۳

سخنرانی شهرستانی در خوارزم

Print Friendly, PDF & Email
اين يادداشت شايد برای کسانی که اهل مطالعه‌ی تاريخ و علم کلام هستند و تبحری در اين زمينه‌ها دارند فایده‌ی خاصی نداشته باشد. اما محض ثبت در تاريخ هم که شده اين‌جا می‌نويسم‌اش. تاج الدين محمد بن عبدالکريم شهرستانی بيشتر به خاطر کتاب «الملل و النحل»‌اش مشهور است که اثری است درباره‌ی اديان و مذاهب. اين کتاب را صائن الدين محمد ابن تُرکه اصفهانی (اصالتاً اهل خجند بوده؛ اين‌جا را ببينيد) به فارسی ترجمه کرده و اين ترجمه را دکتر جلالی نايينی تصحيح و منتشر کرده است. به جز این، شهرستانی مشهور است به اين‌که از متلکمين اشعری مسلک است. و کتاب «نهاية الاَقدام» او در کلام اشعری است. همچنين، شهرستانی کتابی دارد به نام «مصارعة الفلاسفة» که نقدی است بر فلسفه‌ی ابن سينا، البته از مواضعِ کلامی اشعری (خواجه‌ی طوسی در زمان اقامت‌اش در الموت، کتابی نوشته است در رد همين اثر با عنوان «مصارعة المصارع» که نقدی است بر آراء اشعری شهرستانی و دفاع از ابن سينا – در آن فضای کلامی و جدلی، بازار رديه نوشتن بسيار گرم بوده است).

اما در کنارِ اين‌ها شهرستانی اثری دارد که سرشتی متفاوت با ساير آثار شناخته شده‌ی او دارد. شهرستانی تفسير قرآنی دارد به نام «مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار» که چندين سال پيش نسخه‌ی عکسی آن در ايران منتشر شد و تا جايی که من خبر دارم تصحيح و ترجمه‌ای انگليسی از آن به زودی در انگليس منتشر خواهد شد. اين تفسير شهرستانی، خصلت شيعی برجسته‌ای دارد و به طور خاص گرايش‌های آشکارِ اسماعيلی در آن به چشم می‌خورد. بنا به روايتی که خواجه‌ی طوسی در رساله‌ی «سير و سلوک» آورده است (چاپ جديد از دکتر سيد جلال بدخشانی)، شهرستانی معلمِ دايیِ طوسی بوده است و طوسی در آن رساله، شهرستانی را «داعی الدعاة» می‌خواند. جز اين، شهرستانی در ملل و نحلِ خود، رساله‌ی چهار فصل حسن صباح را نقل می‌کند که نشان از ارتباط بسيار نزديکِ او با دستگاه دعوت باطنيان الموت دارد (و جای تعجب نيست که طوسی او را داعی خوانده است). شهرستانی، سخنرانی‌ای در خوارزم داشته است که به زبان فارسی است و در انتهای ترجمه‌ی فارسی ملل و نحل‌اش توسط دکتر جلالی نايينی منتشر شده است. در اين سخنرانی، از واژگان و اصطلاحاتی استفاده شده است که در تفسیر قرآن‌اش نيز به چشم می‌خورد و روحيه‌ی تأويل‌گرای اسماعيلی عصر الموت در آن مشهود است. جدای از اين‌ها، اين سخنرانی ارزش ادبی خاصی هم دارد. سخنرانی شهرستانی نثری دارد بسیار شيوا و شاعرانه که در آن به وفور از آيات قرآنی و احاديث استفاده شده است. گزاف نیست اگر بگوييم اين سخنرانی شهرستانی، در کنار تفسير قرآن‌اش می‌تواند در زمره‌ی ادبيات اسماعيليان دوره‌ی الموت به شمار آيد. نسخه‌ی پی‌دی‌اف اين سخنرانی را برای منفعت عامه‌ی اهل تحقيق (علی‌الخصوص آن‌ها که دسترسی به کتابخانه‌های لازم را ندارند) اين‌جا می‌گذارم: متن مجلس مکتوب شهرستانی منعقد در خوارزم.

