ابوالخیر را تحویل‌تان بدهند و علی‌الظاهر از حرف‌تان معلوم می‌شود که حتی نمی‌دانید در قم و تهران چه چیزی تحویل مردم می‌دهند). ولی خوب توقع بیشتر از این هم نباید از شما داشت دیگر!
    ولی از این‌ها گذشته، تو رو به خدا، یا تو را جان هر کسی که دوست داری، بیا کج بنشین و راست بگو، من چه جور «تعلقات»ی داشته باشم خوب است؟ چه جور تعلقاتی داشته باشم «چه بهره‌ها» به چه کسانی از حضور ما در غرب می‌رسد؟ چه جوری باشم، شما ذوق می‌کنید؟
    د. م.
    *************
    دوست عزیز،
    نظر بعدی‌تان را چنان‌که خواسته بودید، منتشر نکردم و گرنه پاسخ‌ها می‌شد داد به آن همه پیش‌فرض و خلط مبحث‌ها. چون هیچ نشانی هم از خودتان به جا نگذاشته‌اید، پی‌گیری این گفت‌وگو هم بیهوده است (چون گفت‌وگویی نیست دیگر).
    یکشنبه ۷ مهر،
    د. م.

|