۴

ای فسانه

ای فسانه، فسانه فسانه

ای خدنگِ تو  را من نشانه
ای دوای دل ای داروی درد
همره گريه‌های شبانه
با منِ سوخته در چه کاری؟

ای فسانه! خسان‌اند آنان
که فروبسته ره را به گلزار
خس به صد سال توفان ننالد
گل ز يک تندباد است بيمار
تو مپوشان سخن‌ها که داری!

شرح‌اش را بعداً می‌نويسم. به تصنيف فسانه با صدای مرحوم بسطامی و آهنگ کيوان ساکت گوش دهيد. شعر هم که از نيماست.

آن تصنيف ديگر را هم که از همين آلبوم فسانه است، من خيلی دوست دارم.

  1. علیرضا says:

    عزیزجان
    این سایت خزانه غنی موسیقی اش مونس شام های تار ما در دیار غربت است. اما نفس میگیرد این صفحاتش تا بالا بیاید. تو را به جان شوشتری و دشتی فکری کن.
    ***
    چی دير بالا مياد دقيقاً؟ بعد هم بفرماييد از کجا گوش می‌دهيد؟ ديگر اين‌که می‌شود از طربستان سابق هم استفاده کرد که سبک‌تر است.

  2. مريم says:

    I lovvvvvve this song
    the one that can be heard.
    thanks a lot dear Mr. daryoush.

  3. امین says:

    این «بعداً می‌نویسم» شما هم حکایتی است، مصداق واقعی «هزار وعده‌ی خوبان یکی وفا نکند»! اگر وقت داشتم پیدا کنم نمونه زیاد بود که گفته‌اید «در مجالی دیگر» و «فرصتی مناسب» این را مفصل خواهم نوشت… که هیچ نیامده است آن فرصت. شاید شگردی باشد مثل «ادامه دارد» زیر پاورقی روزنامه‌ها، یا گویا اشارتی به این که «از ازل تا به ابد فرصت درویشان است» و حالا دیر نمی‌شود!
    ———————————-
    البته این هم نکته‌ای است. اما باور بفرماييد هيچ شگردی نيست. العبد یدبر و الرب یقدر. من می‌خواهم چیزی را بنویسم که آن وقت زمان مناسب‌اش نرسيده. اما بعداً خودم گرفتار کارهای دیگر می‌شود و موضوع از خاطرم می‌روم. شاید بد نباشد اين‌ها را همين‌جور فهرست کنم و ببينم چی هستند، شاید بشود نوشتشان. البته اگر به خاطرم مانده باشد که چه می‌خواستم بگويم.
    🙂

  4. matin says:

    bah bah
    afarin be shoma ke hamchi zoghei darin

|