۲

عاشقان کشتگانِ‌ معشوق‌اند

برای من شبِ قدر، يعنی شبِ طرب. شبِ شهادت مولا هم یعنی شبِ طرب. عزا و ماتم برای خسارت است و فقدان. وقتی خسارت و فقدانی در ميان نباشد، ماتم و سوگواری برای چه و برای که؟ وقتی همه چيز نو به نو می‌رسد و تازه است، غم از برای چی‌ست؟ حکايتِ آن‌ها که از سوگ‌واری دکانی می‌سازند و بازاری، جداست. عاشقان اهل تجارت نيستند. سوداگری کردن به بهانه‌ی ماتم اميرالمؤمنين، فریفتن خلايق است. نه علی نيازمند سوگ‌واری کسی است و نه سوگ‌واری برای علی، بی معرفت و شناخت قدری دارد. به معرفت هم اگر برسی، ديگر سوگ‌واری نمی‌کنی:
بی معرفت مباش که در من يزيدِ عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند

اين قطعه‌ی «نگار» را از آلبومِ «بی‌نشان» که حسام الدين سراج خوانده است، گوش بدهيد. سخت مناسب اين احوال است. هنرمندانی که سراج را همراهی کرده‌اند،‌ عبارت‌اند از:
جلال ذوالفنون؛ سرپرست همنوازان سه تار
محمد موسوی؛ نی همنواز آواز
حسن ناهید؛ نی همنواز گروه
احمد خاک طینت؛ دف
بیژن زنگنه؛ تنبک

  1. گاوخونی says:

    روز و شب‌مان که عزا و ماتم است، چه‌باک؟ ام‌شب هم روی آن.. با هم‌این نوای ساز.. با هم‌این ذوالفنون‌اش.

  2. حسین says:

    …می بینیم که تودۀ ما هنوز حرف می زند و حرف را خوب می زند. تعجب نکنید که جگونه من دارم از «گریستن» دفاع می کنم, که شنیده اید و بارها, که از برنامۀ گریه و روضه انتقاد کردام…
    دکتر علی شریعتی؛ کتاب فاطمه فاطمه است

|