پ. ن. می‌بينيد که باز از عالم شين نامه‌ها فاصله گرفتم!
پ. ن. ۲. گرايش‌های دينی شهرستانی و رفتار پر تناقض او در چنان عصری اصلاً عجيب نبوده، علی‌الخصوص که شيعيان و به خصوص باطنيان اسماعيلی مرتب تحت تعقيب بوده‌اند و از همه مهم‌تر رسمِ تقيه، مهم‌ترين استراتژی ادامه‌ی حياتِ عموم شيعيان بوده است.

  1. Xashaiar says:

    با درود،
    از این نوشتار شما سپاسگذارم. پرسشی داشتم. آیا میدانیم که شهرستانی پارسی‌ بوده است یا عرب یا ترک، … کجا میتوان یک زندگی‌ نامه یا هر آنچه که درباره او نوشته یا گفت شده باشد یافت؟
    پیشاپیش سپاسگزارم
    خشایار
    *************
    گمان می‌کنم همان تصحيح دکتر جلالی نايينی زندگی‌نامه‌ای را هم شامل شده باشد. حال ايرانی (يا به قول شما پارسی)، عرب يا ترک بودن او چه تفاوتی در اندیشه‌اش می‌گذارد؟ مثلاً شما پوپر را يا نيوتون را جدی نمی‌گيريد چون ايرانی نيستند؟
    د. م.

  2. خشایار says:

    سپاس از پاسختان. اما فکر می‌کنم کمی‌ تند رفتید. به منظور کامل کردن مقالهٔ مربوطه در سایت انگلیسی در مورد شهرستانی نیاز به درج مشخصات نژادی و قومی هست، همانگونه که در همهٔ دانشنامه‌ها رایج هست. و اگر نه من نه نژادپرست هستم و نه پرسشم چنان چیزیی را میگفت. امیدوارم پیش دوری که تا حدی مشخسهٔ بسیاری از ایرانیها، از جمله خود من، هست کم کم با استفاده از تجربه دیگران به ویژه غربیان و کوشش پژوهشگرانی چون شما از کشور ما رخت بر بندد. پیروز باشید.
    *************************
    دوست عزيز،
    اگر دنبال پاسخ آن سؤال بوديد بايد به يک دايرة المعارف مراجعه می‌کرديد نه وبلاگ بنده. شما خودتان ملاحظه بفرماييد که چه نوشته‌ايد که من به اين تصور رسيده‌ام: «آیا میدانیم که شهرستانی پارسی‌ بوده است یا عرب یا ترک» (و کامنت‌گذار با نام «خشايار» نظر می‌گذارد). پس، قضيه خيلی ساده است و گمان نمی‌کنم من در تشخيص‌ام به خطا رفته باشم. صورت درست سؤال می‌توانست اين باشد: «آيا جايی از تبار يا مليت شهرستانی سخنی به ميان آمده است؟» و تازه اين با فرض این بوده است که اصلاً اين چنين پرسشی در ذيل چنين مطلبی چه موضوعيت و ارتباطی داشته است؟ هيچ کدام از اجزای نوشته‌ی من کوچک‌ترین ربط مفهومی و معنايی با تبار و نژاد شهرستانی ندارد. پس توقع نداشته باشيد وقتی همه‌ی عناصر يادداشت شما،‌ شما را در این موضع قرار می‌دهيد، من هم از شما سؤال نپرسم. و سؤال من شايد لحنی تند دارد، اما بسيار فاصله دارد با آن‌چه حضرت‌عالی نوشته‌ايد و آن هم به نام همه‌ی ايرانی‌ها!
    د. م.

  3. خشایار says:

    با سپاس از پاسخ شما. باز هم تند رفتید. متوجه چند اشتباه نوشتاری در یاداشت پیشینم شدم، ضمن پوزش خواهی‌ بگذارید این بحث را که هم به شما حق میدهد و هم کمی‌ به من خشایار نام پایان دهیم. پیروز باشید.

|