۱

يک شب…

Print Friendly, PDF & Email
ما شبی دست بر آريم و دعايی بکنيم. حالا ببين!
  1. ساربان says:

    شاید همین پست های توی وبلاگت مصداق عینی همان «گفتگو»هایی باشند که تازه آئین درویشی نیستند. داره بهت میگه، گفتگو آئین درویشی نبود! شاید تازه اون روزی که از شدت خستگی و ناامیدی -یا امید- کتاب و دفتر و وبلاگ و کامپیوتر و همه رو به دریا ریختی تازه قدم به وادی حیرت توان گذاشت!این زلم زیمبول بازی ها رو چیکار به این طریقت، دفتر صوفی سواد و حرف نیست، کتاب ها را بنه و بیا!

|