۱

دموکراسی يا آنتی‌تزِ دموکراسی؟

اين خيل کثير روشنفکران و سياسيون و اپوزيسيون ايرانی به خيالی خوش‌اند از دموکراسی. اين آشِ دهن‌سوزی که هيچ کس نمی‌داند دقيقاً چی‌ست. آن قدر از ظلم و ستم به ستوه آمده‌اند که حاضرند به هر چيزی متوسل شوند بدون آن‌که بدانند بعدش چه اتفاقی می‌افتد! دموکراسی خوب است؟ شايد. دموکراسی بسیار فوايد دارد که بسيار کسان نه فوايدش را خوب می‌شناسند نه ضررهای‌اش را. گاهی اوقات دموکراسی به ضدِ خودش بدل می‌شود. دموکراسی راه را بر ظلم و ستم توده‌ها باز می‌کند… الآن چيزی ديدم و شنيدم که یکی از سياسيون ايرانی چنان با حرارت از دموکراسی حرف می‌زد که گويی وحی منزل است. حوصله ندارم بنشينم بحث کنم درباره‌اش. لينک هم نمی‌دهم. هر کس خواست حدس بزند چه کسی کجا چه گفته است. ولی چيزی خواهم نوشت در باب دموکراسی و توهم‌هايی که ما ايرانی‌ها درباره‌‌اش داريم. دموکراسی خيلی خوب است. اما وقتی خوب نشناسی‌اش بلای جان‌ات می‌شود. هر چيز را وقتی خوب نشناسی و درست به کارش نبندی، می‌شود بلای‌ جان‌ات… و اين است قصه‌ی تولد و مرگ دموکراسی… تا بعد.
  1. هابز می گفت آدمی از ناشناخته هراسناک است، حالا عده ای از ناشناخته شادمان

|