۰

گريه

Print Friendly, PDF & Email
بگريست چشمِ ابر بر احوالِ زارِ من
جز آهِ من به گوش وی اين ماجرا که بُرد؟

پ. ن. باران می‌بارد؛ سنگين. رعد می‌غرد. زمين خيس است. اشکِ آسمان، گونه‌های خشکِ زمين را تر کرد .و ما؟ يادی و حسرتی… سودايی و دردی… گريه‌ی ابر هم ما را به ياد گريه‌ی خودمان می‌اندازد! هر بارشی می‌شود بارشِ اشک! هر خروشی می‌شود خروشِ عشق!

|